1. stagnant business
کاسبی کساد
2. stagnant water
آب راکد،لشاب،خفتاب
3. As worms are bred in a stagnant pool, so are evil thoughts in idleness.
[ترجمه mory] همانطور که کرم ها در استخر راکد پرورش میابند افکار شیطانی نیز در بیکاری و بی حرکتی پدیدمی آیند.
[ترجمه ترگمان]همان طور که کرم ها در آبگیر راکد پرورش می دهند، پس افکار شیطانی در تنبلی هستند
[ترجمه گوگل]همانطور که کرم ها در یک استخر ایستاده اند، بنابراین افکار بد در حالت خلوص هستند
4. Few fish survive in the stagnant waters of the lake.
[ترجمه ترگمان]تعداد کمی از ماهی ها در آب های راکد دریاچه زنده می مانند
[ترجمه گوگل]ماهی های کوچکی در آبهای ساحلی دریاچه زنده ماندند
5. There is a stagnant pool at the botom of the garden.
[ترجمه ترگمان]یک استخر راکد در انتهای باغ وجود دارد
[ترجمه گوگل]یک استخر راکد در باغ باغ وجود دارد
6. He found himself in a vast stagnant bog.
[ترجمه ترگمان]خود را در یک باتلاق بزرگ راکد یافت
[ترجمه گوگل]او خود را در یک خلسه روبروی گسترده یافت
7. A stagnant economy combined with a surge in the number of teenagers is likely to have contributed to rising crime levels in the US.
[ترجمه ترگمان]یک اقتصاد راکد با افزایش تعداد نوجوانان به احتمال زیاد منجر به افزایش سطوح جرم در ایالات متحده شده است
[ترجمه گوگل]اقتصاد رو به زوال همراه با افزایش شمار نوجوانان احتمالا موجب افزایش سطح جرم در ایالات متحده شده است
8. The horse trough was full of stagnant water.
[ترجمه ترگمان]آبشخور اسب ها پر از آب راکد بود
[ترجمه گوگل]سوار اسب بود پر از آب راکد بود
9. Mosquitoes breed in stagnant pools of water.
[ترجمه ترگمان]پشه ها در استخرهای راکد آب پرورش داده می شوند
[ترجمه گوگل]پشه ها در استخرهای روباز آب رشد می کنند
10. Due to low investment, industrial output has remained stagnant.
[ترجمه ترگمان]به خاطر سرمایه گذاری کم، خروجی صنعتی راکد مانده است
[ترجمه گوگل]با توجه به سرمایه گذاری کم، تولید صنعتی با رکود مواجه است
11. Reforming Warsaw's stagnant economy requires harsh measures that would translate into job losses.
[ترجمه ترگمان]اصلاح اقتصاد راکد در ورشو نیازمند اقدامات سخت گیرانه ای است که ممکن است به ضرر شغلی باشد
[ترجمه گوگل]اصلاح اقتصاد رکود ورشو نیازمند اقدامات شدید است که می تواند به کاهش شغل منجر شود
12. As the stagnant water slopped back and forth their reflections mouthed sleepily, a hundred mouths.
[ترجمه ترگمان]همچنان که آب راکد به عقب و پیش می رفت، reflections، sleepily، و صدها دهان باز می گشتند
[ترجمه گوگل]همانطور که آب رو به زوال به عقب و جلو حرکت می کند، بازتاب های خود را خواب آلود، صد دهان
13. The moss grows in stagnant pools of water.
[ترجمه ترگمان]خزه در برکه های آب راکد رشد می کند
[ترجمه گوگل]قارچ در استخرهای روباز آب رشد می کند
14. Running in streams, stagnant in ponds, drawn from wells.
[ترجمه ترگمان]در جویبارها، stagnant در ponds، از چاه بیرون کشیده می شوند
[ترجمه گوگل]در حال جریان در جریان است، ایستاده در استخر، از چاه های کشیده شده است
15. He is seeking advice on how to revive the stagnant economy.
[ترجمه ترگمان]او به دنبال مشاوره درباره نحوه احیای اقتصاد راکد است
[ترجمه گوگل]او در جستجوی چگونگی احیای اقتصاد رکود است