1. subterranean springs
چشمه های زیر زمینی
2. London has 9 miles of such subterranean passages.
[ترجمه ترگمان]لندن ۹ مایل از این راهروهای زیرزمینی دارد
[ترجمه گوگل]لندن 9 مایل از این پاساژ های زیرزمینی دارد
3. Electronic sensors have located a huge subterranean cavern in the Sierre Madre mountain range.
[ترجمه ترگمان]حسگرهای الکترونیکی دارای یک غار زیرزمینی عظیم در دامنه کوه Sierre Madre واقع شده اند
[ترجمه گوگل]سنسورهای الکترونیکی یک غار بزرگ زیرزمینی در محدوده کوه سیر مدر قرار گرفته اند
4. She snarled as she leapt from her subterranean tunnel out into the sunlight, on to the bloodstained sand.
[ترجمه ترگمان]وقتی از تونل زیرزمینی بیرون پرید، با صدای خرناس مانندی گفت: از تونل زیرزمینی بیرون پرید و روی شن خون آلود قرار گرفت
[ترجمه گوگل]او در حالی که از تونل زیرزمینی خود به سمت نور خورشید، به سمت شن و ماسه خون ریخته شد، از خواب بیدار شد
5. The Government were clearly unaware of the subterranean effort to bring the issue to the fore.
[ترجمه ترگمان]دولت به روشنی از تلاش های زیرزمینی برای آوردن این موضوع آگاه بود
[ترجمه گوگل]دولت به وضوح از تلاش های زیرزمینی برای برانداختن این مسئله آگاه نبود
6. The twilit subterranean chambers carried undertones of the cave sanctuaries.
[ترجمه ترگمان]اتاق های زیر زمینی که آهسته آهسته زمزمه می کردند، زمزمه می کرد
[ترجمه گوگل]اتاق های زیرزمینی Twilit تحت فشار قرار دادند
7. Snaking ominously up from its subterranean silo, the 330, 000-pound missile nearly breaks the surface.
[ترجمه ترگمان]چیزی که در زیر زمین زیر زمینی از زیر زمین زیر زمین قرار دارد، ۳۳۰ کیلومتر طول دارد که نزدیک است سطح آن را بشکند
[ترجمه گوگل]موشک های 330 و 000 پوند تقریبا سطح را تخریب می کند
8. A subterranean stream is believed to flow underneath the town.
[ترجمه ترگمان]گمان می رود که یک جریان زیرزمینی در زیر این شهر جریان داشته باشد
[ترجمه گوگل]اعتقاد بر این است که جریان زیرزمینی در زیر شهر جریان دارد
9. She draws on subterranean forces to subjugate and control.
[ترجمه ترگمان]او از نیروهای زیر زمینی برای کنترل و کنترل خود استفاده می کند
[ترجمه گوگل]او به نیروهای زیرزمینی تسلیم می شود تا تحت کنترل و کنترل قرار گیرد
10. She is associated with a bridge, a subterranean aqueduct and a magic distaff, one of the symbols of Athene.
[ترجمه ترگمان]او با پلی، یک آبراهه subterranean و یک distaff جادویی مرتبط است که یکی از نمادهای of است
[ترجمه گوگل]او با یک پل، یک آبشار زیرزمینی و یک جادوی مجلسی، یکی از نمادهای آتین، همراه است
11. The subterranean rhizome is generally short, the narrow leaves forming a dense rosette.
[ترجمه ترگمان]این rhizome زیرزمینی عموما کوتاه است و برگ های باریک یک گل متراکم را تشکیل می دهند
[ترجمه گوگل]ریزوم زیرزمینی به طور کلی کوتاه است، برگ های باریک یک روستای متراکم تشکیل می دهند
12. Next morning found us deep in subterranean Rims.
[ترجمه ترگمان]صبح روز بعد ما را در زیر زمینی زیرزمینی یافت
[ترجمه گوگل]صبح روز بعد ما را در عمق زیرزمینی یافت
13. Since then, they have represented the darker, subterranean forces of nature.
[ترجمه ترگمان]از آن زمان به بعد، آن ها نمایانگر نیروهای darker، زیر زمینی طبیعت هستند
[ترجمه گوگل]از آن زمان، آنها نیروهای تاریک و زیرزمینی طبیعت را نشان داده اند
14. To the Incas hell was a subterranean, cold place where you lived on stones: heaven was with the sun.
[ترجمه ترگمان]به جهنم، جایی که تو روی سنگ زندگی می کردی، زمین زیر آفتاب بود: بهشت با خورشید بود
[ترجمه گوگل]به اینکاها جهنم یک زمین زیرزمینی بود، جایی که شما در آن جا بودی که در آسمان سنگ بود با آفتاب