(آنچه که صدای قروچ قروچ ایجاد کند) خش خش کننده، کروچی، کلوچی، کروچگر، ترد، قاق، قاق kloucheh bread is very crunchy نان کلوچه خیلی ترد است
crunchy
(آنچه که صدای قروچ قروچ ایجاد کند) خش خش کننده، کروچی، کلوچی، کروچگر، ترد، قاق، قاق kloucheh bread is very crunchy نان کلوچه خیلی ترد است
انگلیسی به فارسی
(آنچه که صدای قروچقروچ ایجاد کند) خشخش کننده، کروچی، کلوچی، کروچگر، ترد، قاق
ترد
انگلیسی به انگلیسی
صفت ( adjective )
حالات: crunchier, crunchiest
مشتقات: crunchily (adv.), crunchiness (n.)
حالات: crunchier, crunchiest
مشتقات: crunchily (adv.), crunchiness (n.)
• : تعریف: making or capable of making a crunching sound, esp. when chewed; crispy.
• مشابه: crisp
• مشابه: crisp
- Fresh celery is so nice and crunchy.
[ترجمه ترگمان] کرفس تازه خیلی قشنگ و ترد است
[ترجمه گوگل] کرفس تازه خیلی خوب و شکننده است
[ترجمه گوگل] کرفس تازه خیلی خوب و شکننده است
• brittle; making a crackly sound (when chewed, stepped on, etc.)
crunchy food is hard or crisp, and makes a noise when you eat it.
crunchy food is hard or crisp, and makes a noise when you eat it.
مترادف و متضاد
brittle
Synonyms: chewy, crackling, crisp, crispy, crumbly, crusty
جملات نمونه
1. kloucheh bread is very crunchy
نان کلوچه خیلی ترد است.
2. Delicious stir fried with meats, they have a crunchy texture similar to string beans, but they cook faster.
[ترجمه ترگمان]stir لذیذ که با گوشت سرخ شده، یک بافت ترد شبیه به لوبیا نخ دارند، اما آن ها سریع تر آشپزی می کنند
[ترجمه گوگل]گوشت خوشمزه با گوشت سرخ شده است، آنها یک بافت شکننده را شبیه به لوبیای رسیده دارند، اما سریع تر می خورند
[ترجمه گوگل]گوشت خوشمزه با گوشت سرخ شده است، آنها یک بافت شکننده را شبیه به لوبیای رسیده دارند، اما سریع تر می خورند
3. They are big, crunchy and toasted just right, and the ones everyone fishes out first are temptingly powdered with paprika.
[ترجمه ترگمان]آن ها هم بزرگ، ترد و برشته هستند و هر کسی اول ماهی را بیرون می کشد و با فلفل پودر می زند
[ترجمه گوگل]آنها بزرگ، تند و تند است و درست درست است، و کسانی که همه ماهی را برای اولین بار، با وسوسه انگیز پودر شده با پاپی قرمز
[ترجمه گوگل]آنها بزرگ، تند و تند است و درست درست است، و کسانی که همه ماهی را برای اولین بار، با وسوسه انگیز پودر شده با پاپی قرمز
4. Crisp, crunchy cookies are usually high in fat.
[ترجمه ترگمان]چیپس، معمولا خیلی چاق و چله
[ترجمه گوگل]کوکی ها تند و سرخ شده معمولا با چربی زیاد هستند
[ترجمه گوگل]کوکی ها تند و سرخ شده معمولا با چربی زیاد هستند
5. These leaves are valued for their crunchy texture and slightly smoky flavour, and are usually sold in plastic bags.
[ترجمه ترگمان]این برگ ها برای بافت ترد و بوی کمی دود گرفته می شوند و معمولا در کیسه های پلاستیکی فروخته می شوند
[ترجمه گوگل]این برگ ها برای بافت تند تند و طعم کمی دودی ارزش دارند و معمولا در کیسه های پلاستیکی فروخته می شوند
[ترجمه گوگل]این برگ ها برای بافت تند تند و طعم کمی دودی ارزش دارند و معمولا در کیسه های پلاستیکی فروخته می شوند
6. The pollack was equally good-crisp and crunchy on the outside, meaty and moist within.
[ترجمه ترگمان]The به همان اندازه خوب بود - ترد و ترد در بیرون، گوشتی و مرطوب
[ترجمه گوگل]پولاک در خارج، گوشتی و مرطوب درون آن به اندازه کافی خوب و ترد است
[ترجمه گوگل]پولاک در خارج، گوشتی و مرطوب درون آن به اندازه کافی خوب و ترد است
7. Walnuts add crunchy goodness to salads, soups, and desserts.
[ترجمه ترگمان]گردو خوبی ترد را به سالاد، سوپ ها و دسرهای دیگر اضافه می کند
[ترجمه گوگل]گردو به سبزیجات، سوپ ها و دسرها لطیف می بخشد
[ترجمه گوگل]گردو به سبزیجات، سوپ ها و دسرها لطیف می بخشد
8. Children love crunchy breakfast cereals and they're full of vitamins too.
[ترجمه ترگمان]بچه ها غلات صبحانه را دوست دارند و سرشار از ویتامین هم هستند
[ترجمه گوگل]بچه ها عطر صبحانه شاداب را دوست دارند و از ویتامین ها نیز پر است
[ترجمه گوگل]بچه ها عطر صبحانه شاداب را دوست دارند و از ویتامین ها نیز پر است
9. Try these deliciously crunchy potato skins with garlic mayonnaise as an alternative to the chive and garlic dressing.
[ترجمه ترگمان]این پوست سیب زمینی شیرین را با سیر به عنوان یک جایگزین برای the و لباس سیر امتحان کنید
[ترجمه گوگل]سعی کنید این پوست های سیب زمینی تلخ خورده با سس مایونز را به عنوان جایگزینی برای چاشنی و سس پودینگ کنید
[ترجمه گوگل]سعی کنید این پوست های سیب زمینی تلخ خورده با سس مایونز را به عنوان جایگزینی برای چاشنی و سس پودینگ کنید
10. Decorate, if wished, with edible flowers and a crunchy lettuce heart salad.
[ترجمه ترگمان]decorate، اگر مایل باشد، با گل های خوردنی و سالاد کاهو و سالاد کاهو
[ترجمه گوگل]تزئین، اگر می خواهید، با گل های خوراکی و سالاد کریستال کاسه تند
[ترجمه گوگل]تزئین، اگر می خواهید، با گل های خوراکی و سالاد کریستال کاسه تند
11. This super crunchy coating turns out to be ultra-skinny noodles.
[ترجمه ترگمان] این روکش خیلی ترد تبدیل به یه رشته ultra لاغر میشه
[ترجمه گوگل]این پوشش فوق العاده تند به نظر می رسد نودل فوق العاده لاغر است
[ترجمه گوگل]این پوشش فوق العاده تند به نظر می رسد نودل فوق العاده لاغر است
12. She uses a thick, crunchy cornmeal coating to protect the lean meat.
[ترجمه ترگمان]او از یک پوشش ضخیم و ضخیم ترد برای حفاظت از گوشت لاغر استفاده می کند
[ترجمه گوگل]او برای محافظت از گوشت لاغر از پوشش قره قاطی ضخیم و تند استفاده می کند
[ترجمه گوگل]او برای محافظت از گوشت لاغر از پوشش قره قاطی ضخیم و تند استفاده می کند
13. Cream white and brown sugars, salt, butter and crunchy peanut butter thoroughly in large mixing bowl. Beat egg and vanilla into creamed mixture until light and fluffy.
[ترجمه ترگمان]خامه سفید و خامه قهوه ای، نمک، کره و کره بادام زمینی به طور کامل در کاسه بریزید تخم مرغ و وانیل را تا زمانی که سبک و کرکی نرم شود به مخلوط creamed بزنید
[ترجمه گوگل]کره قهوه ای سفید و قهوه ای، نمک، کره و کره بادام زمینی ترد به طور کامل در کاسه بزرگ مخلوط تخم مرغ و وانیل را به مخلوط خامه تا نور و کرکی بزنید
[ترجمه گوگل]کره قهوه ای سفید و قهوه ای، نمک، کره و کره بادام زمینی ترد به طور کامل در کاسه بزرگ مخلوط تخم مرغ و وانیل را به مخلوط خامه تا نور و کرکی بزنید
14. The crunchy kibbles help gently scrub away plaque and prevent tartar build up on the outside.
[ترجمه ترگمان]The ترد به نرمی به تمیز کردن پلاک کمک می کند و از ساختن تارتار در بیرون جلوگیری می کند
[ترجمه گوگل]کیبل های تند به راحتی پوست را پاک می کنند و مانع از ایجاد تارتار در خارج می شوند
[ترجمه گوگل]کیبل های تند به راحتی پوست را پاک می کنند و مانع از ایجاد تارتار در خارج می شوند
Kloucheh bread is very crunchy.
نان کلوچه خیلی ترد است.
پیشنهاد کاربران
ترد و نازک یا ترد وتازه
خشک ( خالی از چربی و آب، یجورایی برشته و ترد )
ترد و شکننده.
ی جورایی صدای خش خش کردن
ی جورایی صدای خش خش کردن
خرچ خرچ
crunchy ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: کروچنده
تعریف: ویژگی مادۀ غذایی ای که در هنگام جویدن در دهان به علت شکنندگی صدا ایجاد می کند
واژه مصوب: کروچنده
تعریف: ویژگی مادۀ غذایی ای که در هنگام جویدن در دهان به علت شکنندگی صدا ایجاد می کند
کلمات دیگر: