کلمه جو
صفحه اصلی

cost a fortune

پیشنهاد کاربران

گرون تمام شدن

to cost a lot of money

خیلی گران
Very expensive

خیلی ارزیدن، خیلی ارزش داشتن

خیلی باارزش و گران قیمت

Very expensive

be very expensive : خیلی گران بودن



بسیار گران بودن/خدا تومن قیمت داشتن

cost an arm and a leg = cost a fortune
خدا تومن قیمت داشتن، بسیار گران بودن، هزینه زیادی برداشتن

پول خون

خیلی خرج در پی داشتن
خرج زیادی روی دست گذاشتن
پول بسیار هنگفتی صرف کاری یا چیزی شدن
بیش از حد انتظار هزینه شدن برای کاری یا چیزی

موضوعی یا چیزی که گران تمام شد

خیلی گران بودن:
put the vase down. That's cost a fortune
گلدون رو بذار زمین. اون خیلی گرونه.

گران ( خیلی گران ) تمام شدن.


خیلی برام آب خورد
It cost me a fortune

گران تمام شد، the image that cost a fortune

I bought a personal jet. Cost a fortune : یه جت شخصی خریدم. کلی خرج رو دستم گذاشت ( خیلی گرون بود )

کاست اِ فُرچِن

Dead expensive

خدات تومن قیمتشه


کلمات دیگر: