1. The grass was soft and springy.
[ترجمه ترگمان]علف ها نرم و نرم بودند
[ترجمه گوگل]چمن نرم و فرسوده بود
2. She's 7 but hasn't lost that youthful, springy step.
[ترجمه ترگمان]اون هفت سالشه، اما یه قدم youthful رو از دست نداده
[ترجمه گوگل]او 7 ساله است اما این گام جوان و باارزش را از دست نداده است
3. We walked across the springy grass.
[ترجمه ترگمان]از روی علف ها بلند شدیم
[ترجمه گوگل]ما در سراسر چمن گیاهی راه می رفتیم
4. The turf felt springy under their feet.
[ترجمه ترگمان]زمین زیر پایشان صاف شده بود
[ترجمه گوگل]جاروبرقی تحت پای خود احساس می کند
5. The turf feels very springy underfoot.
[ترجمه ترگمان]زمین زیر پایش خیلی گرم است
[ترجمه گوگل]جاروبرقی بسیار شکننده است
6. Cicely has a springy, edgy way of moving, half way between a frightened deer and a 440 hurdler.
[ترجمه ترگمان]Cicely یک راه دور از حرکت، نیمه راه بین یک گوزن ترسیده و ۴۴۰ hurdler دارد
[ترجمه گوگل]Cicely دارای یک حرکت جالب و متنوع و متحرک است، نیمه راه بین گوزن های ترسناک و یک مبارز 440
7. Helen and Mona and Callie bobbed on the springy front seat with Ralph.
[ترجمه ترگمان]هلن و مونا و کالی با bobbed در کنار رالف دراز کشیده بودند
[ترجمه گوگل]هلن و مونا و Callie در صندلی جلو صندلی پرنده با رالف
8. There's these springy sort of things bouncing up and down on a string like they're alive.
[ترجمه ترگمان]این گونه چیزهایی است که بالا و پایین می رود و روی یک رشته مثل آن ها بالا و پایین می رود
[ترجمه گوگل]این نوع پرنده ای از چیزهایی است که بالا و پایین می ریزند و رشته ای مشابه زنده می کنند
9. The grass was springy and fresh-smelling.
[ترجمه ترگمان]علف ها springy و fresh بود
[ترجمه گوگل]چمن پرنده و بوی تازه بود
10. Constant bouncing of the feet, through springy legs, is the essential rhythm of powder skiing.
[ترجمه ترگمان]Constant که از پاهایش بالا و پایین می پرد، وزن ضروری اسکی پودر است
[ترجمه گوگل]تندرستی دائمی از پاها، از طریق پاها بهار، ریتم ضروری اسکی پودر است
11. Springy, sheep-cropped turf, crisscrossed with dry stone walls, ran down to the back yards of the houses.
[ترجمه ترگمان]فنری، چمن کوتاه، با دیواره ای سنگی خشک، از دیواره ای سنگی خانه ها پایین دوید و به حیاط پشتی خانه ها رفت
[ترجمه گوگل]جارو برقی، چمن گوسفند، که با دیوارهای سنگی خشک شده عبور می کند، به سمت خانه های عقب رفت
12. Some artists prefer the springy sensitivity of an open canvas whilst others prefer the hardness or smoothness of a board.
[ترجمه ترگمان]برخی از هنرمندان حساسیت شدیدی را نسبت به یک بوم باز ترجیح می دهند در حالی که سایرین سختی یا نرمی تخته را ترجیح می دهند
[ترجمه گوگل]بعضی از هنرمندان حساسیت بهار را از یک بوم آزاد ترجیح می دهند در حالی که برخی دیگر ترجیح می دهند سختی یا صاف بودن یک هیئت مدیره
13. They should feel springy to the touch.
[ترجمه ترگمان]آن ها باید خود را لمس کنند
[ترجمه گوگل]آنها باید به لمس بافتند
14. But then came the springy, difficult to crush and easy-to-use filter matting.
[ترجمه ترگمان]اما بعد شروع کرد به درهم شکستن و استفاده آسان از یک matting
[ترجمه گوگل]اما پس از آن فشرده سازی فشرده، پیچیده و آسان برای استفاده از فیلتر ماتینگ شد
15. His step was springy.
[ترجمه ترگمان]پایش ورم کرده بود
[ترجمه گوگل]گام او پرنده بود