ایستگاه آتش نشانی، ایستگاه کلانتری، مرکز کلانتری
station house
ایستگاه آتش نشانی، ایستگاه کلانتری، مرکز کلانتری
انگلیسی به فارسی
ایستگاه کلانتری، مرکز کلانتری
خانه ایستگاه، ایستگاه کلانتری، مرکز کلانتری
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: a police or fire station.
مترادف و متضاد
headquarters for police or fire
Synonyms: fire station, police headquarters, police station, precinct house
جملات نمونه
1. It had a station house and station master.
[ترجمه ترگمان]یک ایستگاه راه آهن و رئیس ایستگاه بود
[ترجمه گوگل]این خانه ایستگاه و ایستگاه ایستگاه داشت
[ترجمه گوگل]این خانه ایستگاه و ایستگاه ایستگاه داشت
2. Then the whole thing becomes station house gossip.
[ترجمه ترگمان]بعد همه چیز تبدیل به شایعات خونه میشه
[ترجمه گوگل]سپس تمام چیز شنیده ایستگاه خانه می شود
[ترجمه گوگل]سپس تمام چیز شنیده ایستگاه خانه می شود
3. We walked through the station house and stood outside the door for a moment scanning the dark village.
[ترجمه ترگمان]ما از ساختمان ایستگاه خارج شدیم و برای جستجو برای جستجو در دهکده تاریک در بیرون در ایستادیم
[ترجمه گوگل]ما از طریق خانه ایستگاه راه می رفتیم و برای خارج کردن درب ایستادیم و یک لحظه روستای تاریک را اسکن کردیم
[ترجمه گوگل]ما از طریق خانه ایستگاه راه می رفتیم و برای خارج کردن درب ایستادیم و یک لحظه روستای تاریک را اسکن کردیم
4. The little Victorian station house stood there mellow in the sun, with tubs of flowers adding to the colourful scene.
[ترجمه ترگمان]خانه کوچک ویکتوریا در نور آفتاب ملایم بود و گل هایی از گل ها به صحنه رنگارنگ می افزودند
[ترجمه گوگل]خانه کوچک ایستگاه ویکتوریا ایستاده بود در خورشید ملایم ایستاده، با tubs of flowers به صحنه رنگارنگ اضافه شده است
[ترجمه گوگل]خانه کوچک ایستگاه ویکتوریا ایستاده بود در خورشید ملایم ایستاده، با tubs of flowers به صحنه رنگارنگ اضافه شده است
5. McCluskey looked at the station house clock on the wall of his office.
[ترجمه ترگمان]McCluskey ساعت دیواری را به دیوار دفتر خود نگاه کرد
[ترجمه گوگل]McCluskey به ساعت ایستگاه خانه بر روی دیوار دفترش نگاه کرد
[ترجمه گوگل]McCluskey به ساعت ایستگاه خانه بر روی دیوار دفترش نگاه کرد
6. They marched him to the station house, he waited for the dawn.
[ترجمه ترگمان]او را به سوی ایستگاه ایستگاه هدایت کردند و منتظر طلوع خورشید ماند
[ترجمه گوگل]آنها او را به خانه ایستگاه بردند، او منتظر سپیده دم بود
[ترجمه گوگل]آنها او را به خانه ایستگاه بردند، او منتظر سپیده دم بود
7. They marched him to the station house.
[ترجمه ترگمان]او را به سوی ایستگاه ایستگاه هدایت کردند
[ترجمه گوگل]آنها او را به خانه ایستگاه بردند
[ترجمه گوگل]آنها او را به خانه ایستگاه بردند
8. McCluskey sighed and got ready to leave the station house.
[ترجمه ترگمان]McCluskey آه کشید و آماده بیرون رفتن از ایستگاه قطار شد
[ترجمه گوگل]McCluskey آهی کشید و آماده شد تا خانه ایستگاه را ترک کند
[ترجمه گوگل]McCluskey آهی کشید و آماده شد تا خانه ایستگاه را ترک کند
9. Horderley, Plowden and Eaton were grander, each with a red brick station house.
[ترجمه ترگمان]Horderley، Plowden و Eaton، هر یک با یک ساختمان آجری قرمز، بزرگ تر بودند
[ترجمه گوگل]Horderley، Plowden و Eaton گرانتر بودند، هر کدام با یک خانه ایستگاه آجر قرمز
[ترجمه گوگل]Horderley، Plowden و Eaton گرانتر بودند، هر کدام با یک خانه ایستگاه آجر قرمز
10. They found that the track-bed was still in good condition and that the well-preserved station house was inhabited by a local shepherd.
[ترجمه ترگمان]آن ها دریافتند که رختخواب در شرایط خوبی قرار دارد و یک چوپان محلی محل سکونت وی بوده است
[ترجمه گوگل]آنها متوجه شدند که تخت خواب هنوز هم در وضعیت خوبی قرار دارد و خانه ایستگاه به خوبی حفظ شده توسط یک چوپان محلی ساکن شده است
[ترجمه گوگل]آنها متوجه شدند که تخت خواب هنوز هم در وضعیت خوبی قرار دارد و خانه ایستگاه به خوبی حفظ شده توسط یک چوپان محلی ساکن شده است
11. A defendant, Ernesto Miranda, was taken into custody and taken to a station house and put into "Interrogation Room No. " after being accused of a combination rape and kidnapping.
[ترجمه ترگمان]یکی از متهمان، ارنستو Miranda، در بازداشت به سر برد و به یک پاسگاه پلیس برده شد و بعد از متهم شدن به یک تجاوز و آدم ربایی به \"اتاق شماره Interrogation شماره\" تبدیل شد
[ترجمه گوگل]یک متهم، ارنستو میراندا، تحت بازداشت قرار گرفت و به یک خانه ایستگاه منتقل شد و بعد از متهم شدن به تجاوز و آدم ربایی متهم به اتاق بازجویی اتاق شد
[ترجمه گوگل]یک متهم، ارنستو میراندا، تحت بازداشت قرار گرفت و به یک خانه ایستگاه منتقل شد و بعد از متهم شدن به تجاوز و آدم ربایی متهم به اتاق بازجویی اتاق شد
12. Stand this sort insults, petulance pulled the waist sword, general station house when temple to commit suicide die.
[ترجمه ترگمان]این نوع توهین را تحمل کنید، petulance شمشیر را از کمر به بیرون کشید، وقتی که معبد برای خودکشی خودکشی کرد
[ترجمه گوگل]این نوع توهین ها را به عهده می گیرید، ترس از زحمت کشیدن شمشیر کمر، ایستگاه عمومی ایستگاه زمانی که معبد به مرگ خودکشی می کند
[ترجمه گوگل]این نوع توهین ها را به عهده می گیرید، ترس از زحمت کشیدن شمشیر کمر، ایستگاه عمومی ایستگاه زمانی که معبد به مرگ خودکشی می کند
13. A police officer attaches a handheld biometric device to a smart phone, so it's small enough and light enough to take from the station house into the field.
[ترجمه ترگمان]یک افسر پلیس یک دستگاه بیومتریک دستی را به یک تلفن هوشمند متصل می کند، بنابراین به اندازه کافی کوچک و نور کافی است تا از خانه ایستگاه به زمین برسد
[ترجمه گوگل]یک افسر پلیس یک دستگاه بیومتریک دستی را به یک تلفن هوشمند متصل می کند، بنابراین به اندازه کافی کوچک و به اندازه کافی نور است تا از خانه ایستگاه به میدان برسد
[ترجمه گوگل]یک افسر پلیس یک دستگاه بیومتریک دستی را به یک تلفن هوشمند متصل می کند، بنابراین به اندازه کافی کوچک و به اندازه کافی نور است تا از خانه ایستگاه به میدان برسد
14. He also obeyed the system. The bookies in his precinct knew he would never make trouble to get an extra payoff for himself, that he was content with his share of the station house bag.
[ترجمه ترگمان]او همچنین از سیستم پیروی کرد مامور اداره پلیس می دانست که او هرگز به خود زحمت نخواهد داد که پول بیشتری برای خود کسب کند، و از سهم خود در کیف کلانتری راضی بود
[ترجمه گوگل]او همچنین از سیستم اطاعت کرد کتابفروشی ها در حوزه ی خود می دانستند که هرگز برای دریافت سود اضافی برای خود هیچ مشکلی نخواهد داشت، زیرا او با سهم خود از کیسه ایستگاه خانه محسوب می شود
[ترجمه گوگل]او همچنین از سیستم اطاعت کرد کتابفروشی ها در حوزه ی خود می دانستند که هرگز برای دریافت سود اضافی برای خود هیچ مشکلی نخواهد داشت، زیرا او با سهم خود از کیسه ایستگاه خانه محسوب می شود
پیشنهاد کاربران
هو
پاسگاه پلیس.
پاسگاه پلیس.
کلانتری
کلمات دیگر: