1. opinion is swinging in his favor
نظر مردم دارد به نفع او تغییر می کند.
2. his body was swinging from a rope
جسدش از یک طناب آویخته بود.
3. they attacked us, swinging swords and axes
در حالی که شمشیر و تبر در هواتکان می دادند به ما حمله ور شدند.
4. he sat on the table swinging his legs to and fro
روی میز نشست و پاهای خود را به جلو و عقب نوسان داد.
5. The monkey was swinging in the tree.
[ترجمه ترگمان]میمون روی درخت تاب می خورد
[ترجمه گوگل]میمون درخت در حال چرخش بود
6. Huge cranes are swinging cargo up.
[ترجمه ترگمان]جرثقیل های بزرگ در حال نوسان در حال نوسان هستند
[ترجمه گوگل]جرثقیل های بزرگی محرک هستند
7. He walked briskly along the path swinging his rolled-up umbrella.
[ترجمه ترگمان]در حالی که چتر rolled را تاب می داد، از کوره راه دور شد
[ترجمه گوگل]او به سرعت راه خود را به سمت چارچوب نوردی چرخاند
8. He sat on the stool, swinging his legs.
[ترجمه ترگمان]روی سه پایه نشست و پاهایش را تاب می داد
[ترجمه گوگل]او روی مدفوع نشسته و پاهای خود را چرخاند
9. The swinging door is pivoted on one side; the revolving door is pivoted in the centre.
[ترجمه ترگمان]در بالای یک طرف چرخی زد و در چرخی زد که در مرکز می چرخید
[ترجمه گوگل]درب نوسان در یک طرف چرخانده شده است درب گردان در مرکز حرکت می کند
10. The curtains were swinging from side to side in the breeze.
[ترجمه ترگمان]پرده ها از یک طرف به طرف باد تکان می خوردند
[ترجمه گوگل]پرده ها از طرف به طرف در نسیم جاروب شدند
11. They charged the rival gang swinging clubs and knives.
[ترجمه ترگمان]آن ها به گروه رقیب که چوب و چاقو را تاب می دادند، حمله کردند
[ترجمه گوگل]آنها از باشگاه ها و چاقو های نوپای رقیب رنج می بردند
12. Swinging her bag over her shoulder, she hurried on.
[ترجمه ترگمان]با عجله کیفش را روی شانه اش تاب داد و با عجله به راه افتاد
[ترجمه گوگل]او بر روی شانه هایش چرخید
13. I could see him swinging from the branch of a large tree.
[ترجمه ترگمان]می توانستم او را ببینم که از شاخه درخت بزرگ تاب می خورد
[ترجمه گوگل]من می توانم او را از شاخه یک درخت بزرگ ببافم
14. The soldiers advanced at a swinging trot.
[ترجمه ترگمان]سربازان با یورتمه swinging به پیش می رفتند
[ترجمه گوگل]سربازان در یک چرخش نوسان پیشرفت کردند
15. He was swinging his bag back and forth .
[ترجمه ترگمان]کوله پشتی اش را به عقب و جلو تکان می داد
[ترجمه گوگل]او کیسه های خود را به عقب و جلو چرخاند