1. she strongly denounced the government's policies
او به شدت سیاست های دولت را تقبیح کرد.
2. feel strongly about (something)
(نسبت به چیزی) عقاید محکم داشتن،سخت معتقد بودن (به چیزی)
3. whatever is willed strongly will be achieved
آنچه که سخت اراده شود انجام خواهد یافت.
4. after a brief drop, stock prices reacted strongly
پس از نزول مختصر قیمت سهام به شدت شروع به افزایش کرد.
5. The bank strongly resisted cutting interest rates.
[ترجمه ترگمان]این بانک به شدت با کاهش نرخ سود مخالفت کرد
[ترجمه گوگل]این بانک به شدت به کاهش نرخ بهره مقاومت کرد
6. We strongly advise you to rid yourself of the bad habit of smoking.
[ترجمه مهدی صباغ] ما اکیدا به شما توصیه میکنیم، عادت بد سیگار کشیدن را ترک کنید.
[ترجمه ترگمان]ما شدیدا توصیه می کنیم که خودت را از عادت بد کشیدن خلاص کنی
[ترجمه گوگل]ما به شدت به شما توصیه می کنیم خود را از عادت بد برای سیگار کشیدن خلاص کنید
7. He remained strongly optimistic that an agreement could be reached.
[ترجمه ترگمان]او به شدت خوش بین بود که توافقی حاصل شود
[ترجمه گوگل]او به شدت خوش بینانه باقی ماند که میتواند توافق را به دست آورد
8. Their manager, to her credit, was always strongly opposed to the pay cuts.
[ترجمه ترگمان]مدیر آن ها، به اعتبار او، همیشه به شدت مخالف کاهش دست مزد بود
[ترجمه گوگل]مدیر آنها، به اعتبار او همیشه مخالف شدید با کاهش پرداخت بود
9. Fate was strongly biased against him.
[ترجمه ترگمان]سرنوشت به شدت علیه او متمایل بود
[ترجمه گوگل]سرنوشت شدیدا علیه او تعصب داشت
10. The idea of equal opportunities was strongly promoted by many Labour MPs.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از نمایندگان حزب کارگر ایده فرصت های برابر را به شدت ترویج کردند
[ترجمه گوگل]ایده فرصت های برابر توسط بسیاری از نمایندگان مجلس کار شد
11. The feel for his native countryside comes through strongly in his photographs.
[ترجمه ترگمان]حس حومه زادگاهش در عکس های او به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]احساس برای حومه بومی خود را به شدت در عکس های خود می آید
12. There is not a passion so strongly rooted in the human heart as envy.
[ترجمه ترگمان]در قلب انسان شور و هیجانی وجود ندارد که به آن غبطه بخورد
[ترجمه گوگل]یک اشتیاق به شدت ریشه در قلب انسان به عنوان حسادت وجود دارد
13. He was strongly attracted by her peculiarities of dress and behaviour.
[ترجمه ترگمان]از خصوصیات و رفتار و رفتار او شدیدا مجذوب شده بود
[ترجمه گوگل]او به شدت توسط ویژگی های او لباس و رفتار جذاب شد
14. He strongly objected against the decision.
[ترجمه ترگمان]او به شدت مخالف این تصمیم مخالفت کرد
[ترجمه گوگل]او به شدت علیه این تصمیم مخالفت کرد
15. He responded very strongly to the aesthetic of this particular work.
[ترجمه ترگمان]او به شدت به زیبایی این اثر خاص واکنش نشان داد
[ترجمه گوگل]او به شدت به زیبایی شناسی این کار خاص پاسخ داد