کلمه جو
صفحه اصلی

crescendo


معنی : اوج، قوی شدن صدا بطور تدریجی
معانی دیگر : (هرگونه افزایش تدریجی شدت یا نیرو و غیره) اوج گیری، اوگ، فرازینگاه، (موسیقی - افزایش تدریجی بلندی آوا) اوج روی، (دستور نواختن موسیقی) کم کم بر بلندی صدا افزوده شود، اوج روی کنید، اوج روی کردن (موسیقی)، اوج گرفتن، به اوج رسیدن

انگلیسی به فارسی

(موسیقی) قوی شدن صدا به‌طور تدریجی، اوج


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: crescendi, crescendos
(1) تعریف: a gradual increase in loudness, force, or intensity, esp. of a musical passage, or the peak of such an increase. (Cf. decrescendo.)

(2) تعریف: a musical passage marked or played in this manner.

(3) تعریف: the performance of a crescendo.
صفت و ( adjective, adverb )
• : تعریف: gradually growing in loudness, force, or intensity (usu. used as a musical direction). (Cf. decrescendo.)
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: crescendos, crescendoing, crescendoed
• : تعریف: to increase in loudness, force, or intensity.

• gradual increase in volume (music)
gradually increasing (in volume, strength, etc.)
in music, a crescendo is a passage that gets louder and louder.
crescendo can also be used to refer to any noise that gets louder and louder, or to the time when a noise reaches its loudest point.
you can also use crescendo to refer to a feeling or type of behaviour that becomes more and more intense, or to the time when it reaches its climax.

مترادف و متضاد

اوج (اسم)
acme, climax, pinnacle, culmination, zenith, top, summit, apogee, apex, tip-top, pitch, crescendo, high tide, meridian, noontide

قوی شدن صدا بطور تدریجی (اسم)
crescendo

increase to climax


Synonyms: apex, ascension, building, climb, crest, critical mass, culmination, elevation, escalation, intensification, peak, pinnacle, rise, summit, surge, upsurge, zenith


جملات نمونه

1. a crescendo of attacks upon the city
اوج گیری حملات بر شهر

2. at noon, the storm reached its crescendo
هنگام ظهر توفان به اوج خود رسید.

3. The applause rose to a crescendo and cameras clicked.
[ترجمه ترگمان]صدای تشویق جمعیت به اوج رسید و دوربین ها به صدا درآمدند
[ترجمه گوگل]این کف زدن به یک کراسنود و دوربین برمیگردد

4. The shouting rose to a deafening crescendo .
[ترجمه ترگمان]داد و بیداد به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]فریاد زد به یک کراسنود ناامید کننده

5. The curtains opened as the music reached a crescendo .
[ترجمه ترگمان]وقتی نوای موسیقی به اوج خود رسید، پرده ها باز شدند
[ترجمه گوگل]پرده باز شد به عنوان موسیقی به crescendo رسیدن

6. Voices rose in a crescendo and drowned him out.
[ترجمه ترگمان]Voices به اوج خود رسید و او را غرق در آب کرد
[ترجمه گوگل]صدای در یک کراسنود بلند شد و او را غرق کرد

7. The music reached a deafening crescendo.
[ترجمه ترگمان]موسیقی به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]موسیقی به یک کراسنود ناخوشایند رسیده است

8. The shrieks of laughter rose to a crescendo.
[ترجمه ترگمان]فریادهای خنده به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]جیغ خنده به یک کراسنود افزایش یافت

9. The campaign reached its crescendo in the week of the election.
[ترجمه ترگمان]این مبارزه در هفته انتخابات به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]این کمپین در هفته انتخابات به کرسی رسیده است

10. The advertising campaign reached a crescendo at Christmas.
[ترجمه ترگمان]تبلیغات تبلیغاتی در کریسمس به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]کمپین تبلیغاتی در کریسمس برگزار شد

11. There was a tremendous crescendo of noise.
[ترجمه ترگمان]صدای بلند و بلندی به گوش رسید
[ترجمه گوگل]یک سر و صدا بسیار زیاد از سر و صدا وجود داشت

12. There has been a rising crescendo of violence in the region.
[ترجمه ترگمان]نقطه اوج خشونت در منطقه وجود داشته است
[ترجمه گوگل]خشونت در منطقه افزایش یافته است

13. The orchestra was working up to a crescendo.
[ترجمه ترگمان]ارکستر به اوج خود رسیده بود
[ترجمه گوگل]ارکستر برای کار کردن به کار مشغول بود

14. The music reached a crescendo.
[ترجمه ترگمان]موسیقی به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]موسیقی به کرسنتو رسیده است

a crescendo of attacks upon the city

اوج‌گیری حملات بر شهر


At noon, the storm reached its crescendo.

هنگام ظهر توفان به اوج خود رسید.


پیشنهاد کاربران

معنی اصلیش اوج و افزایش تدریجی صداست اما در ترجمه، معادلهای دیگه ای شاید مناسب باشه؛

مثل : ( صدای یک جیغ بلند، صدایی گوشخراش، صدایی در اوج و. . . )

مثال:
It Was The Sound Of A Crescendo
آن صدای یک جیغ بلند بود
/ صدایی بلند شد که فریاد میزد
/ صدای جیغ برای کمک بلند شد
/ صدای بلندی برخاست
/ صدای داد و فریاد بر پا شد
/ صدای دادوبیداد به گوش رسید
/ ضجه و نعره به پا شد
/ صدایی در اوج شنیده شد.



کلمات دیگر: