1. a crescendo of attacks upon the city
اوج گیری حملات بر شهر
2. at noon, the storm reached its crescendo
هنگام ظهر توفان به اوج خود رسید.
3. The applause rose to a crescendo and cameras clicked.
[ترجمه ترگمان]صدای تشویق جمعیت به اوج رسید و دوربین ها به صدا درآمدند
[ترجمه گوگل]این کف زدن به یک کراسنود و دوربین برمیگردد
4. The shouting rose to a deafening crescendo .
[ترجمه ترگمان]داد و بیداد به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]فریاد زد به یک کراسنود ناامید کننده
5. The curtains opened as the music reached a crescendo .
[ترجمه ترگمان]وقتی نوای موسیقی به اوج خود رسید، پرده ها باز شدند
[ترجمه گوگل]پرده باز شد به عنوان موسیقی به crescendo رسیدن
6. Voices rose in a crescendo and drowned him out.
[ترجمه ترگمان]Voices به اوج خود رسید و او را غرق در آب کرد
[ترجمه گوگل]صدای در یک کراسنود بلند شد و او را غرق کرد
7. The music reached a deafening crescendo.
[ترجمه ترگمان]موسیقی به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]موسیقی به یک کراسنود ناخوشایند رسیده است
8. The shrieks of laughter rose to a crescendo.
[ترجمه ترگمان]فریادهای خنده به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]جیغ خنده به یک کراسنود افزایش یافت
9. The campaign reached its crescendo in the week of the election.
[ترجمه ترگمان]این مبارزه در هفته انتخابات به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]این کمپین در هفته انتخابات به کرسی رسیده است
10. The advertising campaign reached a crescendo at Christmas.
[ترجمه ترگمان]تبلیغات تبلیغاتی در کریسمس به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]کمپین تبلیغاتی در کریسمس برگزار شد
11. There was a tremendous crescendo of noise.
[ترجمه ترگمان]صدای بلند و بلندی به گوش رسید
[ترجمه گوگل]یک سر و صدا بسیار زیاد از سر و صدا وجود داشت
12. There has been a rising crescendo of violence in the region.
[ترجمه ترگمان]نقطه اوج خشونت در منطقه وجود داشته است
[ترجمه گوگل]خشونت در منطقه افزایش یافته است
13. The orchestra was working up to a crescendo.
[ترجمه ترگمان]ارکستر به اوج خود رسیده بود
[ترجمه گوگل]ارکستر برای کار کردن به کار مشغول بود
14. The music reached a crescendo.
[ترجمه ترگمان]موسیقی به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]موسیقی به کرسنتو رسیده است