1. spiritual and corporal needs
نیازهای روحی و جسمی
2. spiritual songs
سرودهای مذهبی
3. a spiritual man
یک مرد پارسا
4. islam's spiritual foundations
شالوده های مذهبی اسلام
5. the spiritual as well as the temporal power of the pope
قدرت روحانی و همچنین دنیوی پاپ
6. the spiritual home of exiled persians
منزلگاه معنوی ایرانیان در قربت
7. material and spiritual forces
نیروهای مادی و معنوی
8. personal and spiritual safety
ایمنی جسمی و روحی
9. one of the spiritual heirs of s'adi and hafez
یکی از وارثان معنوی سعدی و حافظ
10. six members came, three spiritual and three lay
شش نفر از اعضا آمدند: سه کشیش و سه فرد عادی.
11. some people pursue only spiritual goals
برخی مردم فقط در پی هدف های معنوی هستند.
12. the pope is a spiritual leader
پاپ یک رهبر روحانی است.
13. aghdas wanted to become pure and spiritual
اقدس می خواست پاک و مقدس شود.
14. he was attracted by the prospect of spiritual redemption
نوید رستگاری روحی او را جلب کرد.
15. modern man has been torn from his spiritual moorings
انسان امروزی از وابستگی های روحی خود منفک شده است.
16. we must all try to educate our spiritual values
همگی باید بکوشیم تا ارزش های معنوی خود را بالا ببریم.
17. he needs to be helped out of the spiritual morass in which he has been wallowing
بایستی او را از آن منجلاب روحی که در آن دست و پا می زند رهانید.
18. we seek the physical as well as the spiritual well-being of our students
ما در پی صحت جسمی و روحی دانش آموزان خویش هستیم.
19. this lifestyle will not be conducive to physical and spiritual health
این روش زندگی منجربه سلامتی جسمی و روحی نخواهد شد.
20. A strong spiritual bond exists between them.
[ترجمه ترگمان]پیوند روحی قوی بین آن ها وجود دارد
[ترجمه گوگل]یک پیوند روحانی قوی بین آنها وجود دارد
21. The old call for spiritual tend.
[ترجمه ترگمان]فراخوانی قدیمی برای روحانی گرایش دارد
[ترجمه گوگل]تماس قدیمی برای تمایل روحانی
22. She lived entirely by spiritual values, in a world of poetry and imagination.
[ترجمه ترگمان]او به طور کامل با ارزش های معنوی، در دنیایی از شعر و تخیل زندگی می کرد
[ترجمه گوگل]او به طور کامل با ارزش های معنوی، در دنیای شعر و تخیل زندگی می کرد
23. Islam was inspired by the teachings of the spiritual leader Mohammed.
[ترجمه ترگمان]اسلام تحت تاثیر آموزه های رهبر روحانی محمد قرار گرفت
[ترجمه گوگل]اسلام از آموزه های رهبر معنوی محمد الهام گرفته شده است
24. She goes on a spiritual retreat for two weeks every summer.
[ترجمه ترگمان]او هر تابستان دو هفته به یک عقب نشینی معنوی می رود
[ترجمه گوگل]او هر تابستان دو هفته عقب نشینی می کند
25. The monarch looks to the archbishop for spiritual direction.
[ترجمه ترگمان]پادشاه به طرف اسقف اعظم برای جهت روحانی نگاه می کند
[ترجمه گوگل]پادشاه به جهت صلح به سوی اسقف اعظم نگاه می کند
26. Many of the poor acknowledged him as their spiritual leader.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از فقرا به عنوان رهبر معنوی خود او را تایید کردند
[ترجمه گوگل]بسیاری از فقرا او را به عنوان رهبر روحانی خود شناختند
27. It was a spiritual communion that he found with her.
[ترجمه ترگمان]یک مراسم مذهبی روحانی بود که او با او پیدا کرده بود
[ترجمه گوگل]این یک روحانی بود که او با او یافت