1. to force the enemy's stronghold
دژ دشمن را به زور گرفتن
2. The Labour Party retained its traditional stronghold in the north.
[ترجمه ترگمان]حزب کارگر دژ سنتی خود را در شمال حفظ کرد
[ترجمه گوگل]حزب کارگران قلعه سنتی خود را در شمال حفظ کرد
3. The area is a Republican stronghold.
[ترجمه ترگمان]این ناحیه مقر حزب جمهوری خواه است
[ترجمه گوگل]این منطقه یک قلعه جمهوریخواه است
4. The college is a stronghold of the child-centred approach to teaching.
[ترجمه ترگمان]این کالج یکی از مقره ای رویکرد کودک محور برای تدریس است
[ترجمه گوگل]این دانشکده محکم است از رویکرد کودکانه به آموزش
5. They captured the last stronghold of the presidential guard.
[ترجمه ترگمان]آن ها آخرین سنگر گارد ریاست جمهوری را تصرف کردند
[ترجمه گوگل]آنها آخرین قلعه گارد ریاست جمهوری را دستگیر کردند
6. The seat was a stronghold of the Labour party.
[ترجمه ترگمان]این صندلی مقر حزب کارگر بود
[ترجمه گوگل]این صندلی یک محاصره حزب کارگر بود
7. Troops surrounded the mountain stronghold of the guerrillas.
[ترجمه ترگمان]سربازان قرارگاه کوهستانی چریک ها را محاصره کرده بودند
[ترجمه گوگل]سربازان کوهستان چریک های چریکی را احاطه کرده اند
8. Our troops are driving toward the enemy stronghold.
[ترجمه ترگمان]سربازان ما به سمت مقر دشمن حرکت می کنند
[ترجمه گوگل]سربازان ما به طرف دژ دشمن رانده می شوند
9. Government troops are moving in on the rebel stronghold.
[ترجمه ترگمان]نیروهای دولتی در حال حرکت در مقر شورشیان هستند
[ترجمه گوگل]نیروهای دولتی در قلعه شورشی حرکت می کنند
10. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
11. Troops advanced on the rebel stronghold .
[ترجمه ترگمان]نیروهای نظامی در مقر شورشیان پیشروی کردند
[ترجمه گوگل]سربازان در قلعه شورشی پیشرفت کردند
12. The castle was an important royal stronghold for hundreds of years.
[ترجمه ترگمان]قلعه برای صدها سال قلعه مهم سلطنتی بود
[ترجمه گوگل]قلعه سلطنت سلطنتی مهم صدها سال است
13. The fighters moved south to their mountain stronghold.
[ترجمه ترگمان]مبارزان به سمت جنوب به قرارگاه کوهستانی خود حرکت کردند
[ترجمه گوگل]جنگجویان جنوب را به چوبه دار کوه خود منتقل کردند
14. A family stronghold in Rome was essential.
[ترجمه ترگمان]یکی از پایگاه های خانوادگی در رم ضروری بود
[ترجمه گوگل]یک قفس خانوادگی در رم ضروری بود
15. Nis, a traditional Socialist stronghold, had been site of the most egregious election-day fraud.
[ترجمه ترگمان]Nis، یکی از پایگاه های سنتی سوسیالیست، به اتهام تقلب در روز انتخابات شرکت کرده بود
[ترجمه گوگل]نیس، یک قلعه سوسیالیستی سنتی، محل تقلب گسترده ترین روز انتخابات بوده است