1. In psychology, it allows it to compete on near-equal terms with a crowd of other sub-disciplines.
[ترجمه ترگمان]در روان شناسی، به آن اجازه می دهد تا در شرایط مساوی با جمعیتی از رشته های فرعی دیگر رقابت کند
[ترجمه گوگل]در روانشناسی، این اجازه می دهد تا آن را در شرایط تقریبا برابر با رقابت از دیگر زیر رشته ها رقابت کنند
2. As an important subdiscipline of information hiding, steganography is one of important research fields in recent years.
[ترجمه ترگمان]steganography یکی از زمینه های تحقیقاتی مهم در سال های اخیر است
[ترجمه گوگل]در سالهای اخیر به عنوان یک رشته انبوه اطلاعات پنهان، استیگانوگرافی یکی از مهمترین زمینه های تحقیقاتی است
3. Physical Geography is a subdiscipline of Geography.
[ترجمه زهرا] جغرافیای فیزیکی گرایشی از علم جغرافیا است
[ترجمه ترگمان]جغرافیای فیزیکی تابعی از جغرافیا است
[ترجمه گوگل]جغرافیای فیزیکی یک رشته جغرافیایی است
4. A relatively new subdiscipline in architecture that has gained significant prominence is the Service-Oriented Architecture (SOA).
[ترجمه ترگمان]معماری نسبتا جدیدی در معماری که برجستگی مهمی به دست آورده است معماری خدمات گرا است (SOA)
[ترجمه گوگل]معماری مدرن نسبتا جدید در معماری که اهمیت زیادی را به دست آورده، معماری سرویس گرا (SOA) است
5. As a subdiscipline of anthropology, visual anthropology has the function of interpreting the cultural phenomenon with the audio-visual language.
[ترجمه ترگمان]انسان شناسی بصری به عنوان یک subdiscipline انسان شناسی، نقش تفسیر پدیده فرهنگی را با زبان صوتی - تصویری دارد
[ترجمه گوگل]انسان شناسی بصری به عنوان یک رشته ی انسان شناسی، عملکرد تفسیر پدیده فرهنگی را با زبان های صوتی و تصویری دارد
6. Heredity is one of the most fascinating subdiscipline in modern biology.
[ترجمه ترگمان]وراثت یکی از جالب ترین subdiscipline در زیست شناسی مدرن است
[ترجمه گوگل]وراث یکی از رشته های جذاب در زیست شناسی مدرن است
7. Gender language has emerged as the subdiscipline of sociolinguistics in which it also plays an important role.
[ترجمه ترگمان]زبان جنسیت به عنوان the of ظهور کرده است که در آن نقش مهمی ایفا می کند
[ترجمه گوگل]زبان جنسیتی به عنوان زیر شاخه ای از زبان شناسی جامعه شناخته شده است که در آن نقش مهمی نیز ایفا می کند
8. Pedology is the subdiscipline of soil science that integrates and quantifies the distribution, morphology, genesis, and classification of soils as natural landscape bodies.
[ترجمه ترگمان]pedology شاخه ای از علم خاک است که توزیع، مورفولوژی، پیدایش و طبقه بندی خاک را به عنوان بدنه های طبیعی طبیعی ترکیب و آن را مورد بررسی قرار می دهد
[ترجمه گوگل]پدولوژی، رشته ای از علم خاک است که توزیع، مورفولوژی، پدید آوردن و طبقه بندی خاک را به عنوان جایگاه های منظره طبیعی تقسیم می کند
9. Chaos is an important subdiscipline of nonlinear science. Cryptology is an important field of information security.
[ترجمه ترگمان]آشوب یکی از جنبه های مهم علم غیرخطی است Cryptology یک زمینه مهم امنیت اطلاعات است
[ترجمه گوگل]هرج و مرج یک رشته مهم علمی غیر خطی است رمزنگاری یک زمینه مهم امنیت اطلاعات است
10. Trying to find a mechanism for describing something that is understandable by both humans and computers is the role of the "human/computer interaction" (HCI) subdiscipline within computer science.
[ترجمه ترگمان]تلاش برای یافتن مکانیزمی برای توصیف چیزی که توسط انسان ها و هم انسان ها قابل فهم است، نقش تعامل انسان \/ کامپیوتر (hci)در علوم کامپیوتر است
[ترجمه گوگل]تلاش برای پیدا کردن مکانیسم برای توصیف چیزی است که قابل درک توسط هر دو انسان و کامپیوتر است نقش متابولیسم 'انسانی / کامپیوتر' (HCI) در علوم کامپیوتر است
11. Nobody can be the master of everything, even in a subspecialty of a subdiscipline of a discipline.
[ترجمه ترگمان]هیچ کس نمی تواند صاحب همه چیز باشد، حتی در a از انضباط و انضباط
[ترجمه گوگل]هیچ کس نمی تواند از همه چیز دست بردارد، حتی در یک زیرمجموعه رشته ای از یک رشته
12. Nonlinear science is a foundational discipline which concerns the common properties of nonlinear phenomena. Particularly, Chaos theory is one of important subdiscipline of nonlinear science.
[ترجمه ترگمان]علم غیر خطی یک رشته بنیادی است که به ویژگی های مشترک پدیده های غیر خطی می پردازد به خصوص، نظریه آشوب یکی از کاربردهای مهم علم غیرخطی است
[ترجمه گوگل]علم غیرخطی یک نظم پایه ای است که به خواص مشترک پدیده های غیر خطی مربوط می شود به طور خاص، نظریه هرج و مرج یکی از مهمترین رشته های علوم غیر خطی است
13. In the United States and the rest of the Anglophone world, "philosophy of law" is a subdiscipline of philosophy, a special branch of what is nowadays frequently called "normative theory.
[ترجمه ترگمان]در آمریکا و سایر نقاط جهان \"فلسفه قانون\" فلسفه فلسفه است، یک شاخه خاص از آنچه که امروزه به کرات \"نظریه هنجاری\" نامیده می شود
[ترجمه گوگل]در ایالات متحده و بقیه جهان انگلیسی، 'فلسفه حقوق' یک رشته فلسفه است، شاخه ای خاص از آنچه امروزه اغلب به نام 'نظریه هنجاری'
14. Educational economics should become an interdisciplinarity of pedagogics and economics, but not a subdiscipline of them.
[ترجمه ترگمان]اقتصاد آموزشی باید به ترکیبی از pedagogics و اقتصاد تبدیل شود، اما نه subdiscipline از آن ها
[ترجمه گوگل]اقتصاد آموزش و پرورش باید به عنوان بین رشته ای از پدیده های علمی و اقتصادی تبدیل شود، اما نه رشته ای از آنها