کلمه جو
صفحه اصلی

superposed


(گیاه شناسی) زبراندامی، رواندامی، برخسبیده، زبر روییده، زبر رسته

انگلیسی به فارسی

(گیاه‌شناسی) زبراندامی، رواندامی، برخسبیده، زبر روییده، زبر رسته


ابراز شده است، منطبق کردن با، قرار دادن


انگلیسی به انگلیسی

• placed on or above something else; coinciding exactly (geometry)

پیشنهاد کاربران

superposed : برهم نهی ( در فیزیک )
superposition : برهم نهی ( جمع )


کلمات دیگر: