(انواع مواد صمغی و غیره که در آب به صورت ژله در می آیند و برای غلیظ کردن مواد خوراکی به کار می روند) هیدروکلوئید، آب چسبه
hydrocolloid
(انواع مواد صمغی و غیره که در آب به صورت ژله در می آیند و برای غلیظ کردن مواد خوراکی به کار می روند) هیدروکلوئید، آب چسبه
انگلیسی به فارسی
(انواع مواد صمغی و غیره که در آب به صورت ژله در میآیند و برای غلیظ کردن مواد خوراکی به کار میروند) هیدروکلوئید، آب چسبه
هیدروکلوئید
دیکشنری تخصصی
[صنایع غذایی] هیدروکلوئید :ترکیبات ماکرومولکول و پیچیده که به میزان خیلی کم در آب محلول است و باعث قوام و بهبود غلظت بافت ماده غذایی می شود
جملات نمونه
1. Stabilization of emulsifier, hydrocolloid and salt on apple fruit juice milk was studied.
[ترجمه ترگمان]تثبیت of، hydrocolloid و نمک بر روی شیر میوه سیب مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]تثبیت امولسیفایر، هیدروکلوئید و نمک بر روی شیر آب میوه سیب مطالعه شد
[ترجمه گوگل]تثبیت امولسیفایر، هیدروکلوئید و نمک بر روی شیر آب میوه سیب مطالعه شد
2. Cornstarch used as a thickener is a hydrocolloid . So is plain flour. But the properties of hydrocolloids differ widely, depending on their molecular structure and affinity for water.
[ترجمه ترگمان]Cornstarch به عنوان a is استفاده می شود آرد ساده است اما خواص of بسته به ساختار مولکولی آن ها و نزدیکی به آب، به طور گسترده متفاوت است
[ترجمه گوگل]Cornstarch به عنوان یک ضخیم کننده استفاده می شود یک هیدروکلوئید است بنابراین آرد ساده است اما خواص هیدروکلوئید ها به طور گسترده ای متفاوت است، بسته به ساختار مولکولی و وابستگی آنها به آب
[ترجمه گوگل]Cornstarch به عنوان یک ضخیم کننده استفاده می شود یک هیدروکلوئید است بنابراین آرد ساده است اما خواص هیدروکلوئید ها به طور گسترده ای متفاوت است، بسته به ساختار مولکولی و وابستگی آنها به آب
3. Objective:To observe the effect of hydrocolloid dressings on wound healing of the skin graft donor site.
[ترجمه ترگمان]هدف: مشاهده اثر of در مرهم زخم روی التیام زخم در محل دهنده پیوند پوست
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی تأثیر سموم هیدروکلوئیدی بر بهبود زخم پوست اهداکننده پیوند پوست
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی تأثیر سموم هیدروکلوئیدی بر بهبود زخم پوست اهداکننده پیوند پوست
4. The experiment put forward to add hydrocolloid, which can improve the sense quality, and the total addition level is 0. 6%.
[ترجمه ترگمان]این آزمایش به منظور اضافه کردن hydrocolloid انجام شد که می تواند کیفیت حسی را بهبود بخشد و کل سطح اضافه ۰ است ۶ %
[ترجمه گوگل]آزمایش انجام شده برای افزودن هیدروکلوئید است که می تواند کیفیت حساسیت را بهبود بخشد و سطح افزودنی کل آن 6/0٪ است
[ترجمه گوگل]آزمایش انجام شده برای افزودن هیدروکلوئید است که می تواند کیفیت حساسیت را بهبود بخشد و سطح افزودنی کل آن 6/0٪ است
5. Method: Hydrocolloid and alginate dressings were applied on the donor site of medium thickness skin graft to form an occlusive and a semi - occlusive moist environment.
[ترجمه ترگمان]روش: Hydrocolloid و dressings alginate در محل دهنده پیوند پوست متوسط برای تشکیل یک محیط مرطوب و نیمه - اعمال شدند
[ترجمه گوگل]روش: سموم هیدروکلولوئید و آلژینات در محل اهدا پوست گاو پوست با ضخامت متوسط به منظور تهیه یک محیط مرطوب کننده و نیمه محکم به کار گرفته شد
[ترجمه گوگل]روش: سموم هیدروکلولوئید و آلژینات در محل اهدا پوست گاو پوست با ضخامت متوسط به منظور تهیه یک محیط مرطوب کننده و نیمه محکم به کار گرفته شد
6. The surface structure of agar hydrocolloid was "sea plant" like structure and the surface structure of alginate hydrocolloid was "cotton"like structure.
[ترجمه ترگمان]ساختار سطحی آگار hydrocolloid، \"کارخانه دریایی\" بود و ساختار سطحی of hydrocolloid، \"پنبه\" بود
[ترجمه گوگل]ساختار سطح هیدروکلوئید آگار 'ساختار دریایی' بود و ساختار سطح هیدروکلوئید آلژینات ساختار پنبه ای بود
[ترجمه گوگل]ساختار سطح هیدروکلوئید آگار 'ساختار دریایی' بود و ساختار سطح هیدروکلوئید آلژینات ساختار پنبه ای بود
7. Hydrocolloid dressing may help to increase the healing rate of pressure ulcers.
[ترجمه ترگمان]پانسمان زخم شده ممکن است به افزایش نرخ درمان زخم فشار کمک کند
[ترجمه گوگل]پانسمان هیدروکلوئیدی ممکن است به افزایش میزان بهبودی زخم های فشار کمک کند
[ترجمه گوگل]پانسمان هیدروکلوئیدی ممکن است به افزایش میزان بهبودی زخم های فشار کمک کند
8. Objective: To evaluate the clinical effect of the hydrocolloid impression used in PFM crown and bridge.
[ترجمه ترگمان]هدف: ارزیابی اثر بالینی اثر hydrocolloid مورد استفاده در تاج و پل PFM
[ترجمه گوگل]هدف: ارزیابی تأثیر کلینیکی عصاره هیدروکلوئیدی مورد استفاده در تاج و پل PFM
[ترجمه گوگل]هدف: ارزیابی تأثیر کلینیکی عصاره هیدروکلوئیدی مورد استفاده در تاج و پل PFM
9. Gum Arabic is a natural hydrocolloid.
[ترجمه ترگمان]زبان عربی صمغ طبیعی است
[ترجمه گوگل]صمغ عربی یک هیدروکلوئید طبیعی است
[ترجمه گوگل]صمغ عربی یک هیدروکلوئید طبیعی است
10. In addition, the adsorption of emulsifier on the hydrophobic part of the hydrocolloid could have formed a mixed interfacial film of gum and emulsifier that increased viscoelastic properties.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر آن، جذب emulsifier در بخش hydrophobic of می تواند یک لایه مشترک ترکیبی از آدامس و emulsifier تشکیل دهد که خواص ویسکوالاستیک را افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، جذب امولسیفایر بر روی قسمت هیدروفوبیک هیدروکلوئید می تواند یک فیلم ترکیبی از آدامس و امولسیفایر ایجاد کند که خواص ویسکوالاستیک را افزایش دهد
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، جذب امولسیفایر بر روی قسمت هیدروفوبیک هیدروکلوئید می تواند یک فیلم ترکیبی از آدامس و امولسیفایر ایجاد کند که خواص ویسکوالاستیک را افزایش دهد
11. That's because they are made of a futuristic material called hydrocolloid.
[ترجمه ترگمان]به این دلیل که آن ها از یک ماده futuristic به نام hydrocolloid ساخته شده اند
[ترجمه گوگل]این به این دلیل است که آنها از یک ماده اطلاعاتی به نام هیدروکلوئید ساخته شده اند
[ترجمه گوگل]این به این دلیل است که آنها از یک ماده اطلاعاتی به نام هیدروکلوئید ساخته شده اند
کلمات دیگر: