• the shop floor refers to all the workers in a factory, especially in contrast to the management.
shop floor
انگلیسی به انگلیسی
دیکشنری تخصصی
[صنعت] کارگاه
جملات نمونه
1. Cost must be controlled, not just on the shop floor but in the boardroom too.
[ترجمه ترگمان]هزینه باید کنترل شود، نه فقط بر روی کف مغازه بلکه در اتاق هییت مدیره
[ترجمه گوگل]هزینه باید کنترل شود، نه فقط در طبقه کارگاه، بلکه در اتاق هیئت مدیره نیز
[ترجمه گوگل]هزینه باید کنترل شود، نه فقط در طبقه کارگاه، بلکه در اتاق هیئت مدیره نیز
2. There is concern on the shop floor over job security.
[ترجمه ترگمان]نگرانی بر روی کف مغازه در مورد امنیت شغلی وجود دارد
[ترجمه گوگل]نگرانی در مورد طبقه کارگاه بیش از امنیت شغلی وجود دارد
[ترجمه گوگل]نگرانی در مورد طبقه کارگاه بیش از امنیت شغلی وجود دارد
3. The chairwoman started her working life on the shop floor.
[ترجمه ترگمان]خانم رئیس کار خود را روی کف مغازه شروع کرد
[ترجمه گوگل]رئیس خانه کار خود را در طبقه کارگر آغاز کرد
[ترجمه گوگل]رئیس خانه کار خود را در طبقه کارگر آغاز کرد
4. How can you go back there, to the shop floor?
[ترجمه ترگمان]چطور میتونی برگردی به اون قسمت مغازه؟
[ترجمه گوگل]چگونه می توانید به طبقه ی فروشگاه بازگردید؟
[ترجمه گوگل]چگونه می توانید به طبقه ی فروشگاه بازگردید؟
5. Although visitors will roam the shop floor some things will be closely watched.
[ترجمه ترگمان]هر چند که بازدیدکنندگان در طبقه فروشگاه پرسه خواهند زد، برخی چیزها به دقت تحت مراقبت قرار خواهند گرفت
[ترجمه گوگل]اگر چه بازدید کنندگان به طبقه کارخانه مراجعه می کنند، برخی از چیزها به زودی تماشا خواهند شد
[ترجمه گوگل]اگر چه بازدید کنندگان به طبقه کارخانه مراجعه می کنند، برخی از چیزها به زودی تماشا خواهند شد
6. Our past failures to use shop floor people as problem-solvers have shaped the view that labour is a problem.
[ترجمه ترگمان]شکست های گذشته ما برای استفاده از افراد طبقه کارگر به عنوان حلال مشکلات، این دیدگاه را شکل داده اند که کار یک مشکل است
[ترجمه گوگل]شکست های گذشته ما برای استفاده از افراد طبقه ی کارگر به عنوان مسائل حل کننده، این دیدگاه را مطرح می کنند که کار یک مشکل است
[ترجمه گوگل]شکست های گذشته ما برای استفاده از افراد طبقه ی کارگر به عنوان مسائل حل کننده، این دیدگاه را مطرح می کنند که کار یک مشکل است
7. In metalworking, your margins end up on the shop floor with even the slightest employee inattention.
[ترجمه ترگمان]در metalworking، margins با کم ترین عدم توجه کارکنان به کف مغازه ختم می شود
[ترجمه گوگل]در زمینه فلزکاری، حاشیه شما در نهایت با کف دست و حتی کوچکترین کارمند بی توجهی می شود
[ترجمه گوگل]در زمینه فلزکاری، حاشیه شما در نهایت با کف دست و حتی کوچکترین کارمند بی توجهی می شود
8. The manager's office is above the shop floor.
[ترجمه ترگمان]دفتر مدیر بالای طبقه فروشگاه است
[ترجمه گوگل]دفتر مدیر بیش از طبقه کارگاه است
[ترجمه گوگل]دفتر مدیر بیش از طبقه کارگاه است
9. The machinist on the shop floor could detect but not correct the error.
[ترجمه ترگمان]The روی کف مغازه می توانست تشخیص بدهد اما اشتباه را تصحیح نکرد
[ترجمه گوگل]ماشین ماشین در طبقه کارخانه می تواند خطا را شناسایی کند اما خطایی را تصحیح نکند
[ترجمه گوگل]ماشین ماشین در طبقه کارخانه می تواند خطا را شناسایی کند اما خطایی را تصحیح نکند
10. On the shop floor Sometimes goods are delivered direct to the shop floor without having been priced.
[ترجمه ترگمان]بر روی کف مغازه گاهی اوقات کالاها مستقیما به طبقه فروشگاه تحویل داده می شوند و قیمت آن تعیین نشده است
[ترجمه گوگل]در طبقه فروشگاه گاهی اوقات کالاها بدون قیمت گذاری مستقیم به طبقه کارخانه تحویل می شوند
[ترجمه گوگل]در طبقه فروشگاه گاهی اوقات کالاها بدون قیمت گذاری مستقیم به طبقه کارخانه تحویل می شوند
11. The shop floor had sawdust on it to absorb the dirt and bits of squashed fruit.
[ترجمه ترگمان]کف مغازه خاک اره روی آن بود که گرد و خاک و تکه های له له را جذب کند
[ترجمه گوگل]طبقه کارخانه خاکستری بر خاک داشت تا خاک و بیت های میوه خرد شده را جذب کند
[ترجمه گوگل]طبقه کارخانه خاکستری بر خاک داشت تا خاک و بیت های میوه خرد شده را جذب کند
12. Most decisions about how work should be done are taken in the office rather than on the shop floor .
[ترجمه ترگمان]اکثر تصمیمات در مورد نحوه انجام کار باید در دفتر کار گرفته شوند نه روی کف مغازه
[ترجمه گوگل]اغلب تصمیمات در مورد چگونگی انجام کار باید در دفتر و نه در طبقه کارگاه باشد
[ترجمه گوگل]اغلب تصمیمات در مورد چگونگی انجام کار باید در دفتر و نه در طبقه کارگاه باشد
13. He wasn't keen on the idea of working on the shop floor .
[ترجمه ترگمان]او علاقه ای به کار کردن روی کف مغازه نداشت
[ترجمه گوگل]او بر ایده کار در طبقه کارخانه مشتاق نبود
[ترجمه گوگل]او بر ایده کار در طبقه کارخانه مشتاق نبود
14. In the industrial sector, there are still relatively few women on the shop floor.
[ترجمه ترگمان]در بخش صنعتی، هنوز تعداد کمی از زنان در طبقه کارگر هستند
[ترجمه گوگل]در بخش صنعتی، در طبقه کارکنان هنوز نسبتا کمی از زنان وجود دارد
[ترجمه گوگل]در بخش صنعتی، در طبقه کارکنان هنوز نسبتا کمی از زنان وجود دارد
پیشنهاد کاربران
بخش تولید
صحن کارخانه
صحن کارخانه
سطح کارگاهی. سطح تولیدی ( در مقایسه با top floor یا سطح مدیریتی و اجرایی )
کف کارگاه
کارگاه
محل کار کارگران
محل کار کارگران
به نقل از هزاره:
1 - کارگاه، سالن کارخانه
2 - کارگرانِ ( کارخانه )
1 - کارگاه، سالن کارخانه
2 - کارگرانِ ( کارخانه )
مکانی که کارگر وظایف فیزیکی تولید را انجام می دهد
کلمات دیگر: