1. spider web
تار عنکبوت
2. a spider was crawling up her leg
عنکبوتی داشت (چار دست و پا) از پای او بالا می رفت.
3. a spider weaves its web
عنکبوت تار خود را می تند.
4. the spider waits for the victim to blunder into the web
عنکبوت صبر می کند تا طعمه کورکورانه در تار گرفتار شود.
5. A spider landed on her pillow and she screamed.
[ترجمه ترگمان]یک عنکبوت روی بالش افتاد و او جیغ کشید
[ترجمه گوگل]یک عنکبوت بر روی بالش او فرود آمد و او فریاد زد
6. He watched a spider spinning its web .
[ترجمه ترگمان]او یک عنکبوت را تماشا می کرد که تار عنکبوت را می چرخاند
[ترجمه گوگل]او عنکبوتی را که وب سایتش را می چرخاند تماشا کرد
7. I saw a spider the size of my hand in the backyard.
[ترجمه ایلیا] به اندازه دستم درحیاط پشتی یک عنکبوت دیدم
[ترجمه sara] من در حیاط پشتی یک عنکبوت به اندازه ی دستم دیدم
[ترجمه ترگمان]به اندازه دستم در حیاط پشتی یک عنکبوت دیدم
[ترجمه گوگل]من عنکبوت اندازه دستم را در حیاط خلوت دیدم
8. The woolly spider monkey is the largest primate in the Americas.
[ترجمه ترگمان]میمون پشمالو بزرگ ترین پستاندار در آمریکا است
[ترجمه گوگل]میمون عنکبوت پشمالو بزرگترین نمونه در آمریکا است
9. The spider web brushed my forehead.
[ترجمه ترگمان]تار عنکبوت پیشانی مرا نوازش کرد
[ترجمه گوگل]وب عنکبوت پیشانی من را زد
10. Don't be such a ponce! Pick the spider up - it won't hurt you!
[ترجمه ترگمان]این قدر احمق نباش! - عنکبوت رو بردار - به تو صدمه نمیزنه!
[ترجمه گوگل]مثل یک ponce نباشید! عنکبوت را انتخاب کنید - به شما صدمه نخواهد خورد!
11. The spider must wait for prey to be ensnared on its web.
[ترجمه ترگمان]عنکبوت باید منتظر طعمه شدن در تار عنکبوت باشد
[ترجمه گوگل]عنکبوت باید صبر کند تا طعمه در وب خود غرق شود
12. A spider spins a web in which it catches insects and bugs for its food.
[ترجمه ترگمان]یک عنکبوت به دور یک وب می چرخد که در آن حشرات و حشرات را برای غذای خود جذب می کند
[ترجمه گوگل]عنکبوت یک وب را می چرخاند که در آن حشرات و اشکالاتی را برای غذا می گیرد
13. The child stamped on the spider.
[ترجمه ترگمان]کودک روی عنکبوت لگد می زد
[ترجمه گوگل]کودک روی عنکبوت مهر زد
14. There was this great big spider in the sink.
[ترجمه ترگمان]یک عنکبوت بزرگ بزرگ در ظرف شویی بود
[ترجمه گوگل]این عنکبوت بزرگ بزرگ در سینک وجود داشت
15. A spider had spun a perfect web outside the window.
[ترجمه ترگمان]یک عنکبوت بیرون پنجره یک تار عنکبوت درست کرده بود
[ترجمه گوگل]عنکبوت یک وب کامل را در خارج از پنجره قرار داده بود