کلمه جو
صفحه اصلی

spider


معنی : عنکبوت، خون اشام، کارتنه، کارتنک
معانی دیگر : (جانورشناسی) تنندو، تارتن، رتیل، کارتنک (انواع حشرات راسته ی araneae و رده ی arachnidae)، ماهیتابه ی چدنی، ناتنک

انگلیسی به فارسی

(جانورشناسی) عنکبوت، کارتنه، کارتنک، ناتنک


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: any of various eight-legged invertebrates, related to mites and ticks, that typically spin webs in which to nest and catch their prey.

• arachnid that usually spins webs for nesting and catching prey; frying pan; trivet; program that searches the world wide web automatically by retrieving a document and all linked documents (computers)
a spider is a small creature with eight legs. most spiders make webs.

دیکشنری تخصصی

[خودرو] در اوایل سالهای 1900 به وسیله سبک موتور دارو با 2 صندلی گفته می شد.این عبارت از سالهای 1950 از سوی تولید کنندگان ایتالیایی برای اتومبیلهای اسپورت 2 نفره و روباز شروع به استفاده شد.
[سینما] جعبه تقسیم سیمهای برق در استودیوی فیلمبرداری - عنکبوتی [مثلث زیر سه پایه ] - مثلث (عنکبوتی )
[برق و الکترونیک] پرده عنکبوتی دیسک انعطاف پذیر سوراخ دار یا شیارداری که پیچک صدای بلندگوی دینامیکی را نسبت به قطب مرکزی می کند بدون آن که مانع قابل توجهی در برابر حرکت پیچک صدا به جلو و عقب تماس آن با دیافراگم باشد.
[نفت] لوله گیر عنکبوتی

مترادف و متضاد

عنکبوت (اسم)
black widow, spider

خون اشام (اسم)
spider, leech, bloodsucker, vampire, caterpillar, wringer, lamia

کارتنه (اسم)
spider, insect

کارتنک (اسم)
spider

جملات نمونه

1. spider web
تار عنکبوت

2. a spider was crawling up her leg
عنکبوتی داشت (چار دست و پا) از پای او بالا می رفت.

3. a spider weaves its web
عنکبوت تار خود را می تند.

4. the spider waits for the victim to blunder into the web
عنکبوت صبر می کند تا طعمه کورکورانه در تار گرفتار شود.

5. A spider landed on her pillow and she screamed.
[ترجمه ترگمان]یک عنکبوت روی بالش افتاد و او جیغ کشید
[ترجمه گوگل]یک عنکبوت بر روی بالش او فرود آمد و او فریاد زد

6. He watched a spider spinning its web .
[ترجمه ترگمان]او یک عنکبوت را تماشا می کرد که تار عنکبوت را می چرخاند
[ترجمه گوگل]او عنکبوتی را که وب سایتش را می چرخاند تماشا کرد

7. I saw a spider the size of my hand in the backyard.
[ترجمه ایلیا] به اندازه دستم درحیاط پشتی یک عنکبوت دیدم
[ترجمه sara] من در حیاط پشتی یک عنکبوت به اندازه ی دستم دیدم
[ترجمه ترگمان]به اندازه دستم در حیاط پشتی یک عنکبوت دیدم
[ترجمه گوگل]من عنکبوت اندازه دستم را در حیاط خلوت دیدم

8. The woolly spider monkey is the largest primate in the Americas.
[ترجمه ترگمان]میمون پشمالو بزرگ ترین پستاندار در آمریکا است
[ترجمه گوگل]میمون عنکبوت پشمالو بزرگترین نمونه در آمریکا است

9. The spider web brushed my forehead.
[ترجمه ترگمان]تار عنکبوت پیشانی مرا نوازش کرد
[ترجمه گوگل]وب عنکبوت پیشانی من را زد

10. Don't be such a ponce! Pick the spider up - it won't hurt you!
[ترجمه ترگمان]این قدر احمق نباش! - عنکبوت رو بردار - به تو صدمه نمیزنه!
[ترجمه گوگل]مثل یک ponce نباشید! عنکبوت را انتخاب کنید - به شما صدمه نخواهد خورد!

11. The spider must wait for prey to be ensnared on its web.
[ترجمه ترگمان]عنکبوت باید منتظر طعمه شدن در تار عنکبوت باشد
[ترجمه گوگل]عنکبوت باید صبر کند تا طعمه در وب خود غرق شود

12. A spider spins a web in which it catches insects and bugs for its food.
[ترجمه ترگمان]یک عنکبوت به دور یک وب می چرخد که در آن حشرات و حشرات را برای غذای خود جذب می کند
[ترجمه گوگل]عنکبوت یک وب را می چرخاند که در آن حشرات و اشکالاتی را برای غذا می گیرد

13. The child stamped on the spider.
[ترجمه ترگمان]کودک روی عنکبوت لگد می زد
[ترجمه گوگل]کودک روی عنکبوت مهر زد

14. There was this great big spider in the sink.
[ترجمه ترگمان]یک عنکبوت بزرگ بزرگ در ظرف شویی بود
[ترجمه گوگل]این عنکبوت بزرگ بزرگ در سینک وجود داشت

15. A spider had spun a perfect web outside the window.
[ترجمه ترگمان]یک عنکبوت بیرون پنجره یک تار عنکبوت درست کرده بود
[ترجمه گوگل]عنکبوت یک وب کامل را در خارج از پنجره قرار داده بود

پیشنهاد کاربران

🕷🕷 عنکبوت

رتیل، رتیل صحرایی، رتیل سمی، عنکبوتی که تار میتند

e. g. Spiders can live for several days without food

spider ( نجوم رصدی و آشکارسازها )
واژه مصوب: عنکبوتی
تعریف: ساختاری متشکل از پره های نازک که آینۀ ثانویه تلسکوپ را با آینۀ اصلی هم محور نگه می دارد

( کامپیوتر ) ربات عنکبوتی

عنکبوت، خون اشام، کارتنه ، کارتنک


معنی های spider


برنامه ای که صفحات وب را جستجو میکند


کلمات دیگر: