1. I'mgoing to buy a surfboard and learn to surf.
[ترجمه Mahdi] من میروم یک تخته موج سواری بخرم و موج سواری یاد بگیرم
[ترجمه Mobina] من میروم تخته ی موج سواری بخرم و موج سواری یاد بگیرم
[ترجمه E.R] من میروم تا تخته موج سواری بخرم تا موج سواری یاد بگیرم
[ترجمه رها] من میروم یک تخته ی موج سواری بخرم و موج سواری یاد بگیرم
[ترجمه ترگمان]دلم می خواهد یک surfboard بخرم و یاد بگیرم که به گشت و گذار بپردازم
[ترجمه گوگل]من برای خرید یک تخته موج سواری و یادگیری گشت و گذار
2. The children splashed about in the surf.
[ترجمه ترگمان]بچه ها در گشت و گذار پخش و پلا بودند
[ترجمه گوگل]بچه ها در مورد گشت و گذار در هوا پراکنده اند
3. No one knows how many people currently surf the Net.
[ترجمه ترگمان]هیچ کس نمی داند که در حال حاضر چه تعداد از مردم در اینترنت گشت می زنند
[ترجمه گوگل]هیچ کس نمی داند که چند نفر در حال حاضر در شبکه هستند
4. They surf, ski and ride.
[ترجمه ترگمان]آن ها در حال گشت و گذار، پرش با اسکی و سواری هستند
[ترجمه گوگل]آنها گشت و گذار، اسکی و سواری دارند
5. Every summer we surf the beach of Hawaii.
[ترجمه ترگمان] هر تابستون توی ساحل \"هاوایی\" موج سواری می کنیم
[ترجمه گوگل]هر تابستان ما از ساحل هاوایی گشت و گذاریم
6. The surf was crashing outside my window and I was caressing a sentence at around 1 a. m. when the phone rang.
[ترجمه ترگمان]موج در حال سقوط در کنار پنجره من بود و من داشتم یک جمله را دور از ۱ اجر می کردم ام وقتی تلفن زنگ زد
[ترجمه گوگل]گشت و گذار در خارج از پنجره من سقوط کرد و من در حدود 1 سالگی یک جمله را لعنت آوردم متر وقتی تلفن زنگ زد
7. But these wave-chroniclers, these Xenophons of the surf, often went about masquerading as prophets.
[ترجمه ترگمان]اما این تاریخ نویسان، این Xenophons امواج، اغلب درباره تغییر چهره پیامبران سخن می گویند
[ترجمه گوگل]اما این لنگرهای موج، این Xenophons از گشت و گذار، اغلب به عنوان انشعاب به عنوان پیامبران رفت
8. Born in 192 Rabbit first learned to surf on a huge redwood board.
[ترجمه ترگمان]اولین خرگوش که در سال ۱۹۲ به دنیا آمد، اولین بار یاد گرفت که در یک کشتی بسیار بزرگ به گشت و گذار بپردازد
[ترجمه گوگل]خرگوش متولد 192 اولین بار در یک تخته بزرگ قرمز گشت و گذار کرد
9. We fell asleep listening to the surf chisel away at the foot of the cliff below.
[ترجمه ترگمان]ما به خواب فرو رفتیم و به لبه سنگی که در پایین صخره قرار داشت گوش دادیم
[ترجمه گوگل]ما به خواب رفتن گوش دادن به گشت و گذار گشت و گذار در پایین صخره زیر
10. Better, really, that we stroll into the surf like old men, which we would become, given time.
[ترجمه ترگمان]در واقع، بهتر است که مثل پیرمردها در موج سواری قدم بزنیم
[ترجمه گوگل]بهتر، واقعا، که ما به گشت و گذار مانند مردان پیر، که ما تبدیل به زمان داده شده است
11. The program coincides with Surf the Rockies, a weeklong festival April 7-
[ترجمه ترگمان]این برنامه با Surf راکی که در ۷ آوریل یک هفته برگزار شد مصادف شد
[ترجمه گوگل]این برنامه همزمان با گشت و گذار در راک است، یک جشنواره هفته ای نهم آوریل
12. Hicks walked toward the surf with his head down, to keep the blown grains from his eyes.
[ترجمه ترگمان]دکتر هیکز سرش را پایین انداخت تا دانه های درشت را از چشمانش دور نگه دارد
[ترجمه گوگل]هیکس به سمت گشت و گذار به سمت پایین حرکت کرد تا دانه های منفجر شده از چشمانش را حفظ کند
13. A steamy surf of spice-bearing molecules pumped out from the pots on the stove.
[ترجمه ترگمان]موج steamy از مولکول های حاوی ادویه جات که از قابلمه روی اجاق گاز استفاده می کردند
[ترجمه گوگل]گشت و گذار بخار از مولکول های حاوی ادویه جات از گلدان ها بر روی اجاق گاز پمپ می شود
14. The initial report was: Child in surf.
[ترجمه ترگمان]گزارش اولیه عبارت بود از: کودک در گشت
[ترجمه گوگل]گزارش اولیه کودک در گشت و گذار بود