کلمه جو
صفحه اصلی

crocodile


معنی : تمساح، سوسمار
معانی دیگر : (جانورشناسی) تمساح، سوسمار (آبی) (زیر تیره ی crocodylinae)، مکرمج، پوست سوسمار

انگلیسی به فارسی

تمساح، سوسمار، پوست سوسمار


تمساح، سوسمار


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of various large reptiles found in tropical swamps, with a thick, tough skin, a long tail, and a pointed snout.

(2) تعریف: any similar reptile, such as an alligator.

• predatory aquatic reptile
a crocodile is a large reptile with a long body. crocodiles live in rivers and eat meat.

مترادف و متضاد

تمساح (اسم)
alligator, crocodile

سوسمار (اسم)
crocodile, lizard, iguana, varan

جملات نمونه

1. A crocodile was lurking just below the surface.
[ترجمه ترگمان]یک کروکودیل، درست زیر سطح آب پنهان بود
[ترجمه گوگل]یک تمساح تقریبا زیر سطحی بود

2. The crocodile is a strange-looking creature.
[ترجمه ترگمان]سوسمار موجود عجیبی است
[ترجمه گوگل]تمساح یک موجود عجیب و غریب است

3. Her crocodile skin clutch bag matched her shoes.
[ترجمه ترگمان]کیف پوست crocodile با کفش های او همخوانی داشت
[ترجمه گوگل]کیسه کلاچ پوست تمساح او با کفش های او هماهنگ است

4. The crocodile lays its eggs on land.
[ترجمه نجاتی] تمساح تخم خود را بر زمین می گذارد
[ترجمه ترگمان]The تخم خود را روی زمین می گذارد
[ترجمه گوگل]تمساح تخم مرغ را بر روی زمین گذاشته است

5. This is a crocodile - infested swamp.
[ترجمه ترگمان] این یه باتلاق crocodile
[ترجمه گوگل]این یک تمساح تبهکار است

6. The crocodile killed its prey by keeping it under and drowning it.
[ترجمه محمد حسین] تمساح شکارش را با نگه داشتن آن شکار در زیر و غرق شدنش می کشد
[ترجمه ترگمان]سوسمار شکارش را با نگه داشتن آن کشته و در حال غرق کردن آن کشته
[ترجمه گوگل]تمساح را با نگه داشتن آن و غرق شدن آن از بین برد

7. The sight of George shedding crocodile tears made me sick.
[ترجمه ترگمان]دیدن چهره جورج که باعث شد حالم به هم بخورد، حالم به هم می خورد
[ترجمه گوگل]دیدگاه جورج اشک های تمساح تمسخر مرا گرفت

8. Let's have no more politicians shedding crocodile tears for the unemployed.
[ترجمه ترگمان]اجازه دهید سیاست مداران دیگری نداشته باشیم که اشک های تمساح را برای افراد بی کار بریزند
[ترجمه گوگل]بیایید سیاستمداران بیشتری نفهمید که اشک های تمساح برای بیکاران

9. They weep crocodile tears for the poor, but are basically happy with things as they are.
[ترجمه ترگمان]آن ها اشک تمساح را برای فقرا گریه می کنند اما اساسا از چیزهایی که هستند خوشحال هستند
[ترجمه گوگل]آنها اشک تمساح را برای فقرا میپوشند، اما اساسا با چیزهایی که آنها هستند، خوشحالند

10. A cloud like a fluffy white crocodile basked at the bottom of the vast open fan of fading turquoise sky.
[ترجمه ترگمان]ابری مثل یک تمساح سفید کرکی، در انتهای آن بادبزنی وسیع و وسیع که در حال محو شدن از آسمان فیروزه ای است، دیده می شود
[ترجمه گوگل]یک ابر مانند کروکودیل سفید کرکی در پایین طرفداران گسترده ای از فضای فیروزه ای فرو می ریزد

11. I gave a crocodile smile and took a cultural break.
[ترجمه ترگمان]یک لبخند crocodile زدم و یک استراحت فرهنگی کشیدم
[ترجمه گوگل]من یک لبخند تمساح و یک تعطیلات فرهنگی گرفتم

12. But far be it for us to shed crocodile tears over the bruised egos of our male counterparts.
[ترجمه ترگمان]اما برای ما این است که چشمان crocodile همتایان مرد مان را سرازیر کنیم
[ترجمه گوگل]اما این برای ما این است که اشک های تمساح را بر روی کبودی عاجمان از همتایان مردمان بگذرانیم

13. So much for the exiles' crocodile tears over Elian's removal.
[ترجمه ترگمان]برای کسانی که در تبعید به سر می برند، اشک تمساح به چشم می خورد
[ترجمه گوگل]خیلی برای اشک های تمساح تبعیدی در مورد حذف Elian

14. That was real crocodile skin.
[ترجمه ترگمان]پوست تمساح واقعی بود
[ترجمه گوگل]این پوست تمساح واقعی بود

پیشنهاد کاربران

کروکودیل

ب معنی کروکودیل آبی

همون طور که از تلفظ اش معلوم است معنی آن کروکودیل یا نوعی تمساح است

از نظر من به معنی کروکودیل

کروکودیل یا همون تمساح

تمساح


🐊🐊 کروکدیل

کروکودیل نوعی تمساح 🐊🐊🐊🐊🐊🐊🐊

کروکدیل / تمساح / سوسمار 🐊

Crocodile 🐊:تمساح با پوزه Vشکل



Alligator 🐊:تمساح با پوزه Uشکل



کلمات دیگر: