کلمه جو
صفحه اصلی

succulent


معنی : ابدار، شاداب، پرطراوت
معانی دیگر : آبدار، پرآب، (گیاه شناسی) شیره دار، گیاه شیره دار، سرزنده، گرم و گیرا، شاد و خرم

انگلیسی به فارسی

ابدار، شاداب، پرطراوت


شیرین، شاداب، پرطراوت، ابدار


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
(1) تعریف: full of juice or sap; juicy.
متضاد: dry

- The mangoes were deliciously sweet and succulent.
[ترجمه ترگمان] انبه های هم شیرین و شیرین بودند
[ترجمه گوگل] انبه ها خوشمزه شیرین و شاداب بودند

(2) تعریف: having fleshy leaves or stems that retain moisture, as cactus.

- Cacti are succulent plants.
[ترجمه ترگمان] گیاهان کاکتوس گیاهان آبدار هستند
[ترجمه گوگل] کاکتی گیاهان شاداب است
اسم ( noun )
مشتقات: succulently (adv.), succulence (n.)
• : تعریف: a plant with fleshy leaves or stems that retain moisture, such as cactus.

- These plants are succulents, so take care not to overwater them.
[ترجمه ترگمان] این گیاهان succulents هستند، بنابراین مراقب باشید که از روی آبی استفاده نکنید
[ترجمه گوگل] این گیاهان دارچین هستند، بنابراین مراقب باشید آنها را بیش از حد آب نکنید

• juicy, full of sap; having fleshy leaves that store water; luscious, delectable
plant having fleshy leaves that store water
succulent food is juicy and delicious.

مترادف و متضاد

ابدار (صفت)
rude, lush, aqueous, juicy, succulent, hydrous, watery, humid

شاداب (صفت)
floriferous, lush, juicy, succulent

پرطراوت (صفت)
succulent

juicy, delicious


Synonyms: divine, heavenly, luscious, lush, mellow, moist, mouthwatering, pulpy, rich, sappy, tasty, yummy


Antonyms: dry, unjuicy


جملات نمونه

succulent peaches

هلوهای آبدار


the succulent leaves of a cactus

برگ‌های شیره‌دار کاکتوس


1. succulent peaches
هلوهای آبدار

2. the succulent leaves of a cactus
برگ های شیره دار کاکتوس

3. a cactus is a succulent
کاکتوس گیاه شیره دار است.

4. Cook pieces of succulent chicken with ample garlic and a little sherry.
[ترجمه ترگمان]تکه های آبدار یک مرغ آبدار با سیر فراوان و کمی لیموناد
[ترجمه گوگل]کوک تکه های مرغ ساکتیکی با سیر و سیر کمرنگ

5. These are wonderfully succulent peaches.
[ترجمه ترگمان]این ها هلو پوست کنده است
[ترجمه گوگل]این هلوهای شگفت انگیز هستند

6. It can be anything from a rich and succulent casserole to a stir fry recipe with a subtle hint of the Orient.
[ترجمه ترگمان]این می تواند چیزی از آب غنی و آبدار باشد که دستور پخت را با یک اشاره ظریف از شرق فراهم می کند
[ترجمه گوگل]این می تواند هر چیزی از یک فلفل پر از غنی و شاداب به یک دستور العمل سرخ کردن سرخ با یک اشاره ظریف از شرق است

7. Two rows of pegs decorated her succulent crack, making it appear she had a wooden hedgehog between her legs.
[ترجمه ترگمان]دو ردیف دیوار آن را با succulent و succulent تزیین کرده بود و ظاهرا جوجه تیغی را در میان پاهایش قرار داده بود
[ترجمه گوگل]دو ردیف گیره ها را به شکلی شادابانه تزئین کرد و به نظر می رسید او دارای یک جوزا چوبی بین پاها بود

8. For that we can thank a succulent script, meaty characterisations and four central performances that will leave you begging for more.
[ترجمه ترگمان]برای اینکه ما می توانیم از یک فیلمنامه succulent، characterisations گوشتی و چهار عملکرد اصلی که شما را برای بیشتر گدایی می کنند، تشکر کنیم
[ترجمه گوگل]برای این که ما می توانیم از یک اسکریپت شاداب، ویژگی های گوشتی و چهار عملکرد مرکزی تشکر کنیم که باعث می شود تا شما را بیشتر بپذیرید

9. It is famous for its succulent melons suffused with fragrance and sweetness.
[ترجمه ترگمان]این گیاه به خاطر melons succulent که با عطر و شیرینی پر شده معروف است
[ترجمه گوگل]این شیرینی با طعم و شادابیت شیرین آن را معروف می کند

10. The lettuce, succulent and green.
[ترجمه ترگمان]کاهو و سبزی و سبزی
[ترجمه گوگل]کاهو، شیرین و سبز

11. Bake for half an hour - the top should be crisp, and the underneath moist and succulent.
[ترجمه ترگمان]برای نیم ساعت در فر قرار دهید - بالا باید ترد باشد و در زیر آبدار و آبدار قرار گیرد
[ترجمه گوگل]پخت برای نیم ساعت - بالا باید ترد، و زیر مرطوب و مکمل

12. They thought she had got fat, a good advert, on the succulent nosh.
[ترجمه ترگمان]آن ها فکر می کردند که او چاق است، یک تبلیغ خوب، برای خوردن شیرینی
[ترجمه گوگل]آنها تصور می کردند او چربی داشته، آگهی خوب، در مورد ساکشن شیرین

13. The snake makes it wriggle so that the apparently disembodied filament appears to be some kind of succulent worm.
[ترجمه ترگمان]مار به این شکل پیچ وتاب می خورد و به نظر می رسد که رشته بدون شی نوعی کرم آبدار باشد
[ترجمه گوگل]مار آن را لرزاند، به نظر میرسد که رشتههای ظاهرا ناپدید شده، نوعی کرم شاداب است

14. Forest Goblins even eat certain species of spiders which they regard as especially succulent and superior to any other kind of flesh.
[ترجمه ترگمان]اجنه در جنگل حتی برخی از عنکبوت ها را که به خصوص succulent و برتر از هر نوع دیگر گوشت هستند می خورند
[ترجمه گوگل]گوبلین های جنگل حتی برخی از گونه های عنکبوت را می خورند که به نظر می رسند که به خصوص شیرینی و برتر از انواع دیگر گوشت هستند

A cactus is a succulent.

کاکتوس گیاه شیره‌دار است.


پیشنهاد کاربران

گیاه گوشتی

adjective
[more succulent; most succulent]
1 : full of juice
◀️a succulent steak
◀️succulent [=juicy] oranges

2 of plants : having thick, heavy leaves or stems that store water
◀️Cacti are succulent plants.

Stunning and succulent beautiful lips

آبدار، سرحال، سرزنده

succulent ( زیست شناسی - علوم گیاهی )
واژه مصوب: میوۀ گوشتی
تعریف: میوه ای که حداقل بخشی از میان بَر آن آب دار است


کلمات دیگر: