کلمه جو
صفحه اصلی

creature of habit

انگلیسی به انگلیسی

• one set in their ways, one who prefers routine

پیشنهاد کاربران

زاده عادت، بنده عادت، کسی که همواره به صورت روتین زندگی می کند، کسی که روتین ( روال همیشگی ) را ترجیح میدهد، برده عادت، اسیر عادت!
I'm a creature of habit
من یک بنده عادتم!

روز هام مثل همه


کلمات دیگر: