کلمه جو
صفحه اصلی

stallion


معنی : فحل، اسب نر، نریان
معانی دیگر : اسب نر (اخته نشده)، اسب تخم کشی، معشوقه، فاحشه

انگلیسی به فارسی

نریان، اسب نر، معشوقه، فاحشه


شاهزاده، اسب نر، نریان، فحل


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a sexually mature, uncastrated male horse.

• uncastrated male horse (especially one used for breeding)
a stallion is a male horse.

مترادف و متضاد

فحل (اسم)
distinguished person, stallion

اسب نر (اسم)
stallion

نریان (اسم)
stallion

جملات نمونه

1. a proud stallion
نریان سرکش

2. They travel the stallion to different farms.
[ترجمه ایلیا هستم ۱۰ ساله سوارکارم] سیلمی اسبی که برای کشش یا جفتگیری استفاده میشه
[ترجمه ترگمان]آن ها اسب نر را به مزارع مختلف سفر می کنند
[ترجمه گوگل]آنها نردبان را به مزارع مختلف می برند

3. The stallion bucked as he fought against the reins holding him tightly in.
[ترجمه ترگمان]نریان در حالی که با مهار اسب خود را محکم در دست گرفته بود، بر خود لرزید
[ترجمه گوگل]ستمکاران به هنگام مبارزه با سربازان که به شدت درگیر آن بودند مبارزه کردند

4. Breed a strong mare with a fast stallion and hope for a Derby winner.
[ترجمه ترگمان]یک مادیان قوی با یک نریان محکم و یک برنده بزرگ
[ترجمه گوگل]نژاد یک مرغ قوی با یک نیشکر سریع و امید برای یک برنده دربی

5. The stallion pawed the ground impatiently.
[ترجمه ترگمان]نریان بی صبرانه روی زمین نشست
[ترجمه گوگل]ستمکاران بی سر و صدا به زمین زدند

6. Llewelyn's stallion shied as the wind sent sparks flying.
[ترجمه ترگمان]اسب نر Llewelyn زمانی که باد جرقه های پرواز را ارسال کرد، خجالت کشید
[ترجمه گوگل]خرگوش Llewelyn به عنوان باد فرستاده شده جرقه پرواز پرواز

7. So a stallion may respond to punishment from us by trying to kick us with greater determination instead.
[ترجمه ترگمان]بنابراین یک اسب نر ممکن است با تلاش برای ضربه زدن به ما با عزم راسخ به مجازات پاسخ دهد
[ترجمه گوگل]بنابراین یک نزاع ممکن است به مجازات از ما با تلاش برای ما را با اراده بیشتر به جای ما

8. Jester was an appaloosa stallion who had a very close relationship with his owner.
[ترجمه ترگمان]فضول یک اسب نر appaloosa بود که رابطه نزدیکی با صاحب خود داشت
[ترجمه گوگل]جاستر ناپلئون آپاتالوزا بود که ارتباط بسیار نزدیکی با مالکش داشت

9. Except in the case of the stallion deliberately herding his mares, this is not a question of dominance or bullying.
[ترجمه ترگمان]به جز در مورد اسب نر که به عمد مادیان های خود را herding، این مساله تسلط و قلدری نیست
[ترجمه گوگل]بجز در مورد ستیزه جویانه که عمدتا مرغ های خود را می پروراند، این موضوع از تسلط یا قلدری نیست

10. Hazar, an Arabian stallion, felt that halter classes at shows were rather beneath his dignity.
[ترجمه ترگمان]هزار، یک اسب نر عربی، احساس می کرد که در طبقات مختلف فقط با وقار و متانت رفتار می شود
[ترجمه گوگل]هزر، عصای عربی، احساس کرد که کلاس های هاربر در نمایشگاه ها نه تنها زیر سلطه او بود

11. The stallion has sired several race winners.
[ترجمه ترگمان]اسب نر چندین برنده مسابقه دارد
[ترجمه گوگل]ناقل چندین برنده مسابقه ای را اختراع کرده است

12. Unfortunately a New Forest stallion got into the field and Shamrock got in foal.
[ترجمه ترگمان]بدبختانه یک اسب نر جدید وارد مزرعه شد و Shamrock کره اسب را گرفت
[ترجمه گوگل]متاسفانه یک جنگل نیو فلوریدا به میدان آمد و شامروک به لبه در آمد

13. Vanessa Weaver's stallion became entangled in a fence and rolled over on top of her.
[ترجمه ترگمان]نریان ونسا مایی در حصار گیر کرد و روی او غلتید
[ترجمه گوگل]عنکبوت ونسا ویور در یک حصار درهم ریخت و بالای سرش ریخته شد

14. A harem stallion defends his mares against the attentions of other males.
[ترجمه ترگمان]یک نریان harem از مادیان های خود در برابر توجه مردان دیگر دفاع می کند
[ترجمه گوگل]نهنگ هارم از جانوران خود در مقابل توجه دیگر مردان دفاع می کند

پیشنهاد کاربران

اسب نر، نریان

A gray stallion
یک نریان خاکستری


کلمات دیگر: