کلمه جو
صفحه اصلی

spider web

انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a web constructed by spiders to trap prey, made from very fine filaments of silk secreted from their abdomens.

• network spun by a spider to catch insects for food

جملات نمونه

1. The spider web brushed my forehead.
[ترجمه ترگمان]تار عنکبوت پیشانی مرا نوازش کرد
[ترجمه گوگل]وب عنکبوت پیشانی من را زد

2. Like a spider web or a caddis house, a beaver dam is among the true wonders of the world.
[ترجمه ترگمان]مانند تار عنکبوت یا یک خانه caddis، یک سد آبی در بین عجایب واقعی جهان است
[ترجمه گوگل]مانند یک وب سایت عنکبوتی یا خانه کاددیس، یک سد بیبر یکی از معجزات واقعی جهان است

3. Dawn brings a gift of spider webs flashing diamonds on sea-grey gorse.
[ترجمه ترگمان](داون)یک هدیه از تاره ای عنکبوت عنکبوتی را به رنگ آبی - خاکستری روی دریا می اورد
[ترجمه گوگل]سحر یک هدیه از الماس های فلزی عنکبوت را بر روی گوشت سیاه و سفید به ارمغان می آورد

4. That is what happened to the spider web that Dr. Zschokke found.
[ترجمه ترگمان]این اتفاقی بود که برای تار عنکبوتی افتاد که دکتر Zschokke پیدا کرد
[ترجمه گوگل]همانطور که دکتر Zschokke در بر داشت، این اتفاق افتاد به وب عنکبوت

5. The material for the threads is spider web or quartz fibers.
[ترجمه ترگمان]مواد مورد نیاز برای نخ ها، تار عنکبوت یا الیاف کوارتز است
[ترجمه گوگل]مواد برای موضوعات، عنکبوت یا الیاف کوارتز است

6. A spider web is tangled up with me.
[ترجمه ترگمان]تار عنکبوت با من گیر کرده
[ترجمه گوگل]یک وب سایت عنکبوتی با من درهم می آید

7. This pic of Spider Web Lacing on some military boots came from Big Booted Dog.
[ترجمه ترگمان]این عکس تار عنکبوت عنکبوت روی چند جفت چکمه نظامی از سگ بزرگ سگ بزرگ ظاهر شد
[ترجمه گوگل]این عکس از وب سایت Spider Web بر روی برخی از چکمه های نظامی از Big Booted Dog آمده است

8. A spider web and its me in the middle.
[ترجمه ترگمان]یک تار عنکبوت و من را در وسط آن قرار می دهد
[ترجمه گوگل]یک وب سایت عنکبوتی و من در وسط

9. Jean sent me to your beautiful spider web shot, flees, and I agree it's very lovely.
[ترجمه ترگمان]جین مرا به تار عنکبوت زیبای شما فرستاد، می گریزد، و من موافقم که خیلی دوست داشتنی است
[ترجمه گوگل]ژان من را به عکاسی زیبای شما فرستاد، فرار می کند، و من موافق آن بسیار دوست داشتنی است

10. What is more surprising is the spider web in between a line of white " English. "
[ترجمه ترگمان]آنچه شگفت آور است وب تار عنکبوتی در میان یک خط \"انگلیسی\" است
[ترجمه گوگل]تعجب آور است که عنکبوت بین یک خط سفید انگلیسی است '

11. Dew hangs on a spider web near Independence, Kan.
[ترجمه ترگمان]شبنم در روز استقلال بر روی یک تار عنکبوت آویزان است
[ترجمه گوگل]دون بر روی یک وب سایت عنکبوتی در نزدیکی استقلال کان، آواره می شود

12. A spider web and Im caught in the middle.
[ترجمه ترگمان]تار عنکبوتی و من در وسط گیر افتاده ام
[ترجمه گوگل]یک وب سایت عنکبوتی و من در وسط گرفتار شدم

13. The third task was to get the five members of our group through a large spider web.
[ترجمه ترگمان]کار سوم این بود که پنج عضو گروه ما را از طریق یک تار عنکبوتی بزرگ به دست آورد
[ترجمه گوگل]وظیفه سوم این بود که پنج عضو گروه ما را از طریق یک وب سایت عنکبوت بزرگ ببریم

14. It was small but typically eighteenth-century in origin, with an Adam doorway and spider web fanlight.
[ترجمه ترگمان]این برج کوچک ولی معمولا در قرن هجدهم با یک درگاه Adam و fanlight عنکبوتی قرار داشت
[ترجمه گوگل]این کوچک بود، اما به طور معمول در قرن هجدهم، با ورودی آدم و فنر وب عنکبوت

پیشنهاد کاربران

تارانکبوت بر روی اشیاء

تار عنکبوت

spiderweb into در تار و پود چیزی نفوذ کردن
در جایگاه فعل به معنی متصل کردن ( به شکل تار عنکبوت )

spider web ( حمل‏ونقل درون شهری - جاده ای )
واژه مصوب: شبکۀ تارعنکبوتی
تعریف: سامانۀ بزرگراهی شبیه‏سازی‏شده برای محدوده‏ای مشخص که، بدون توجه به ترکیب فیزیکی خیابان ها، تنها دسترسی های اصلی را ملاک تحلیل قرار می‏دهد

Spider web= تار عنکبوت Can spider make spider web? آیا عنکبوت می تواند تار ( تار عنکبوت ) درست کند؟ What is spider doing عنکبوت در حال چه کاری است ؟ Spider is making spider web عنکبوت در حال ساختن تار ( تار عنکبوت ) است.


کلمات دیگر: