1. a suicidal personality
شخصیت خودکشی گرا
2. He became very depressed and even got suicidal at one point.
[ترجمه ترگمان]خیلی افسرده شد و حتی یک لحظه هم خودکشی کرد
[ترجمه گوگل]او خیلی افسرده شد و حتی یک بار خودکشی کرد
3. I was suicidal and just couldn'tstop crying.
[ترجمه ترگمان]من قصد خودکشی داشتم و نمی توانستم گریه کنم
[ترجمه گوگل]من خودکشی بودم و فقط می توانستم گریه کنم
4. On bad days I even felt suicidal.
[ترجمه ترگمان]در روزه ای بد، حتی احساس خودکشی کردم
[ترجمه گوگل]در روزهای بد من حتی خودکشی را احساس کردم
5. She was depressed and almost suicidal.
[ترجمه ترگمان]او افسرده و تقریبا خودکشی کرده بود
[ترجمه گوگل]او افسرده و تقریبا خودکشی بود
6. It would be suicidal for the Prime Minister to call an election at a time when he's so unpopular.
[ترجمه ترگمان]این برای نخست وزیر در نظر خواهد گرفت که در زمانی که این قدر منفور است، انتخابات را اعلام کند
[ترجمه گوگل]نخست وزیر می تواند خودکشی کند که در زمانی که او چنین محبوبیتی دارد، در انتخابات شرکت کند
7. It would be suicidal to risk going out in this weather.
[ترجمه ترگمان]خودکشی در این آب و هوا رو به خودکشی خواهد بود
[ترجمه گوگل]این امر می تواند خودکشی باشد که در این آب و هوای خطرناک قرار گیرد
8. It is suicidal pottering away valuable time.
[ترجمه ترگمان]این خودکشی زمان ارزشمندی را با خودکشی سپری می کند
[ترجمه گوگل]وقت خود را صرف وقت گرمی می کند
9. Her economic policies would prove suicidal for our economy.
[ترجمه ترگمان]سیاست های اقتصادی او خودکشی را برای اقتصاد ما ثابت خواهد کرد
[ترجمه گوگل]سیاست های اقتصادی آن خودکشی برای اقتصاد ما را نشان می دهد
10. They realized it would be suicidal to resist in the face of overwhelming military superiority.
[ترجمه ترگمان]آن ها متوجه شدند که مقاومت در برابر برتری شدید نظامی، خودکشی خواهد بود
[ترجمه گوگل]آنها متوجه شدند که در برابر غلبه بر برتری نظامی، خودکشی خواهد بود
11. It was suicidal trying to put out that fire.
[ترجمه ترگمان]قصد خودکشی داشت که اون آتیش رو خاموش کنه
[ترجمه گوگل]این خودکشی بود که تلاش میکرد آن آتش را کنار بگذارد
12. Counsellors are used to dealing with suicidal people.
[ترجمه ترگمان]Counsellors برای برخورد با مردم خودکشی به کار می روند
[ترجمه گوگل]مشاوران برای مقابله با افراد خودکشی استفاده می شوند
13. He grew suicidal, thinking up ways to end it all.
[ترجمه ترگمان]او در فکر خودکشی بود و فکر می کرد که چه راهی برای پایان بخشیدن به همه چیز دارد
[ترجمه گوگل]او خودکشی کرده است، راه هایی را برای پایان دادن به همه چیز آماده کرده است
14. He looked depressed, even suicidal.
[ترجمه ترگمان]او افسرده به نظر می رسید، حتی خودکشی می کرد
[ترجمه گوگل]او دچار افسردگی، حتی خودکشی بود