1. cruel fate
سرنوشت مشقت بار
2. cruel fate took him from us
سرنوشت قدار او را از ما گرفت.
3. his cruel behavior toward the prisoners
رفتار ستمگرانه ی او با زندانیان
4. his cruel treatment of his children was absolutely scandalizing
رفتار ستمگرانه ی او با فرزندانش کاملا مشمئز کننده بود.
5. he said cruel things to his mother
او با مادرش با درشتی حرف زد.
6. such a cruel decision will never receive my seal
این چنین تصمیم ظالمانه هرگز مورد تایید من نخواهد بود.
7. actions distinctive of cruel men
اعمال نشان گر انسان های ظالم
8. he was very cruel to his wife
او به زنش خیلی ظلم می کرد.
9. the outcry against cruel treatment of prisoners
اعتراض پر سر و صدا نسبت به رفتار ظالمانه با زندانیان
10. amir teymoor was a cruel man
امیر تیمور مرد سنگدلی بود.
11. he is not as cruel as he is painted
آنقدرها که می گویند ظالم نیست.
12. her husband has been cruel to her, but she is not moping about it
شوهرش نسبت به او ظلم کرده است ولی او ناله و زاری نمی کند.
13. my lover who was cruel and . . .
نگار من که جفا کار بود و . . .
14. russian winters were really cruel
زمستان های روسیه راستی درد بار بودند.
15. everyone supposes him to be cruel but he is really a kind man
همه می پندارند که او ظالم است ولی واقعا مرد مهربانی است.
16. he says hunting is a cruel sport
او می گوید شکار ورزش ظالمانه ای است.
17. he did not deserve such a cruel end
او استحقاق چنین مرگ فجیعی را نداشت.
18. he flatters his superiors but is cruel to his inferiors
او از مافوق های خود چاپلوسی می کند ولی نسبت به زیردستان خود ظالم است.
19. you wrong him; he is not cruel and miserly
در حق او بی انصافی می کنی،او ظالم و خسیس نیست.
20. a prince who was enchanted by a cruel sorcerer
شاهزاده ای که توسط جادوگر سنگدلی افسون شده بود
21. Their cruel treatment of prisoners was abominable.
[ترجمه ترگمان]رفتار ظالمانه آن ها از اسیران زشت و نفرت انگیز بود
[ترجمه گوگل]رفتار بی رحمانه آنها نسبت به زندانیان بی رحمانه بود
22. Cowards are cruel.
[ترجمه ترگمان]بزد لا ظالم هستند
[ترجمه گوگل]ضرب و شتم بی رحمانه است
23. His death was a cruel blow .
[ترجمه ترگمان]مرگ او یک ضربه بی رحمانه بود
[ترجمه گوگل]مرگ او یک ضربه بی رحمانه بود
24. The cruel master beat his slaves mercilessly with a whip.
[ترجمه ترگمان]ارباب ظالم، slaves را بی رحمانه شلاق می زد
[ترجمه گوگل]استاد بی رحمانه بردگان خود را بی رحم با شلاق زدن بردند
25. It is plainly cruel to keep turtles as pets.
[ترجمه ترگمان]خیلی ظالمانه است که لاک پشت را به عنوان حیوون خونگی نگه دارند
[ترجمه گوگل]این کاملا ظالمانه است که لاک پشت ها را حیوانات خانگی نگه می دارد
26. The cruel landlord would bate him no rent.
[ترجمه ترگمان]کاروانسرا دار بی رحما نه از او اجاره نمی داد
[ترجمه گوگل]صاحب بی رحمانه او را از اجاره نمی کند
27. I despise anyone who is cruel to animals.
[ترجمه Anita] من از هر کسی که به حیوانات ظلم کند نفرت دارم
[ترجمه ترگمان]از هر کس که سنگدل باشد متنفرم
[ترجمه گوگل]من هر کسی را که به حیوانات بی رحم است، نفرت دارم