کلمه جو
صفحه اصلی

cricket


معنی : زنجره، جیرجیرک، یکجور گوی بازی
معانی دیگر : (جانورشناسی) جیرجیرک، زنجره (انواع حشرات راست بال و جهنده و دارای شاخک های بلند که با مالیدن بال ها به هم صدای جیرجیر می کنند ـ به ویژه زنجره های تیره ی gryllidae)، (ورزش) بازی کریکت، کریکت بازی کردن، چهارپایه ی چوبی

انگلیسی به فارسی

جیرجیرک، زنجره، بازی کیریکت


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: any of various insects that are similar to grasshoppers in having long antennae and great leaping ability, the male of which produces a shrill chirp by rubbing its front wings together.
اسم ( noun )
(1) تعریف: a game played outdoors with a ball, bats, and wickets at either end of the field, by two opposing teams of eleven members each.

(2) تعریف: good sportsmanship; fair play.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: crickets, cricketing, cricketed
مشتقات: cricketer (n.)
• : تعریف: to play cricket.

• leaping insect which is related to the grasshopper; outdoor sport played with ball and bat (popular in england)
cricket is an outdoor game played between two teams who try to score points, called runs, by hitting a ball with a wooden bat.
a cricket is a small jumping insect that produces sharp sounds by rubbing its wings together.

دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] جیرجیرک. سیرسیرک. حشرات جهنده راست بالان از خانواده ( gryllidae )

مترادف و متضاد

زنجره (اسم)
cicada, cricket, cicala, grig

جیرجیرک (اسم)
cricket

یکجور گوی بازی (اسم)
cricket

جملات نمونه

1. a cricket pitch
زمین بازی کریکت

2. Football, cricket and hockey are all team sports.
[ترجمه ترگمان]فوتبال، کریکت و هاکی همه ورزش های تیمی هستند
[ترجمه گوگل]فوتبال، کریکت و هاکی، همه ورزشهای تیمی هستند

3. Football and cricket are outdoor games.
[ترجمه ترگمان]فوتبال و کریکت بازی های خارج از خانه هستند
[ترجمه گوگل]فوتبال و کریکت بازی های خیابانی هستند

4. The crowd loves to watch attacking cricket.
[ترجمه ترگمان]مردم عاشق تماشای حمله به کریکت هستند
[ترجمه گوگل]جمعیت دوست دارد به تماشای کریکت حمله کند

5. Traditionally, white flannels are worn when playing cricket.
[ترجمه ترگمان]به طور سنتی، لباس فلانل سفید هنگام بازی کریکت فرسوده می شود
[ترجمه گوگل]به طور سنتی، فلاون های سفید هنگام بازی در کریکت پوشیده می شوند

6. Jeremy does play cricket, but very infrequently.
[ترجمه ترگمان]جرمی به ندرت کریکت بازی می کند، اما به ندرت
[ترجمه گوگل]جری کریکت بازی می کند، اما خیلی کم است

7. He felt he would never tire of international cricket.
[ترجمه ترگمان]او احساس می کرد که هرگز از کریکت بین المللی خسته نخواهد شد
[ترجمه گوگل]او احساس کرد که هرگز از کریکت بین المللی خسته نخواهد شد

8. He's been called the grand old man of cricket.
[ترجمه ترگمان]او پیرمرد کریکت نامیده می شود
[ترجمه گوگل]او بزرگسالی کریکت نامیده شده است

9. John is skipper of the cricket team this year.
[ترجمه ترگمان]جان امسال کاپیتان تیم کریکت است
[ترجمه گوگل]جان کاپیتان تیم کرکت امسال است

10. He was battered on the head with a cricket bat.
[ترجمه ترگمان]سرش با چوب کریکت خرد شده بود
[ترجمه گوگل]او با یک خفاش کریکت به سرش زد

11. Cricket is the archetypal English game.
[ترجمه ترگمان]کریکت بازی اصلی انگلیسی است
[ترجمه گوگل]کریکت بازی زبان انگلیسی است

12. He played Sunday League cricket for years.
[ترجمه ترگمان]او سال ها کریکت اتحادیه را بازی کرد
[ترجمه گوگل]او برای سالها یک کریکت یک روزه بازی کرد

13. The handle of a cricket bat protruded from under his arm.
[ترجمه ترگمان]دسته چوب کریکت از زیر بغلش بیرون زده بود
[ترجمه گوگل]دسته از یک خفاش کریکت از زیر بازویش خارج شده است

14. We're praying for good weather for tomorrow's cricket match.
[ترجمه ترگمان]ما در حال دعا برای آب و هوای خوب برای مسابقه فردا کریکت هستیم
[ترجمه گوگل]ما برای آب و هوای خوب برای مسابقه کریکت فردا دعا می کنیم

15. The only sound was a cricket chirping.
[ترجمه ترگمان]تنها صدای جیر جیر جیر جیر جیر جیر بود
[ترجمه گوگل]تنها صدا صدای کریکت بود

پیشنهاد کاربران

جیرجیرک - نوعی حشره که شب ها پیوسته جیر جیر می کنه

🦗🦗 جیرجیرک

یک ورزش تیمی بت و توپ است که بین دو تیم ۱۱ نفره انجام می شود
ظاهرش تو مایه های بیس باله

ملخ هم میشه

کلمه کریکت با کلمه دیگری باید باشد مثل
Cricket team
یا
Cricket bat and ball

مانتیس_ملخ سبز

یک ورزش تیمی بت و توپ هست که بین دو تیم ۱۱ نفره انجام میشه
ظاهرش تو مایه های بیس باله


کلمات دیگر: