(اتومبیل) پنجره ی طاق، پنجره ی آفتابی، کپر، دریچه آفتابگیر
sunroof
(اتومبیل) پنجره ی طاق، پنجره ی آفتابی، کپر، دریچه آفتابگیر
انگلیسی به فارسی
(اتومبیل) پنجرهی طاق، پنجرهی آفتابی، کپر، دریچه آفتآبگیر
sunroof
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: a sliding panel in the roof of an automobile that may be opened to let in light and air.
• section in the roof of a vehicle that can be raised or slid back
a sunroof is a part of the roof in a car which you can open to let sunshine or air in.
a sunroof is a part of the roof in a car which you can open to let sunshine or air in.
جملات نمونه
1. Optional extras include anti-lock brakes and an electric sunroof.
[ترجمه ترگمان]اضافه کردن موارد اضافی اختیاری شامل ترمز ضد قفل و یک ترمز الکتریکی است
[ترجمه گوگل]لوازم جانبی اختیاری شامل ضد قفل ترمز و یک سقف الکتریکی می باشد
[ترجمه گوگل]لوازم جانبی اختیاری شامل ضد قفل ترمز و یک سقف الکتریکی می باشد
2. Tinted windows and a sunroof are optional extras .
[ترجمه ترگمان]پنجره ها و a اضافی اختیاری هستند
[ترجمه گوگل]پنجره های رنگی و سقف کابین، اجزای اضافی هستند
[ترجمه گوگل]پنجره های رنگی و سقف کابین، اجزای اضافی هستند
3. Special features include passenger airbags and an electric sunroof.
[ترجمه ترگمان]ویژگی های ویژه شامل کیسه های مسافر و یک sunroof الکتریکی است
[ترجمه گوگل]ویژگی های ویژه عبارتند از کیسه های مسافر هوا و یک سوزوکی الکتریکی
[ترجمه گوگل]ویژگی های ویژه عبارتند از کیسه های مسافر هوا و یک سوزوکی الکتریکی
4. Standard equipment includes an electric sunroof, electric front windows, remote control central locking and a 60/40 split folding rear seat.
[ترجمه ترگمان]تجهیزات استاندارد شامل یک sunroof الکتریکی، پنجره های جلویی الکتریکی، قفل مرکزی کنترل از راه دور و صندلی عقب تاشو ۶۰ \/ ۴۰ می باشد
[ترجمه گوگل]تجهیزات استاندارد شامل سقف الکتریکی، پنجره های الکتریکی جلو، قفل مرکزی از راه دور و صندلی عقب تاشو 60/40 تقسیم شده است
[ترجمه گوگل]تجهیزات استاندارد شامل سقف الکتریکی، پنجره های الکتریکی جلو، قفل مرکزی از راه دور و صندلی عقب تاشو 60/40 تقسیم شده است
5. The sunroof and air conditioning are cost extras.
[ترجمه ترگمان]تهویه مطبوع و تهویه مطبوع هزینه اضافی هستند
[ترجمه گوگل]سقف کابین و تهویه مطبوع هزینه اضافی هستند
[ترجمه گوگل]سقف کابین و تهویه مطبوع هزینه اضافی هستند
6. A sunroof would have added another $ 190.
[ترجمه ترگمان]یک sunroof ۱۹۰ دلار دیگر هم اضافه خواهد کرد
[ترجمه گوگل]یک سالن سقف 190 دلار دیگر اضافه کرد
[ترجمه گوگل]یک سالن سقف 190 دلار دیگر اضافه کرد
7. The vinyl sunroof of the 12 / 50 can be replaced by professional trimmers.
[ترجمه ترگمان]The vinyl ۱۲ \/ ۵۰ را می توان با trimmers حرفه ای جایگزین کرد
[ترجمه گوگل]Sunroof vinyl از 12/50 را می توان با ترمالرهای حرفه ای جایگزین کرد
[ترجمه گوگل]Sunroof vinyl از 12/50 را می توان با ترمالرهای حرفه ای جایگزین کرد
8. Standard equipment includes electric sunroof, remote control locking and electric windows.
[ترجمه ترگمان]تجهیزات استاندارد شامل قفل الکتریکی، قفل کنترل از راه دور و پنجره های الکتریکی است
[ترجمه گوگل]تجهیزات استاندارد شامل آفتابگیر برق، قفل کنترل از راه دور و پنجره های الکتریکی است
[ترجمه گوگل]تجهیزات استاندارد شامل آفتابگیر برق، قفل کنترل از راه دور و پنجره های الکتریکی است
9. The car's sunroof was completely shattered.
[ترجمه ترگمان] سقف ماشین کاملا خرد شده بود
[ترجمه گوگل]سقف کابین خودرو کاملا خراب شده بود
[ترجمه گوگل]سقف کابین خودرو کاملا خراب شده بود
10. The sunroof looks cheap and nasty.
[ترجمه ترگمان] The ارزون و زننده به نظر می رسه
[ترجمه گوگل]سقف کابین ارزان و تند و زننده به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]سقف کابین ارزان و تند و زننده به نظر می رسد
11. It smashed the car's sunroof showering the family with glass.
[ترجمه ترگمان]سقف اتومبیل را خرد کرد و با شیشه آن را گرفت
[ترجمه گوگل]این سانحه ماشین را با شیشه دوش زدیم
[ترجمه گوگل]این سانحه ماشین را با شیشه دوش زدیم
12. However, the shallow roofline means no sunroof, much less the targa roof of an MR
[ترجمه ترگمان]با این حال، the سطحی به معنای نه sunroof است، بسیار کم تر از سقف targa MR
[ترجمه گوگل]با این حال، سقف کم عمق به معنی بدون sunroof، بسیار کمتر roof of targa MR است
[ترجمه گوگل]با این حال، سقف کم عمق به معنی بدون sunroof، بسیار کمتر roof of targa MR است
13. The roadster had a raisable sunroof.
[ترجمه ترگمان] اون ماشین یه sunroof داشت
[ترجمه گوگل]روستایر یک سقف آفتابی داشت
[ترجمه گوگل]روستایر یک سقف آفتابی داشت
14. A sunroof, rear - seat entertainment system and blind - spot alert mirrors are the only three options available.
[ترجمه ترگمان]یک سیستم سرگرمی، سیستم سرگرمی پشت صندلی و آینه های هشدار نقطه کور تنها سه گزینه موجود هستند
[ترجمه گوگل]یک سیستم خورشیدی، سیستم تفریحی عقب و آینه آینه ای کور - تنها سه گزینه موجود است
[ترجمه گوگل]یک سیستم خورشیدی، سیستم تفریحی عقب و آینه آینه ای کور - تنها سه گزینه موجود است
پیشنهاد کاربران
شیشه افتاب گیر
[خودرو]
پنجره سقفی ، سقف آفتاب گیر
پنجره سقفی ، سقف آفتاب گیر
نورگیر سقفی
sunroof ( قطعات و اجزای خودرو )
واژه مصوب: دریچۀ سقف
تعریف: صفحه ای اغلب فلزی یا از ماده ای غیرشفاف در سقف خودرو که می توان آن را به صورت کشوی یا لولایی باز و بسته کرد و برای نورگیری یا تهویۀ هوای بیشتر از آن استفاده می کنند
واژه مصوب: دریچۀ سقف
تعریف: صفحه ای اغلب فلزی یا از ماده ای غیرشفاف در سقف خودرو که می توان آن را به صورت کشوی یا لولایی باز و بسته کرد و برای نورگیری یا تهویۀ هوای بیشتر از آن استفاده می کنند
کلمات دیگر: