کلمه جو
صفحه اصلی

critical point


(فیزیک) نقطه ی بحرانی، نقطه ی سرگشتی (حالتی که در آن ماده ای که به دمای سرگشتی خود رسیده است می تواند به طور مساوی آبگونه و گاز باشد)

انگلیسی به فارسی

(فیزیک) نقطه‌ی بحرانی، نقطه‌ی سرگشتی (حالتی که در آن ماده‌ای که به دمای سرگشتی خود رسیده است، می‌تواند به‌طور مساوی آبگونه و گاز باشد)


دیکشنری تخصصی

[شیمی] نقطه بحرانی، نقطه ى سرگشتی (حالتی که در آن ماده اى که به دماى سرگشتی خود رسیده است می تواند به طور مساوى آبگونه و گاز باشد)
[سینما] نقطه بحرانی
[عمران و معماری] نقطه بحرانی
[ریاضیات] نقطه ی بحرانی
[پلیمر] نقطه بحرانی
[آمار] نقطه بحرانی

مترادف و متضاد

crucial moment


Synonyms: climacteric, climax, crisis, critical juncture, critical mass, critical stage, crucial point, crunch, defining moment, moment of truth, nexus, pivot, pivotal point, point of no return, turning point


جملات نمونه

1. The incident happened at a critical point in the campaign.
[ترجمه ترگمان]این حادثه در یک نقطه بحرانی در این مبارزه اتفاق افتاد
[ترجمه گوگل]این حادثه در یک نقطه بحرانی در کمپین رخ داد

2. Then, just prior to that critical point, introduce the aversion relief element.
[ترجمه ترگمان]سپس، درست قبل از آن نقطه بحرانی، عنصر آسودگی بیزاری را معرفی می کنیم
[ترجمه گوگل]سپس، درست قبل از این نقطه بحرانی، عنصر امدادگرایشی ناخوشایند را معرفی کنید

3. The critical point, where gravity becomes so strong that escape is impossible, is called the event horizon.
[ترجمه ترگمان]نقطه بحرانی که در آن جاذبه آنقدر قوی می شود که فرار غیر ممکن است، افق رویداد نامیده می شود
[ترجمه گوگل]نقطه بحرانی، جایی که گرانش چنان قوی است که فرار غیر ممکن است، افق رویداد نامیده می شود

4. The critical point about an advertising strategy is that it is a guide to making ads.
[ترجمه ترگمان]نکته مهم در مورد استراتژی تبلیغاتی این است که این یک راهنما برای تبلیغ تبلیغات است
[ترجمه گوگل]نقطه بحرانی در مورد یک استراتژی تبلیغاتی این است که راهنمای تبلیغاتی است

5. I think the critical point is how much he has lost in pace and whether those other attributes are in decline.
[ترجمه ترگمان]من فکر می کنم نکته مهم این است که او چقدر به سرعت خود را از دست داده است و اینکه آیا این ویژگی ها در حال کاهش هستند یا خیر
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم نقطه بحرانی این است که چقدر او در سرعت از دست داده و این ویژگی های دیگر در حال کاهش است

6. The critical point is the effect of depth on illumination, which affects the photosynthetic activity of symbiotic algae.
[ترجمه ترگمان]نکته مهم تاثیر عمق بر روشنایی است که فعالیت فتوسنتزی جلبک دریایی را تحت تاثیر قرار می دهد
[ترجمه گوگل]نقطه بحرانی اثر عمق بر روی نور است که بر فعالیت فتوسنتزی جلبک های همزیستی تأثیر می گذارد

7. For many, the critical point in the conflict will revolve around giving up work.
[ترجمه ترگمان]برای بسیاری، نکته مهم در این درگیری، رها کردن کار است
[ترجمه گوگل]برای بسیاری، نقطه بحرانی درگیری، در اطراف کار خودداری می کند

8. When the critical point was reached in mid-194 he acted quickly to turn down the heat.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که نقطه بحرانی در اواسط (۱۹۴)به دست آمد او به سرعت اقدام کرد تا گرما را کاهش دهد
[ترجمه گوگل]هنگامی که نقطه بحرانی در اواسط سال 194 به اوج رسید، او به سرعت به پایین کردن گرما رفت

9. In fact the lower critical point corresponds fairly closely to the lower exposure bound discussed later.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت، نقطه بحرانی پایین تر، نزدیک به حد نوردهی پایین تر مرتبط است که بعدا مورد بحث قرار گرفت
[ترجمه گوگل]در حقیقت، نقطه بحرانی پایین تر، نسبتا پایین تر از قرار گرفتن در معرض قرار گرفتن در معرض بعد مورد بررسی قرار می گیرد

10. And the ground-state entanglement varies suddenly at the critical point of phase transition. The entanglement between two particles is enhanced due to the energy current.
[ترجمه ترگمان]و وابستگی به زمین به طور ناگهانی در نقطه بحرانی گذار فاز تغییر می کند وابستگی بین دو ذره به دلیل جریان انرژی افزایش می یابد
[ترجمه گوگل]و پیچیدگی حالت زمین به طور ناگهانی در نقطه بحرانی انتقال فاز تغییر می کند

11. Then by using the critical point theory, prove the many solutions to a class of nonlinear biharmonic equation with critical potential when the nonlinear term has subcritical growth.
[ترجمه ترگمان]سپس با استفاده از تئوری نقطه بحرانی، راه حل های بسیار زیادی را به یک کلاس از معادله دیفرانسیل غیر خطی با پتانسیل بحرانی در زمانی که عبارت غیر خطی دارای رشد غیر خطی است، اثبات می کنیم
[ترجمه گوگل]سپس با استفاده از نظریه نقطه بحرانی، راه حل های بسیاری را برای یک طبقه از معادله بیخارمونیکی غیر خطی با پتانسیل انتقادی ثابت می کند زمانی که اصطلاح غیر خطی دارای رشد زیرقراری است

12. The subaffine elastica is the critical point of the total squared subaffine curvature functional.
[ترجمه ترگمان]The elastica نقطه بحرانی مجموع انحنا subaffine به توان ۲ است
[ترجمه گوگل]زیرآبانه الاستیسیته نقطه بحرانی عملکرد کامل انحنای زیرفین مربع است

13. Several years of index, is close to the critical point ". "
[ترجمه ترگمان]چندین سال شاخص، نزدیک به نقطه بحرانی است \"
[ترجمه گوگل]چندین سال از شاخص، نزدیک به نقطه بحرانی است " "

14. "There is a critical point here -- if we were to close under that I would probably increase my hedges a little bit just to add some protection coming into the weekend here," said Mendelsohn.
[ترجمه ترگمان]mendelsohn گفت: \" یک نکته مهم در اینجا وجود دارد - - اگر قرار بود به آن نزدیک شویم، احتمالا تنها برای اضافه کردن کمی حفاظت در آخر هفته در اینجا کمی افزایش پیدا خواهم کرد \"
[ترجمه گوگل]مندلسون گفت: "یک نقطه بحرانی در اینجا وجود دارد - اگر ما نزدیک به آن بودیم، من احتمالا کمی هزینهای را برای افزودن برخی از حفاظت در آینده به آخر هفته خواهم داشت "

پیشنهاد کاربران

نکته مهم
. . . The critical point is that= نکته مهم این است که. . .

نقطه بحرانی

critical point ( آینده پژوهی )
واژه مصوب: نقطۀ بحرانی
تعریف: [آینده پژوهی] نقطه ای که در آن ویژگی های یک سامانه براثر تغییرات کوچک و ناگهانی به وضعیت آشوب برسد یا رفتار آن ثابت بماند|||[علوم جَوّ، فیزیک]‏ حالتی در فضای فاز که در آن ویژگی های فاز بخار از فاز مایع تمایزناپذیر است

نقطه ی حساس


کلمات دیگر: