کلمه جو
صفحه اصلی

crucible


معنی : ظرف مخصوص ذوب فلز، بوته آهنگری، امتحان سخت
معانی دیگر : آزمون دشوار، بوته ی آزمایش، محنت، شور (چیزی)، محک تجربه، (فلزکاری) بوته، دیگ گداز، دیگ کوره (کاواکی ته کوره ی گداز که فلز گداخته در آن انباشته می شود)، بوته اهنگری

انگلیسی به فارسی

بوته آهنگری، ظرف مخصوص ذوب فلز، امتحان سخت


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a vessel used at high temperatures, esp. to melt metals or minerals.

(2) تعریف: any extremely trying experience or test.
مشابه: cross

- the crucible of war
[ترجمه Hossein] بوته جنگ، از دل جنگ
[ترجمه ترگمان] امتحان سخت جنگ،
[ترجمه گوگل] منجنیق جنگ

• pot for heating a substance (generally metal) at very high temperatures; difficult test or trial
a crucible is a pot in which metals or other substances can be melted or heated up to very high temperatures.

دیکشنری تخصصی

[حسابداری] بوته ریخته گری
[شیمی] 1- (فلزکارى ) بوته، دیگ گداز 2- دیگ کوره (کاواکی ته کوره ى گداز که فلز گداخته در آن انباشته می شود) 3- آزمون دشوار، بوته ى آزمایش، محنت، شور (چیزى )، محک تجربه
[نساجی] بوته - پاتیل - نوعی ظرف آزمایشی
[پلیمر] بوته

مترادف و متضاد

ظرف مخصوص ذوب فلز (اسم)
crucible

بوته آهنگری (اسم)
crucible

امتحان سخت (اسم)
crucible

retort


Synonyms: melting pot, cauldron, container, pot, vessel


جملات نمونه

1. an alliance that was forged in the crucible of world war one
اتحادی که در بوته ی آزمایش جنگ جهانی اول قوام گرفت

2. The alliance had been forged in the crucible of war.
[ترجمه ترگمان]اتحاد در کوره جنگ ساخته شده بود
[ترجمه گوگل]این اتحاد در قیاس با جنگ ساخته شده بود

3. The Lake District in 1800 was the crucible of the new Romantic movement in English poetry.
[ترجمه ترگمان]منطقه لیک در سال ۱۸۰۰ بوته جنبش رومانتیک جدید در شعر انگلیسی بود
[ترجمه گوگل]ناحیه دریاچه در سال 1800 میلادی از جنبش جدید رمانتیک در شعر انگلیسی بود

4. We saw "The Crucible" last night at the Berkshire Playhouse.
[ترجمه ترگمان]ما شب گذشته را در برکشایر Playhouse دیدیم
[ترجمه گوگل]شب گذشته "The Crucible" را در "Berkshire Playhouse" دیدیم

5. Paul Celan's answers were formed in the crucible of his imagination and in the circumstances of his life.
[ترجمه ترگمان]جواب های پل در کوره imagination و در شرایط زندگی او شکل گرفته بود
[ترجمه گوگل]پاسخ پل کلن در چارچوب تخیل او و در شرایط زندگی او شکل گرفت

6. His belly was a crucible, his ribs were a gridiron, and his fingers were tongs.
[ترجمه ترگمان]شکمش خیلی سخت بود، دنده های او سیخ شده بود و دستش انبر بود
[ترجمه گوگل]شکم او قلیان بود، دنده هایش یک قوطی بود و انگشتانش انبر بودند

7. The paper analyzed damage reasons of graphite crucible in the process of using, and put forward improving measures, its average service life increased by about 3 times.
[ترجمه ترگمان]این مقاله آسیب هایی را که از کوره گرافیت در فرآیند استفاده از آن استفاده شده است مورد بررسی قرار داده و اقدامات رو به رو به جلو را مورد بررسی قرار داد، میانگین طول عمر خدمت به میزان ۳ بار افزایش یافت
[ترجمه گوگل]در این مقاله ضریب آسیب دیدگی بوته گرافیت در فرآیند استفاده و اقدامات بهبودی ارائه شده است، عمر مفید آن در حدود 3 برابر افزایش یافته است

8. There are major deposits of coal, clay, clay crucible, limestone, quartz sand and so on.
[ترجمه ترگمان]ذخایر بزرگی از زغال سنگ، خاک رس، کوره گل، سنگ آهک، ماسه کوارتز و غیره وجود دارد
[ترجمه گوگل]ذخایر سنگین، خاک رس، خاک رس، سنگ آهک، شن و ماسه کوارتز و غیره وجود دارد

9. The territory of limestone, clay, clay crucible substantial reserves and other resources, greater potential for development.
[ترجمه ترگمان]خاک سنگ آهک، خاک رس، بوته گل رس، ذخایر قابل توجه و منابع دیگر، پتانسیل بیشتری برای توسعه دارد
[ترجمه گوگل]قلمرو سنگ آهک، خاک رس، خاک رس، ذخایر قابل توجهی و سایر منابع، پتانسیل بالقوه توسعه

10. Once the crucible of Maoism, Shenyang is by some accounts China's most politically unstable region.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که کوره of، Shenyang توسط برخی از most منطقه از نظر سیاسی ناپایدار است
[ترجمه گوگل]هنگامی که قله مائوئیسم، شنیانگ با چند حساب ناگهانی منطقه سیاسی سیاسی چین است

11. Crucible process: Technique for producing cast or tool steel.
[ترجمه ترگمان]فرآیند Crucible: تکنیک تولید کننده یا فولادی ابزار
[ترجمه گوگل]فرآیند ذوب: تکنیک تولید فولاد ریخته گری یا ابزار

12. Arise, soldiers of the Iron Crucible! The makers will be done!
[ترجمه ترگمان]سربازان مزدور، سربازان مزدور! سازندگان این کار را انجام خواهند داد!
[ترجمه گوگل]ظهور، سربازان Iron Crucible! سازندگان انجام خواهد شد!

13. Graphite Crucibles We require Graphite Crucible for the foundry. Kindly quote most competitive rates with MOQ as soon as possible.
[ترجمه ترگمان]گرافیت Graphite به گرافیت Graphite برای ریخته گری نیاز دارد لطفا بیش ترین میزان رقابتی را در سریع ترین زمان ممکن بیان کنید
[ترجمه گوگل]بوته گرافیت ما نیاز به گرافیت کوره برای ریخته گری  لطفا در اسرع وقت با بیشترین قیمت رقابتی با MOQ نقل قول کنید

14. The Crucible is a 1952 play by Arthur Miller.
[ترجمه ترگمان]The یک بازی در سال ۱۹۵۲ توسط آرتور میلر است
[ترجمه گوگل]Crucible یک بازی 1952 توسط آرتور میلر است

an alliance that was forged in the crucible of World War One

اتحادی که در بوته‌ی آزمایش جنگ جهانی اول قوام گرفت


پیشنهاد کاربران

پویا و فعال

سنگ محک

ظرف ذوب فلز که قال در فرایند قالکاری نامیده شده.

بوته چینی ( آزمایشگاه )

crucible ( مهندسی مواد و متالورژی )
واژه مصوب: بوته 2
تعریف: ظرفی به شکل مخروط ناقص که از ماده‏ای نسوز، عموماًً گرافیت یا کاربید سیلیکون، ساخته شده باشد و برای استفاده در دمای بالا به کار رود


کلمات دیگر: