پیوند خورده است، پیوندزدن، نشا کردن، در جای دیگری نشاندن، مهاجرت کردن، کوچ دادن، نشاء زدن، فراکاشتن
transplanted
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
دوباره کاشته شده
Be sure not to manipulate before the egg and sperm are transplanted
He will be a boy who is very high like you
I am just her mother but she does not look like me
مطمئن باش بدون اینکه دستکاری قبل از اینکه تخمک و اسپرم پیوند کنند
پسری خواهد بود که به درصد خیلی بالایی شبیه تو باشد
من فقط مادر او هستم اما شباهتی به من ندارد
He will be a boy who is very high like you
I am just her mother but she does not look like me
مطمئن باش بدون اینکه دستکاری قبل از اینکه تخمک و اسپرم پیوند کنند
پسری خواهد بود که به درصد خیلی بالایی شبیه تو باشد
من فقط مادر او هستم اما شباهتی به من ندارد
کلمات دیگر: