زمان گذشته ی: swear، گذشته rtaews
swore
زمان گذشته ی: swear، گذشته rtaews
انگلیسی به فارسی
زمان گذشته ساده فعل Swear
سوگند خورد، فحش دادن، سوگند خوردن، ناسزا گفتن، قسم دادن، عهد کردن
انگلیسی به انگلیسی
( verb )
• : تعریف: past tense of swear.
• swore is the past tense of swear.
Infinitive: swear, Past Participle: sworn
جملات نمونه
1. children swore at me and ran off
بچه ها به من فحش دادند و فرار کردند.
2. he swore he would never wear those newfangled shoes
او قسم خورد که هرگز آن کفش های باب روز را نخواهد پوشید.
3. omar swore vengeance on everyone involved with the murder
عمر سوگند خورد که از همه ی کسانی که در آن جنایت دست داشته اند انتقام بگیرد.
4. they swore undying loyalty to their leader
سوگند خوردند که نسبت به رهبر خود همیشه وفادار باشند.
5. She bumped her head in the doorway and swore loudly.
[ترجمه ترگمان]سرش را به سمت در هل داد و با صدای بلند ناسزا گفت
[ترجمه گوگل]او سرش را به طرف در آغوش گرفت و با صدای بلند قسم خورد
[ترجمه گوگل]او سرش را به طرف در آغوش گرفت و با صدای بلند قسم خورد
6. He swore vengeance on his child's killer.
[ترجمه ترگمان]او سوگند خورد که انتقام قاتل فرزندش را بگیرد
[ترجمه گوگل]او قاتل فرزندش را انتقام گرفت
[ترجمه گوگل]او قاتل فرزندش را انتقام گرفت
7. He swore he would avenge his brother's death.
[ترجمه ترگمان]او سوگند خورد که انتقام مرگ برادرش را بگیرد
[ترجمه گوگل]او قسم داد که از مرگ برادرش انتقام بگیرد
[ترجمه گوگل]او قسم داد که از مرگ برادرش انتقام بگیرد
8. He swore vengeance against the man who murdered his father.
[ترجمه ترگمان]او سوگند خورد که انتقام مردی را که پدرش را به قتل رسانده بود انتقام بگیرد
[ترجمه گوگل]او انتقام در برابر مردی که پدرش را کشت، قسم خورده است
[ترجمه گوگل]او انتقام در برابر مردی که پدرش را کشت، قسم خورده است
9. He swore vengeance on everyone involved in the murder.
[ترجمه ترگمان]اون قسم خورد که همه کسایی که تو این قتل دخالت داشتن انتقام بگیرن
[ترجمه گوگل]او انتقام همه را در قتل عام گرفت
[ترجمه گوگل]او انتقام همه را در قتل عام گرفت
10. He swore by the name of God that he couldn't want to let such a small matter come between me and my sleep.
[ترجمه ترگمان]به نام خدا قسم خورد که نمی تواند اجازه بدهد چنین موضوعی بین من و خوابم بیاید
[ترجمه گوگل]او با نام خداوند قسم داد که نمی تواند بخواهد این موضوع کوچک را بین من و خواب من بگذارد
[ترجمه گوگل]او با نام خداوند قسم داد که نمی تواند بخواهد این موضوع کوچک را بین من و خواب من بگذارد
11. She fell over and swore loudly.
[ترجمه ترگمان]او روی زمین افتاد و با صدای بلند ناسزا گفت
[ترجمه گوگل]او سقوط کرد و با صدای بلند قسم خورد
[ترجمه گوگل]او سقوط کرد و با صدای بلند قسم خورد
12. He swore vengeance against the men who murdered his father.
[ترجمه ترگمان]او سوگند خورد که انتقام مردانی را که پدرش را به قتل رسانده بود انتقام بگیرد
[ترجمه گوگل]او انتقام را علیه مردانی که پدرش را قتل کردند، تحمیل کرد
[ترجمه گوگل]او انتقام را علیه مردانی که پدرش را قتل کردند، تحمیل کرد
13. He swore to avenge himself on his enemy for the insult given to his name.
[ترجمه ترگمان]سوگند خورد که انتقام خود را به خاطر توهینی که به نامش کرده بود انتقام بگیرد
[ترجمه گوگل]او قسم خورد که خود را در دشمن خود انتقام بگیرد تا توهین به نام او را ببندد
[ترجمه گوگل]او قسم خورد که خود را در دشمن خود انتقام بگیرد تا توهین به نام او را ببندد
14. She swore blind that she had not taken the money.
[ترجمه ترگمان]قسم خورد که پول را نگرفته است
[ترجمه گوگل]او کور را تحسین کرد که پولش را گرفته بود
[ترجمه گوگل]او کور را تحسین کرد که پولش را گرفته بود
پیشنهاد کاربران
قسم خوردن
سوگند خوردن ، قسم خوردن
ناسزا گفتن
بد و بیراه گفتن، دشنام گفتن
کلمات دیگر: