1. the crippled ship managed to hobble into port
کشتی صدمه دیده به سختی خود را به بندرگاه رساند.
2. arthritis has crippled her
ورم و درد مفاصل او را از حرکت انداخته است.
3. inflation had crippled the country's economy
تورم اقتصاد کشور را فلج کرده بود.
4. a coastguard cutter towed the crippled ship to harbor
یک قایق پاسداران ساحلی کشتی از کار افتاده را تا بندرگاه یدک کشی کرد.
5. She was crippled in a car accident.
[ترجمه ترگمان] اون توی یه حادثه رانندگی فلج شده بود
[ترجمه گوگل]او در یک تصادف ماشین فلج بود
6. Will she be crippled for life?
[ترجمه ترگمان]آیا او برای زندگی فلج خواهد شد؟
[ترجمه گوگل]آیا او برای زندگی مضر خواهد بود؟
7. He was crippled in the war.
[ترجمه ترگمان]او در جنگ فلج شده بود
[ترجمه گوگل]او در جنگ فلج بود
8. In later life she was crippled with arthritis.
[ترجمه ترگمان]در زندگی بعد از ورم مفاصل فلج شده بود
[ترجمه گوگل]در بعد زندگی او با آرتریت ضعیف شده بود
9. As a child she contracted polio and was crippled for life.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان یک کودک مبتلا به فلج اطفال شد و برای زندگی فلج شد
[ترجمه گوگل]به عنوان یک کودک، او مبتلا به فلج اطفال شد و برای زندگی مضر بود
10. The industry has been financially crippled by these policies.
[ترجمه ترگمان]این صنعت از لحاظ مالی توسط این سیاست ها فلج شده است
[ترجمه گوگل]این سیاست ها از نظر مالی به این سیاست ها آسیب دیده است
11. The pilot brought his crippled plane down in a field.
[ترجمه ترگمان]خلبان هواپیمای crippled رو توی یه مزرعه آورد
[ترجمه گوگل]خلبان هواپیمای فلج خود را در یک میدان فرود آورد
12. He had been crippled by a rare type of paralysis spreading from his ankle.
[ترجمه ترگمان]از نوع نادری که از قوزک پایش به جا مانده بود فلج شده بود
[ترجمه گوگل]او توسط یک نوع نادر از فلج از مچ پا خود فلج شده بود
13. A rescue boat managed to come alongside the crippled vessel.
[ترجمه ترگمان]یک قایق نجات در کنار کشتی لنگ لنگان راه افتاد
[ترجمه گوگل]یک قایق نجات موفق به کنار رگ خونی شد
14. He's eighty and crippled with arthritis.
[ترجمه ترگمان]او هشتاد سالشه و با التهاب مفاصل فلج شده
[ترجمه گوگل]او هشتاد ساله است و با آرتریت روبرو است
15. The pilot tried to land his crippled plane.
[ترجمه ترگمان]خلبان سعی کرد که هواپیمای crippled رو فرود بیاره
[ترجمه گوگل]خلبان سعی داشت هواپیمای فلج خود را زمین بگذارد