کلمه جو
صفحه اصلی

craggy


پرصخره، سنگلاخ، پرتگاهی، پرتگاه سان، ناهموار,پرتگاه مانند,پرتگاه دار

انگلیسی به فارسی

ناهموار، پرتگاه‌مانند ،پرتگاه‌دار


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
حالات: craggier, craggiest
مشتقات: cragginess (n.)
(1) تعریف: marked by or having crags; rugged, steep, or rough.
مترادف: rugged
مشابه: jagged, ragged, rock-ribbed, rocky, rough, scraggy, steep

- Remains of the ship were found along the craggy coastline.
[ترجمه ترگمان] بقایای کشتی در امتداد خط ساحلی ایجاد شده بود
[ترجمه گوگل] باقی مانده از کشتی در امتداد خط ساحلی پیچیده یافت می شود

(2) تعریف: like a crag or crags, especially having protruding bones and a rough-hewn appearance, as a human face.

- Once seen, Abraham Lincoln's craggy face was hard to forget.
[ترجمه یارمحمدی] اگر یک بار چهره ی پر چین و چروک آبراهام لینکلن را می دیدید، دیگر بسختی آن را فراموش می کردید.
[ترجمه ترگمان] یک بار دیده شد که صورت خشن لینکلن از بین رفت
[ترجمه گوگل] هنگامی که دیده شد، چهره چهره آبراهام لینکلن سخت بود برای فراموش کردن
- His sharp eyes peered from under his craggy brows.
[ترجمه ترگمان] چشمان تیزش از زیر ابروان انبوهش به بیرون خیره شده بود
[ترجمه گوگل] چشم های تیز خود را از زیر درختان چرک خود دید

• rocky, jagged; rough, uneven, rugged
a craggy mountain is steep and rocky.

مترادف و متضاد

jagged


Synonyms: asperous, broken, cragged, harsh, precipitous, rock-bound, rocky, rough, rugged, scabrous, scraggy, stony, uneven, unlevel, unsmooth


Antonyms: flat, smooth


جملات نمونه

1. the craggy mountains of gillan
کوه های پرصخره ی گیلان

2. He's a very small man with a lined, craggy face.
[ترجمه ترگمان]او مرد بسیار کوچکی با صورت خشن و ناهموار است
[ترجمه گوگل]او یک مرد بسیار کوچک با یک چهره وحشی است

3. The menfolk have an aged, craggy appearance, being hunch-backed from their hard labour, and wear a long grey beard.
[ترجمه ترگمان]The دارای ظاهری مسن و ناصاف هستند و از نیروی کار سخت خود حمایت می کنند و ریش بلند و خاکستری می پوشند
[ترجمه گوگل]Menfolk ظاهری سالم و خشن دارند، از کار سخت خود حمایت می کنند و ریش خاکستری بلند دارند

4. In the background the bleak, craggy, high Andes landscape of Potosi - the mining heartland they are abandoning.
[ترجمه ترگمان]در پس زمینه کوه های مه آلود، پر شیب و ارتفاعات آند پوتوسی، مرکز استخراج معدن، آن ها رها شده اند
[ترجمه گوگل]در پس زمینه چشم انداز قریب به اتفاق، پر زرق و برق، آند آندز از Potosi - سرزمین قلب آنها رها

5. On the craggy heights of a mountain range the air is heated on a slope.
[ترجمه ترگمان]در بلندی های ناهموار کوه ها، هوا در یک شیب گرم می شود
[ترجمه گوگل]هوا بر روی شیب گرم می شود

6. One of those fair-haired characters with a craggy face.
[ترجمه ترگمان]یکی از اون شخصیت های زیبا با یه چهره خشن
[ترجمه گوگل]یکی از این کاراکترهای موفقی با یک چهره پیچیده

7. In the other direction craggy peaks loomed like soaring granite castles, with crystalline blue glaciers spilling and tumbling down their flanks.
[ترجمه ترگمان]در طرف دیگر، قله های پر شیب مثل قلعه های گرانیت برافراشته شده بود و یخچال های آبی آبی روی پهلوهای خود ریخته و سرازیر می شدند
[ترجمه گوگل]در سوی دیگر، قله های کوهی مانند سرازیر شدن قلعه های گرانیت مانند گل یخی بلورین آبی رنگ و سرازیر شدن آنها به سمت پایین حرکت می کنند

8. He was a tall man with a craggy, rubbery face which twisted and turned, often into a sardonic grin.
[ترجمه ترگمان]او مردی قد بلند بود با قیافه ای خشن و مصنوعی که هر چند گاهی لبخند تمسخر امیزی می زد
[ترجمه گوگل]او یک مرد قد بلند با چهره پیچ و خم، چرمی بود که پیچیده و تبدیل می شد، اغلب به یک غرق ساردونیک

9. Nothing in the script, or Auteuil's perky, craggy face can really tell us.
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز در متن این صورت و آن صورت خشن و خشن یل نمی تواند به ما بگوید
[ترجمه گوگل]هیچ چیز در اسکریپت، و یا Auteuil چهره چابک و چمن زنی واقعا می تواند به ما بگویید

10. Their craggy Nab, poised above the Tees estuary, was as proud a landmark as neighbouring Roseberry Topping.
[ترجمه ترگمان]nab که در بالای مصب Tees قرار گرفته بود، به عنوان نقطه عطف اصلی خود به نقطه عطف اصلی خود افتخار می کرد
[ترجمه گوگل]Nab سرگردان خود، که در بالای رودخانه Tees قرار داشت، به عنوان نقطه عطف به عنوان همسایگی Rosestry Topping افتخار می کرد

11. The same craggy spirit built Schoodic Mountain, about 15 miles north of the point.
[ترجمه ترگمان]همان روحیه پر شیب، کوه Schoodic را در حدود ۱۵ مایلی شمال این نقطه بنا کرد
[ترجمه گوگل]همان روحیه عجیب و غریب ساخته کوه شودیک، حدود 15 مایلی شمال این نقطه است

12. Since then the craggy little republic of 650,000-odd people has been independent in all but name.
[ترجمه ترگمان]از آن زمان به بعد جمهوری کوچک craggy غیر عادی به جز اسمش، مستقل بوده
[ترجمه گوگل]از آن زمان به بعد جمهوری کوچکی که از 650،000 عادت کرده است، تنها نام مستعار است

13. None had the craggy furrows of old tree bark, so these were relatively young and in their prime.
[ترجمه ترگمان]هیچ یک از آن ها شیارهای عمیق پوست درخت کهن نداشتند، بنابراین اینها نسبتا جوان بودند و در ابتدا
[ترجمه گوگل]هیچ کدام از جوراب های زرق و برق دار از پوست درخت پیر وجود نداشت، بنابراین این ها نسبتا جوان و در اصل بودند

14. His craggy features dissolved into a breathtakingly attractive smile, and Robbie felt her insides give the oddest little flip.
[ترجمه ترگمان]چهره ناهموار او به صورت یک لبخند عمیق و زیبا تبدیل شد، و رابی احساس کرد که او احساس می کرد که او احساس ناخوشایندی به او دست می دهد
[ترجمه گوگل]ویژگی های خیره کننده او به یک لبخند جذاب جذاب تبدیل شده و رابی احساس می کند که درون آن کمی عجیب و غریب است

15. Territory surrounded by mountains, between hilly, craggy, are mountain basin.
[ترجمه ترگمان]قلمرو محصور در کوه ها، بین تپه، ناهموار، حوضه کوه است
[ترجمه گوگل]قلمرو احاطه شده توسط کوه ها، بین تپه ای، کرگدن، حوض کوه است

the craggy mountains of Gillan

کوه‌های پر صخره‌ی گیلان


پیشنهاد کاربران

پر چروک

پر آژنگ

a craggy jaw
a craggy face

فَک زاویه دار
صورت زاویه دار


کلمات دیگر: