کلمه جو
صفحه اصلی

highroad


(انگلیس) بزرگراه، راه اصلی، شاهراه، صراط مستقیم

انگلیسی به فارسی

(انگلیس) بزرگراه، راه اصلی، شاهراه


راه آسان یا سر راست، صراط مستقیم


بزرگراه


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a course or direction that is easy or sure.

- the highroad to wealth
[ترجمه ترگمان] شاهراه به ثروت می رسید
[ترجمه گوگل] بزرگراه به ثروت

• (british) highway, main road; easy way
a highroad is a main road.
the highroad to something is the easiest or most successful way to achieve it.
highway, main road; easiest course

جملات نمونه

1. Failure is the only high-road to success.
[ترجمه ترگمان]شکست تنها راه رسیدن به موفقیت است
[ترجمه گوگل]شکست تنها راه پیشرفت است

2. We got it at a shop in William Highroad.
[ترجمه ترگمان]ما آن را در یک مغازه در ویلیام highroad گرفتیم
[ترجمه گوگل]ما آن را در یک فروشگاه در William Highroad گرفتیم

3. The highroad into the village of Weydon Priors was again carpeted with dust.
[ترجمه ترگمان]شاهراه به دهکده of بار دیگر با گرد و خاک فرش شده بود
[ترجمه گوگل]بزرگراه به روستای ویدون Priors دوباره با گرد و غبار پوشانده شده است

4. Failure be the only highroad to success.
[ترجمه ترگمان]شکست تنها شاهراه موفقیت است
[ترجمه گوگل]شکست تنها راه برای موفقیت است

5. There is no highroad to literary appreciation.
[ترجمه ترگمان]هیچ highroad برای قدردانی ادبی وجود ندارد
[ترجمه گوگل]هیچ راهی برای قدردانی ادبی وجود ندارد

6. Perforative the highroad of ancient town also accordingly by people deify road.
[ترجمه ترگمان]جاده اصلی شهر قدیمی را از جاده people به جاده deify هدایت می کرد
[ترجمه گوگل]شهرک های باستانی شهر نیز به همین ترتیب به وسیله مردم، جاده ها را احیا می کنند

7. The program of the highroad austral the edge had not seen.
[ترجمه ترگمان]برنامه جاده بزرگ جاده را ندیده بود
[ترجمه گوگل]برنامه راهپیمایی بزرگراه لبه دیده نمی شود

8. He is on the highroad to success.
[ترجمه ترگمان]در شاهراه به موفقیت می رسد
[ترجمه گوگل]او در مسیر راه موفقیت است

9. There is no highroad to happiness or misfortune ; every man brings them on himself.
[ترجمه ترگمان]در راه خوشبختی و بدبختی راهی نیست؛ هر مردی آن ها را به خودش می آورد
[ترجمه گوگل]هیچ راهی برای شادی یا بدبختی وجود ندارد هر انسان آنها را به خود می آورد

10. Disciplining yourself to do what you know is right and importance, although difficult, is the highroad to pride, self-esteem, and personal satisfaction. Margaret Thatcher
[ترجمه ترگمان]خود را وادار به انجام کاری کنید که می دانید درست است و اهمیت دارد، اگر چه دشوار است، عزت نفس، عزت نفس و رضایت شخصی را در بر می گیرد مارگارت تاچر
[ترجمه گوگل]رضایت خود را برای انجام آنچه شما می دانید درست است و اهمیت دارد، هرچند دشوار است، جادار بودن، عزت نفس و رضایت شخصی است مارگارت تاچر

11. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!

12. Our company owns all kinds of transported trucks, having great highroad transporting ability.
[ترجمه ترگمان]شرکت ما دارای همه انواع کامیون های حمل و نقل است که دارای شاهراه بزرگ برای حمل و نقل است
[ترجمه گوگل]شرکت ما دارای انواع کامیون های حمل و نقل است که دارای توانایی حمل و نقل بالا هستند

13. Later because just is lacked democratically within the party, line of 8 the highroad is interrupted.
[ترجمه ترگمان]بعدا به این دلیل که فقط به طور دموکراتیک در حزب وجود ندارد، خط ۸ جاده را قطع می کنند
[ترجمه گوگل]بعدها چون فقط در حزب دموکراتیک نبود، خط 8 از راه دور قطع شده است

پیشنهاد کاربران

Taking a high road in debate
اخلاقی سخت

روش اخلاقی، روش دشوارتر ( به دلیل حفظ اخلاقیات )

پیچوندن /دس به سر کردن


کلمات دیگر: