کلمه جو
صفحه اصلی

give a wide berth to


دوری کردن از، فاصله گرفتن

انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to stay out of the way of.

- I usually give him a wide berth because of his temper.
[ترجمه ترگمان] من معمولا به خاطر خلق و خوی او به او نزدیک می شوم
[ترجمه گوگل] من معمولا به خاطر خلق و خوی خود به او می دهم

پیشنهاد کاربران

to avoid a person or place
دوری گزیدن؛ برحذر بودن

to avoid or stay away from someone or something
دور ماندن از چیزی
نزدیک چیزی نشدن



کلمات دیگر: