• brightest areas of a picture (phtography); small or thick strands of hair that are selected and are lightened at least 2 shades lighter than the rest of a person's hair (hair care)
highlights
انگلیسی به انگلیسی
جملات نمونه
1. the highlights of her speech
برجسته ترین نکات سخنرانی او
2. the highlights on the cheeks
درخشندگی گونه ها
3. Highlights of the match will be shown after the news.
[ترجمه ترگمان]کاره ای مهم این مسابقه بعد از اخبار نشان داده خواهد شد
[ترجمه گوگل]نکات برجسته این مسابقه پس از اخبار نشان داده خواهد شد
[ترجمه گوگل]نکات برجسته این مسابقه پس از اخبار نشان داده خواهد شد
4. The report highlights the similarity between the two groups.
[ترجمه ترگمان]این گزارش شباهت بین این دو گروه را برجسته می کند
[ترجمه گوگل]این گزارش شباهت بین دو گروه را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]این گزارش شباهت بین دو گروه را نشان می دهد
5. Use blonde highlights to brighten your hair.
[ترجمه ترگمان]از هایلایت های بلوند برای روشن کردن موی خود استفاده کنید
[ترجمه گوگل]از موهای بلوند استفاده کنید تا موهایتان را روشن کنید
[ترجمه گوگل]از موهای بلوند استفاده کنید تا موهایتان را روشن کنید
6. The President highlights the importance of his visit to China.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور اهمیت دیدار خود از چین را برجسته کرد
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور اهمیت سفر وی به چین را برجسته می کند
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور اهمیت سفر وی به چین را برجسته می کند
7. This wine highlights the quality and value for money of South African wines.
[ترجمه ترگمان]این شراب کیفیت و ارزش پول شراب آفریقای جنوبی را برجسته می کند
[ترجمه گوگل]این شراب کیفیت و ارزش پول آفریقای جنوبی را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]این شراب کیفیت و ارزش پول آفریقای جنوبی را نشان می دهد
8. Recorded highlights of the match will be shown later tonight.
[ترجمه ترگمان]جزئیات مربوط به این مسابقه، امشب نمایش داده خواهد شد
[ترجمه گوگل]نکات ثبت شده از مسابقه امشب بعدا نشان داده خواهد شد
[ترجمه گوگل]نکات ثبت شده از مسابقه امشب بعدا نشان داده خواهد شد
9. They're showing the edited highlights of last month's game.
[ترجمه ترگمان]آن ها هایلایت های ویرایش شده بازی های ماه گذشته را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]آنها برجسته های ویرایش شده در بازی ماه گذشته را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]آنها برجسته های ویرایش شده در بازی ماه گذشته را نشان می دهند
10. She's had blonde highlights put into her hair.
[ترجمه ترگمان]رنگ و رویش را با موهای بلوند روشن کرده بود
[ترجمه گوگل]او برجسته های بلوند را به موهایش گذاشت
[ترجمه گوگل]او برجسته های بلوند را به موهایش گذاشت
11. The highlights of the match will be shown on TV tonight.
[ترجمه ترگمان]پررنگ کننده این مسابقه امشب در تلویزیون نمایش داده خواهد شد
[ترجمه گوگل]برجسته ترین مسابقه در امشب در تلویزیون نشان داده خواهد شد
[ترجمه گوگل]برجسته ترین مسابقه در امشب در تلویزیون نشان داده خواهد شد
12. It will go down as one of the highlights of my career.
[ترجمه ترگمان]این کار به عنوان یکی از نکات برجسته حرفه من به پایان خواهد رسید
[ترجمه گوگل]این به عنوان یکی از برجسته ترین کارهای من خواهد بود
[ترجمه گوگل]این به عنوان یکی از برجسته ترین کارهای من خواهد بود
13. The report highlights a number of instances of injustice.
[ترجمه ترگمان]این گزارش تعدادی از موارد بی عدالتی را برجسته می کند
[ترجمه گوگل]این گزارش برخی از نمونه های بی عدالتی را برجسته می کند
[ترجمه گوگل]این گزارش برخی از نمونه های بی عدالتی را برجسته می کند
14. I'll show you the highlights of the event.
[ترجمه ترگمان]هایلایت ها را به شما نشان خواهم داد
[ترجمه گوگل]من به شما برجسته رویداد نشان می دهد
[ترجمه گوگل]من به شما برجسته رویداد نشان می دهد
پیشنهاد کاربران
نکات مهم، موارد قابل تامل، موارد مهم
موارد مهم
درخشندگی ها
نواحی پُرنور
آشکار می سازد
برگزیده ها
پررنگ ، برجسته ، مهم ، قابل توجه
نکات مهم
نکات برجسته
نکات جالب توجه
نکات جالب توجه
کلمات دیگر: