کلمه جو
صفحه اصلی

superstar


هنر پیشه ی بزرگ، ابر ستاره

انگلیسی به فارسی

هنر پیشهی بزرگ، ابر ستاره


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a widely popular performer, as in sports, films, or rock music.
مشابه: idol

• extremely famous celebrity (such as an actor, athlete, etc.); highly talented or successful person
a superstar is a very famous entertainer or sports player; an informal word.

جملات نمونه

1. The superstar was besieged by reporters.
[ترجمه ترگمان]این ستاره در محاصره خبرنگاران قرار گرفت
[ترجمه گوگل]ستاره ستاره توسط خبرنگاران محاصره شد

2. Don't elevate your superiors to superstar status.
[ترجمه ترگمان]مافوق خودت رو بالا ببر تا وضعیت سوپر استار ترک کنه
[ترجمه گوگل]سرپرست خود را به وضعیت ستاره ای بالا نبرید

3. The word is out that superstar Candice is to marry towards the end of this year.
[ترجمه ترگمان]خبر این است که این ستاره در پایان سال جاری ازدواج می کند
[ترجمه گوگل]کلمه ای است که ستاره کاندیدس در پایان سال جاری ازدواج می کند

4. She is a superstar all around the globe.
[ترجمه ترگمان]او یک فوق ستاره در سرتاسر دنیا است
[ترجمه گوگل]او یک ستاره ستاره در سراسر جهان است

5. However, if you become a superstar artist, the agent's 10 percent quickly starts to dwindle.
[ترجمه ترگمان]با این حال، اگر شما یک هنرمند ستاره شوید، ۱۰ درصد آن به سرعت شروع به تحلیل رفتن می کند
[ترجمه گوگل]با این حال، اگر شما تبدیل به یک هنرمند فوق ستاره، عامل 10 درصد سریع شروع به از بین بردن

6. I lay no claim to being a superstar.
[ترجمه ترگمان]من هیچ ادعایی ندارم که یه سوپر استار باشم
[ترجمه گوگل]من هیچ ادعایی برای داشتن یک ستاره نداشتم

7. Hocky superstar Wayne Gretzky played for L. A. before retiring.
[ترجمه ترگمان]\"Hocky superstar\"، \"وین گرتزکی\" برای \"ل - - وی - - ی - - س\" بازی می کرد الف قبل از اینکه بازنشسته بشه
[ترجمه گوگل]سوپراستار هیجان انگیز، Wayne Gretzky برای L A قبل از بازنشستگی بازی کرد

8. Royce Gracie became the giant-slaying superstar.
[ترجمه ترگمان]\"رویس گریسی\" تبدیل به یک فوق ستاره فوق العاده شد
[ترجمه گوگل]رویس گریسی ستاره بزرگ قتل عام شد

9. A techie's delight. 6 SuperStar Pro claims to roughly double the capacity of your hard disk.
[ترجمه ترگمان]چه لذتی دارد ۶ superstar پرو ادعا می کند که تقریبا دو برابر ظرفیت هارد دیسک شما را دوبرابر می کند
[ترجمه گوگل]لذت تکنسین 6 SuperStar Pro ادعا می کند تقریبا ظرفیت هارد دیسک شما دو برابر شده است

10. His superstar charisma will be of great help in making the Giants' new ballpark become a reality for that 2000 season.
[ترجمه ترگمان]charisma ستاره او بسیار کمک بزرگی خواهد کرد تا استادیوم جدید Giants را برای این فصل سال ۲۰۰۰ به یک واقعیت تبدیل کند
[ترجمه گوگل]Charisma فوق ستاره از کمک بسیار خوبی در ساخت توپ جدید جانی ها برای این فصل 2000 خواهد بود

11. The superstar took over the lakeside complex at Snagov as he prepares for a sell-out concert in Bucharest tomorrow.
[ترجمه ترگمان]این ستاره که در حال آماده شدن برای اجرای کنسرت در بخارست فردا است، مجموعه دریاچه کنار دریاچه را در Snagov گرفت
[ترجمه گوگل]ستارگان در طول اجرای مجتمع دریاچه Snagov به عنوان او برای یک کنسرت فروش در بوخارست فردا آماده می شود

12. In a superstar culture[sentence dictionary], what grabs media attention are the superstar fatherhood stories.
[ترجمه ترگمان]در فرهنگ [ فرهنگ ] سوپر استار [ فرهنگ لغت [ جمله ]، چه چیزی توجه رسانه ها را جلب می کند، داستان های پدری ستاره هاست
[ترجمه گوگل]در فرهنگ سوپراستار [فرهنگ لغت جمله]، توجه به توجه رسانه ها داستان های پدر بزرگ است

13. The Brit athletics superstar found Olympic gold in the heptathlon after two days of severe punishment.
[ترجمه ترگمان]این ستاره بریتانیایی بعد از دو روز تنبیه شدید، مدال طلای المپیک را در the یافت
[ترجمه گوگل]بعد از دو روز مجازات شدید، ستاره بزرگ فوتبال بریتانیا، المپیک طلای هفتهای هفتهای را به دست آورد

14. It is not for the superstar, nor for the superman.
[ترجمه ترگمان]این برای سوپر استار نیست، نه برای سوپر من
[ترجمه گوگل]این برای ستاره ستاره و نه برای سوپرمن نیست

پیشنهاد کاربران

فوق ستاره
عالی
a superstar student یک دانش آموز عالی

ستاره فوق العاده

Mohammadreza golzar is the Iranian superstar

superstar ( سینما و تلویزیون )
واژه مصوب: اَبَرستاره
تعریف: ستارۀ بسیار محبوب عرصۀ سینما


کلمات دیگر: