چاق شدن، گلدوزی کردن، بشکل شاخ و برگ در اوردن
sprigging
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
sprigging ( کشاورزی - زراعت و اصلاح نباتات )
واژه مصوب: برخه کاری
تعریف: کشت ازطریق قرار دادن برخه در جوی یا سوراخ های کوچک
واژه مصوب: برخه کاری
تعریف: کشت ازطریق قرار دادن برخه در جوی یا سوراخ های کوچک
کلمات دیگر: