کلمه جو
صفحه اصلی

slammed

انگلیسی به فارسی

گرفتار شد


پیشنهاد کاربران

کلی کار انباشته رو هم داشتن و مضطرب بودن از این بابت

در بعضی از متن ها به معنی انداخت هم معنی میشه مثل
I dont know who slammed the apple
نمی دانم چه کسی توپ بیسبال را انداخت
اینجا سیب به معنی توپ بیسبال معنی شده ( اصطلاح )

باصدای بلند
دررا با شدت بهم زدن
بهم کوفتن

گرفتار شد، کوبیدن

سرم شلوغ هست و بیزی هستم.

سقوط کردن

مورد انتقاد قرار دادن

کوبید

I'm slammed = I'm busy =I'm tied up


کلمات دیگر: