1. All the crockery had been smashed to bits.
[ترجمه ترگمان]تمام ظروف سفالی شکسته و خرد شده بودند
[ترجمه گوگل]تمام ظروف به بیت ها خرد شده بود
2. We had no fridge, cooker, cutlery or crockery.
[ترجمه ترگمان]ما یخچال، آشپز، کارد و چنگال نداشتیم
[ترجمه گوگل]ما تا به حال هیچ یخچال، اجاق گاز، کارد و چنگال و یا ظروف نداریم
3. She bumped against the table and sent the crockery crashing to the ground.
[ترجمه ترگمان]او به میز برخورد و ظروف سفالی را روی زمین ریخت
[ترجمه گوگل]او بر علیه میز سقوط کرد و سقوط اوراق قرضه را به زمین فرستاد
4. They would like crockery and cutlery as wedding presents.
[ترجمه ترگمان]آن ها مثل هدیه عروسی، crockery و کارد و چنگال را دوست خواهند داشت
[ترجمه گوگل]آنها به عنوان هدایای عروسی از ظروف و کارد و چنگال می خواهند
5. Most of the crockery was still in one piece.
[ترجمه ترگمان]بیشتر ظروف سفالی هنوز در یک تکه بود
[ترجمه گوگل]اکثر ظروف هنوز در یک قطعه بود
6. No one would choose to buy cutlery or crockery or curtains or chairs without considering their aesthetic appeal.
[ترجمه ترگمان]هیچ کس حق خرید کارد یا چنگال یا صندلی یا صندلی را بدون در نظر گرفتن جذابیت زیبایی شناسی آن ها انتخاب نمی کند
[ترجمه گوگل]هیچکس نمیخواهد قاشق یا قاشق و یا پرده ها یا صندلی ها را بدون توجه به درخواست تجدید نظر زیبایی اش خریداری کند
7. Crockery, cutlery, cooking utensils, pillows and blankets.
[ترجمه ترگمان]قاشق و چنگال، کارد و چنگال، وسایل آشپزی، بالش و پتو
[ترجمه گوگل]آشپزخانه، کارد و چنگال، ظروف پخت و پز، بالش و پتو
8. Cups, crockery, cutlery and glasses can all be washed in hot soapy water in the usual way.
[ترجمه ترگمان]در روش معمول جام، ظروف سفالی، کارد و چنگال و عینک می توانند همگی در آب مایع و صابون شسته شوند
[ترجمه گوگل]جام ها، ظروف، کارد و چنگال و عینک می تواند در آب آشامیدنی گرم به طور معمول شسته شود
9. She flittered in the kitchen, piling crockery on to the table. plates overflowed with party food.
[ترجمه ترگمان]به آشپزخانه رفت و ظروف سفالی را روی میز ریخت بشقاب ها از غذا پر شده بود
[ترجمه گوگل]او در آشپزخانه تکان داد و ظرف را روی میز گذاشت
10. The scattered fragments of crockery and the aroma of the wasted nectar marked the melancholy wreck of our Christmas cheer.
[ترجمه ترگمان]تکه های پراکنده of و عطری که برای جشن کریسمس به وجود آورده بود، موجب شادی غم و اندوه کریسمس ما شد
[ترجمه گوگل]قطعات پراکنده ای از ظروف سفال و عطر شهدای گمشده، غم و اندوه ملقب به کریسمس ما را نشان داد
11. Crockery and eating utensils should be washed in hot water and detergent.
[ترجمه ترگمان]وسایل و لوازم آشپزخانه باید در آب داغ و مواد شوینده شسته شوند
[ترجمه گوگل]وسایل آشپزی و غذا خوردن باید در آب گرم و مواد شوینده شسته شود
12. No two pieces of our everyday crockery match.
[ترجمه ترگمان] دوتا تیکه از crockery های روزمره مون نیست
[ترجمه گوگل]دو قطعه ماکت خوراکی روزمره ما وجود ندارد
13. Spoons clinked against the crockery.
[ترجمه ترگمان]قاشق به ظروف سفالی می خورد
[ترجمه گوگل]قاشقها در برابر ظروف چسبیدهاند
14. Waggons, loaded up with household crockery, chairs, and cupboards, were constantly emerging from the gates of houses, and moving along the streets.
[ترجمه ترگمان]waggons، با ظروف سفالی، صندلی ها، صندلی ها و قفسه ها، مدام از دروازه های خانه ها بیرون می آمدند و در خیابان ها حرکت می کردند
[ترجمه گوگل]واگن ها، که با ظروف خانگی، صندلی ها و کابین ها بارگذاری می شدند، از دروازه خانه ها در حال حرکت و در خیابان ها حرکت می کردند
15. Its crockery and atmosphere were thick; its soup and napery thin.
[ترجمه ترگمان]ظروف سفالی و فضای آن ضخیم بود
[ترجمه گوگل]ظروف و ظروف آن ضخیم بود