1. the strident voice of that preacher
صدای گوشخراش آن واعظ
2. the students' strident protests
اعتراضات جنجال آمیز دانشجویان
3. People are put off by his strident voice.
[ترجمه ترگمان]صدای گوش خراش مردم بلند شد
[ترجمه گوگل]مردم با صدای جدی خود را کنار گذاشته اند
4. The plan has provided strident criticism from local residents.
[ترجمه ترگمان]این طرح از سوی ساکنان محلی مورد انتقاد شدید قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]این طرح انتقاد شدیدی از ساکنان محلی ارائه کرده است
5. People are put off by her strident voice.
[ترجمه ترگمان]صدای گوش خراش او بلند شد
[ترجمه گوگل]مردم با صدای جدی خود را کنار گذاشته اند
6. He is a strident advocate of nuclear power.
[ترجمه ترگمان]او یکی از حامیان جدی انرژی هسته ای است
[ترجمه گوگل]او طرفدار قدرتمند انرژی هسته ای است
7. She was beginning to hear that strident, angry voice in her sleep.
[ترجمه ترگمان]کم کم صدای بلند و خشم آلود او را در خواب می شنید
[ترجمه گوگل]او شروع به شنیدن صدایی شدید و صمیمی در خواب او کرد
8. Strident editorials in the official press condemned foreign interference and predicted the worldwide triumph of socialism.
[ترجمه ترگمان]سرمقاله strident در مطبوعات رسمی دخالت خارجی را محکوم کرد و پیروزی جهانی سوسیالیسم را پیش بینی کرد
[ترجمه گوگل]سرمقاله های ستیزه جویان در مطبوعات رسمی مداخله خارجی را محکوم کردند و پیروزی جهانی سوسیالیسم را پیش بینی کردند
9. The pitch of politicians is more strident, the gauntlet is thrown down more quickly, the stakes get higher faster.
[ترجمه ترگمان]صدای سیاستمداران بلندتر است و به سرعت به پایین پرتاب می شود و مخاطرات بیشتر می شود
[ترجمه گوگل]حوزه سیاستمداران بیشتر در معرض خطر قرار گرفته است، دستکش به سرعت پرتاب می شود، میزان سریعتر می شود
10. The strident ringing of the telephone broke in on them.
[ترجمه ترگمان]صدای زنگ تلفن همراه آن ها به گوش رسید
[ترجمه گوگل]زنگ زدگی تلفن بر روی آنها شکست خورد
11. Its strident headlines implied that the march of modern Jacobinism was about to be started by an obscure parliamentary report.
[ترجمه ترگمان]اخبار گوش خراش آن تلویحا به این موضوع اشاره داشت که حرکت of مدرن در شرف آغاز از سوی یک گزارش مبهم پارلمان است
[ترجمه گوگل]سرمقاله های مستقل آن نشان می دهد که راهپیمایی ژاکوبینیسم مدرن با یک گزارش پارلمانی ناشناخته آغاز می شود
12. Strident, overbearing leadership is inadvisable in this political culture.
[ترجمه ترگمان]رهبری و رهبری overbearing در این فرهنگ سیاسی عاقلانه نیست
[ترجمه گوگل]استراتژیک و رهبری اجرایی در این فرهنگ سیاسی مطلوب نیست
13. Her own children were much more strident.
[ترجمه ترگمان]بچه های خودش هم پر سر و صدا بودند
[ترجمه گوگل]فرزندان خود بسیار سخت گیرتر بودند
14. Without being strident, she is fully aware that she chose to have a child with a parenting man.
[ترجمه ترگمان]او بدون اینکه گوش خراشی داشته باشد، کاملا آگاه است که او انتخاب کرده است کودکی داشته باشد که فرزند داری داشته باشد
[ترجمه گوگل]بدون اینکه سرگردان باشد، او کاملا آگاه است که او تصمیم گرفت تا یک کودک با یک مرد پدر و مادر داشته باشد