کلمه جو
صفحه اصلی

stargazing


معنی : خیال پرستی

انگلیسی به فارسی

ستاره دار، خیال پرستی


انگلیسی به انگلیسی

• act of observing the stars; daydreaming

مترادف و متضاد

خیال پرستی (اسم)
castle building, daydreaming, wool-gathering, stargazing, dreaminess, stardust, confabulation, romanticism, utopia, utopianism

جملات نمونه

1. He stargazed about a rich life.
[ترجمه ترگمان]او درباره زندگی ثروتمندی حرف می زد
[ترجمه گوگل]او در مورد یک زندگی غنی میگوید

2. After Galileo s stargazing it became increasingly clear that the Earth was just another planet, part of some one else s heavens.
[ترجمه ترگمان]بعد از stargazing گالیله، به طور فزاینده ای مشخص شد که زمین فقط یک سیاره دیگر است، بخشی از بهشت دیگری
[ترجمه گوگل]پس از آنکه Galileo stargazing شد، به طور فزاینده ای روشن شد که زمین تنها یک سیاره دیگر، بخشی از برخی از آسمانخراش ها بود

3. After brownies and roasted marshmallows, star-gazing was superb and sleeping on the soft sand was a pleasure.
[ترجمه ترگمان]بعد از نان برشته و شیرینی برشته، ستاره درخشان بسیار زیبا بود و روی شن های نرم خوابیده بود لذت بخش بود
[ترجمه گوگل]پس از آفتابگردان ها و مشت های خرد شده، ستاره نگاه فوق العاده بود و خوابیدن روی ماسه نرم لذت بخش بود

4. You're stargazing with your girl (or guy), when a flash lights up the night sky, rather close by "galactically" speaking.
[ترجمه ترگمان]شما با دختر خود بازی می کنید (یا مرد)، زمانی که یک فلاش آسمان شب را روشن می کند، به جای آن که \"galactically\" صحبت کند
[ترجمه گوگل]شما با دخترتان (یا پسر) از شما چشمک می زنید، زمانی که یک فلاش نور آسمان را روشن می کند، و نه نزدیک به صحبت کردن با 'galactically'

5. Mark has been busy working on the UK's Stargazing Live show through the beginning of 20
[ترجمه ترگمان]مارک مشغول کار بر روی برنامه زنده stargazing بریتانیا از ابتدای قرن بیستم است
[ترجمه گوگل]مارک در ابتدای 20 سالگی در نمایشنامه ستاره دار انگلیس مشغول به کار بوده است

6. Everything from storytelling to stargazing is fun when done together.
[ترجمه ترگمان]همه چیز از داستان سرایی به stargazing زمانی که با هم انجام می شوند، سرگرم کننده است
[ترجمه گوگل]همه چیز از داستان داستان به ستاره ای سرگرم کننده است هنگامی که با هم انجام می شود

7. The time for stargazing – drifting away from immediate reality – is over.
[ترجمه ترگمان]زمان for - دور شدن از واقعیت فوری - بیش از حد است
[ترجمه گوگل]زمان برای ستاره دار شدن - دور شدن از واقعیت فوری - تمام شده است

8. The next time you go stargazing and wonder what secrets the universe holds, keep in mind someone else might already know the answer -- they're just not telling anyone else about it.
[ترجمه ترگمان]دفعه بعد که تو می روی و فکر می کنی که جهان چه رازی را نگه می دارد، به خاطر داشته باش که یک نفر دیگر این جواب را می داند - آن ها فقط به کسی در این مورد حرفی نمیزنن
[ترجمه گوگل]دفعه بعد که شما ستارهدار میشوید و تعجب میکنید که اسرار جهان چیست، در ذهن داشته باشید که شخص دیگری ممکن است قبلا جوابش را می داند - آنها فقط به کسی اطلاق نمی کنند در مورد آن

9. Most listings are for state parks and recreational areas, where hiking, wildlife viewing and stargazing are family favorites.
[ترجمه ترگمان]بیشتر لیست ها برای پارک های ایالتی و مناطق تفریحی هستند، که در آن پیاده روی، مشاهده حیات وحش و stargazing مورد علاقه خانوادگی هستند
[ترجمه گوگل]بیشتر لیست ها برای پارک های دولتی و مناطق تفریحی هستند، جایی که پیاده روی، تماشای حیات وحش و ستاره دار بودن، مورد علاقه های خانوادگی هستند

10. A super place to base yourself with much to do including stargazing is Tucson, Arizona, a southwestern university town undergoing a renaissance – and a place that's very proud of keeping itself dark.
[ترجمه ترگمان]یک مکان فوق العاده برای قرار دادن خودتان با کاره ای زیادی از جمله stargazing در توسکان، آریزونا، شهری در جنوب غربی که تحت یک رنسانس قرار دارد و مکانی است که به حفظ خود بسیار افتخار می کند
[ترجمه گوگل]یک محل فوق العاده برای انجام کارهای مختلف از جمله فتوشاپ، توسان، آریزونا، یک شهر دانشگاهی در جنوب غربی است که در حال رنسانس است و جایی است که بسیار مفتخر است که خود را تاریک نگه دارد

11. So take advantage of the moonless skies in the evenings this week, and go stargazing.
[ترجمه ترگمان]بنابراین از آسمان moonless در شبه ای این هفته استفاده کنید و به سایت stargazing بروید
[ترجمه گوگل]بنابراین در هفته های شب از آسمان بدون ماه استفاده کنید و ستاره ها را ببینید

12. Centaurs burn this, observing the fumes and flames to refine the results of their stargazing ( OP 27 ).
[ترجمه ترگمان]Centaurs این آتش را سوزاند و دود و شعله ها را مشاهده کرد تا نتایج of را اصلاح کند (OP ۲۷)
[ترجمه گوگل]Centaurs این سوختگی را با رعایت دود و شعله های آتش سوزی برای اصلاح نتایج ستاره ها (OP 27) می کند

13. Former astronaut John Grunsfeld told reporters Tuesday about a stargazing experience he had on the station.
[ترجمه ترگمان]جان Grunsfeld، فضانورد سابق، روز سه شنبه به خبرنگاران گفت که در مورد یک تجربه stargazing که در ایستگاه دارد به خبرنگاران گفت
[ترجمه گوگل]جان گرانسفلد، فضانورد سابق، روز سه شنبه به خبرنگاران گفت: تجربه ای ستاره دار که در ایستگاه داشت

14. These binoculars are perfect for long-distance viewing, bird watching, or even stargazing.
[ترجمه ترگمان]این دوربین های چشمی برای دیدن مسافت های دور، تماشای پرنده یا حتی stargazing، عالی هستند
[ترجمه گوگل]این دوربین های دوچشمی مناسب برای مشاهده طولانی، تماشای پرنده یا حتی ستاره هستند

پیشنهاد کاربران

دیدن ستاره ها، رصد ستاره ها

طالع بینی
ستاره بینی


کلمات دیگر: