با در نظر گرفتن
regarded as
پیشنهاد کاربران
درنظر گرفتن بعنوان
[هزاره]: regard sb/sth with/as
کسی/چیزی را. . . دانستن، کسی/چیزی را. . . قلمداد کردن، به کسی/چیزی به عنوان. . . نگاه کردن، کسی/چیزی را به عنوان. . . در نظر آوردن، با کسی/چیزی به عنوان. . . برخورد کردن
کسی/چیزی را. . . دانستن، کسی/چیزی را. . . قلمداد کردن، به کسی/چیزی به عنوان. . . نگاه کردن، کسی/چیزی را به عنوان. . . در نظر آوردن، با کسی/چیزی به عنوان. . . برخورد کردن
تلقی کردن
کلمات دیگر: