1. speculative knowledge
دانش دیدمانی (غیر عملی)
2. a speculative trader
سوداگر بی باک
3. a speculative writer
نویسنده ی اندیشمند
4. the speculative aspects of religion
جنبه های نظری مذهب
5. his theories are highly speculative
نظریه های او بسیار جنبه حدسی دارد.
6. The papers ran speculative stories about the mysterious disappearance of Eddie Donagan.
[ترجمه ترگمان]تمام روزنامه ها راجع به ناپدید شدن اسرار آمیز ادی Donagan داستان ها می گفتند
[ترجمه گوگل]این مقالات داستان های تفصیلی درباره ناپدید شدن اسرار آمیز ادی دانگان را اجرا کردند
7. He had a speculative gleam in his eyes.
[ترجمه ترگمان]درخششی متفکرانه در چشمانش داشت
[ترجمه گوگل]او در چشم او چشمک می زند
8. The office block was built as a speculative venture.
[ترجمه ترگمان]بلوک دفتر به عنوان یک سرمایه گذاری نظری ساخته شده است
[ترجمه گوگل]بلوک اداری به عنوان یک سرمایه گذاری احتمالی ساخته شد
9. His mother regarded him with a speculative eye.
[ترجمه ترگمان]مادرش با نگاهی متفکر به او نگاه می کرد
[ترجمه گوگل]مادرش او را با یک چشم انداز احتمالی در نظر گرفت
10. The article was dismissed as highly speculative.
[ترجمه ترگمان]این مقاله به شدت speculative شد
[ترجمه گوگل]این مقاله به شدت حدس زده شد
11. He was very conscious of the speculative status of his death instincts theory in Beyond the Pleasure Principle.
[ترجمه ترگمان]او از اصول نظری غریزه مرگش در گذشته فراتر از اصل لذت آگاه بود
[ترجمه گوگل]او از وضعیت نظری نظریه غریزه مرگ در فراتر از اصل لذت آگاه بود
12. All three approaches were highly speculative.
[ترجمه ترگمان]هر سه رویکرد بسیار speculative بودند
[ترجمه گوگل]همه این سه رویکرد بسیار هیجان انگیز بود
13. The dispute involves speculative claims far beyond the available data.
[ترجمه ترگمان]این اختلاف دربردارنده ادعاهای نظری بسیار فراتر از داده های موجود است
[ترجمه گوگل]این اختلافات شامل ادعاهای احتمالی و فراتر از داده های موجود می شود
14. Such speculative gains were seen as more often lying in the property market than in industrial capitalization.
[ترجمه ترگمان]چنین دستاوردهای نظری اغلب در بازار دارایی بیشتر از سرمایه گذاری در شرکت های صنعتی دیده می شوند
[ترجمه گوگل]چنین مزایای سودائی بیشتر در بازار املاک در مقایسه با سرمایه گذاری صنعتی دیده می شود
15. Asking hypothetical or speculative questions is one way of investigating perceptions and feelings about certain issues.
[ترجمه ترگمان]پرسش از سوالات فرضی یا فرضی یک روش تحقیق در مورد ادراکات و احساسات در مورد مسائل خاص است
[ترجمه گوگل]پرسیدن سوالات احتمالی یا احتمالی یکی از راه های بررسی ادراکات و احساسات در مورد مسائل خاص است
16. Descriptions of how this ancient tribe lived are speculative at best.
[ترجمه ترگمان]توصیف این که این قبیله باستانی چگونه زندگی می کنند، در بهترین حالت نظری دارند
[ترجمه گوگل]توصیف نحوه زندگی این قبیله باستانی در بهترین حالت ممنوع است
17. A boom period of speculative house building peaked between 1928 and 1936 when construction of 11000 dwellings annually increased to 29000.
[ترجمه ترگمان]دوره رونق ساختمان خانه نظری بین سال های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۶ به اوج خود رسید و ساخت خانه های ۱۱۰۰۰ در سال به ۲۹۰۰۰ افزایش یافت
[ترجمه گوگل]یک دوره رونق ساخت و ساز خانه های پیش بینی شده بین سال های 1928 و 1936 در اوج خود بود، زمانی که ساخت 11000 خانه سالانه به 29000 افزایش یافت