کلمه جو
صفحه اصلی

speculative


معنی : تفکری، مربوط به اندیشه، احتکار امیز
معانی دیگر : وابسته به گمان پردازی یا حدس و قیاس، گمانی، گمان پردازانه، دیدمانی، تئوری (در برابر: عملی practical)، نظری، نگرورزانه، نگره ای، اندیشگانی، اندیشمند، (بازرگان یا سوداگر) اهل قمار و مخاطره، اهل گشاد بازی، بی باک، قمار آمیز، پر مخاطره

انگلیسی به فارسی

احتکار آمیز، تفکری، مربوط به اندیشه


نظری، تفکری، مربوط به اندیشه، احتکار امیز


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: speculatively (adv.), speculativeness (n.)
(1) تعریف: of, pertaining to, or based on conjecture or theorizing.
مترادف: theoretical
مشابه: academic, airy, conjectural, contemplative, deliberative, groundless, hypothetical, intellectual, moot, tentative

- Positive results of the treatment are speculative at this point; nonetheless, we feel we have reason to hope.
[ترجمه ترگمان] نتایج مثبت رفتار در این نقطه نظرات نظری دارند؛ با این وجود، ما احساس می کنیم که دلیلی برای امید داریم
[ترجمه گوگل] نتایج مثبت درمان در این مرحله سودمند هستند؛ با این وجود، ما احساس می کنیم دلمان برای امید است

(2) تعریف: engaging in or inclined to contemplative or theoretical thinking.

(3) تعریف: involving, engaged in, or inclined to financial speculation.

(4) تعریف: in financial matters, involving considerable risk while often promising high profits.
مشابه: risky

• intellectual; theoretical; of or pertaining to speculation
speculative statements are based on guesses rather than knowledge.
speculative financial deals involve buying or investing in something when it is cheap in the belief that it will soon become more valuable and therefore can be sold at a profit.

مترادف و متضاد

تفکری (صفت)
contemplative, meditative, speculative

مربوط به اندیشه (صفت)
speculative

احتکار امیز (صفت)
speculative

theoretical


Synonyms: abstract, analytical, assumed, conceptive, dangerous, dicey, experimental, formularized, hairy, hazardous, hypothetical, ideal, idealized, ideological, iffy, intellectual, in theory, logical, notional, philosophical, presumed, risky, uncertain, unproved, unproven, unsubstantiated


جملات نمونه

1. speculative knowledge
دانش دیدمانی (غیر عملی)

2. a speculative trader
سوداگر بی باک

3. a speculative writer
نویسنده ی اندیشمند

4. the speculative aspects of religion
جنبه های نظری مذهب

5. his theories are highly speculative
نظریه های او بسیار جنبه حدسی دارد.

6. The papers ran speculative stories about the mysterious disappearance of Eddie Donagan.
[ترجمه ترگمان]تمام روزنامه ها راجع به ناپدید شدن اسرار آمیز ادی Donagan داستان ها می گفتند
[ترجمه گوگل]این مقالات داستان های تفصیلی درباره ناپدید شدن اسرار آمیز ادی دانگان را اجرا کردند

7. He had a speculative gleam in his eyes.
[ترجمه ترگمان]درخششی متفکرانه در چشمانش داشت
[ترجمه گوگل]او در چشم او چشمک می زند

8. The office block was built as a speculative venture.
[ترجمه ترگمان]بلوک دفتر به عنوان یک سرمایه گذاری نظری ساخته شده است
[ترجمه گوگل]بلوک اداری به عنوان یک سرمایه گذاری احتمالی ساخته شد

9. His mother regarded him with a speculative eye.
[ترجمه ترگمان]مادرش با نگاهی متفکر به او نگاه می کرد
[ترجمه گوگل]مادرش او را با یک چشم انداز احتمالی در نظر گرفت

10. The article was dismissed as highly speculative.
[ترجمه ترگمان]این مقاله به شدت speculative شد
[ترجمه گوگل]این مقاله به شدت حدس زده شد

11. He was very conscious of the speculative status of his death instincts theory in Beyond the Pleasure Principle.
[ترجمه ترگمان]او از اصول نظری غریزه مرگش در گذشته فراتر از اصل لذت آگاه بود
[ترجمه گوگل]او از وضعیت نظری نظریه غریزه مرگ در فراتر از اصل لذت آگاه بود

12. All three approaches were highly speculative.
[ترجمه ترگمان]هر سه رویکرد بسیار speculative بودند
[ترجمه گوگل]همه این سه رویکرد بسیار هیجان انگیز بود

13. The dispute involves speculative claims far beyond the available data.
[ترجمه ترگمان]این اختلاف دربردارنده ادعاهای نظری بسیار فراتر از داده های موجود است
[ترجمه گوگل]این اختلافات شامل ادعاهای احتمالی و فراتر از داده های موجود می شود

14. Such speculative gains were seen as more often lying in the property market than in industrial capitalization.
[ترجمه ترگمان]چنین دستاوردهای نظری اغلب در بازار دارایی بیشتر از سرمایه گذاری در شرکت های صنعتی دیده می شوند
[ترجمه گوگل]چنین مزایای سودائی بیشتر در بازار املاک در مقایسه با سرمایه گذاری صنعتی دیده می شود

15. Asking hypothetical or speculative questions is one way of investigating perceptions and feelings about certain issues.
[ترجمه ترگمان]پرسش از سوالات فرضی یا فرضی یک روش تحقیق در مورد ادراکات و احساسات در مورد مسائل خاص است
[ترجمه گوگل]پرسیدن سوالات احتمالی یا احتمالی یکی از راه های بررسی ادراکات و احساسات در مورد مسائل خاص است

16. Descriptions of how this ancient tribe lived are speculative at best.
[ترجمه ترگمان]توصیف این که این قبیله باستانی چگونه زندگی می کنند، در بهترین حالت نظری دارند
[ترجمه گوگل]توصیف نحوه زندگی این قبیله باستانی در بهترین حالت ممنوع است

17. A boom period of speculative house building peaked between 1928 and 1936 when construction of 11000 dwellings annually increased to 29000.
[ترجمه ترگمان]دوره رونق ساختمان خانه نظری بین سال های ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۶ به اوج خود رسید و ساخت خانه های ۱۱۰۰۰ در سال به ۲۹۰۰۰ افزایش یافت
[ترجمه گوگل]یک دوره رونق ساخت و ساز خانه های پیش بینی شده بین سال های 1928 و 1936 در اوج خود بود، زمانی که ساخت 11000 خانه سالانه به 29000 افزایش یافت

His theories are highly speculative.

نظریه‌های او بسیار جنبه حدسی دارد.


speculative knowledge

دانش دیدمانی (غیرعملی)


the speculative aspects of religion

جنبه‌های نظری مذهب


a speculative writer

نویسنده‌ی اندیشمند


a speculative trader

سوداگر بی‌باک


پیشنهاد کاربران

مقایسه ای

سوداگرانه

سفته بازی در معاملات

فرانگرانه، ماورایی

قیاسی

حدسی و به صورت گمانه زنی

مخاطره

1 - تئوری بلند پروازانه و پر خطر
Abstract ideas with high risk
2 - showing curiosity
3 - بر اساس حدس و ظن و گمان نه واقعیت

نظری

سفته بازانه


کلمات دیگر: