کلمه جو
صفحه اصلی

bring sb on board

پیشنهاد کاربران

میدان دادن
آدم حساب کردن
مسئولیت به خود شخص دادن
درگیر کار کردن

to help someone to improve, especially through training or practice:
Her new piano teacher has really brought her on.

کمک به یک فرد برای پیشرفت کردن ( بهبود یافتن ) خصوصاً از طریق آموزش یا تمرین

معلم پیانوی جدیدش واقعا برای بهتر شدنش کمک کرده است


کلمات دیگر: