معنی : توفان زده، قطع رابطه شده در اثر توفان معانی دیگر : (به خاطر توفان یا انقلاب هوا) دچار تاخیر، دچار راهبندان، مسدود، گرفتار توفان، گرفتاریادچارطوفان
انگلیسی به فارسی
قطع رابطه شده در اثر توفان، توفان زده، گرفتارتوفان
انگلیسی به انگلیسی
صفت ( adjective )
• : تعریف: detained, delayed, or cut off from communication by storms.
- stormbound schoolchildren
[ترجمه ترگمان] از بین بردن بچه های مدرسه ای [ترجمه گوگل] دانش آموزان طوفان