کلمه جو
صفحه اصلی

stillbirth


معنی : زایمان بچه مرده، جنین مرده بدنیا امده
معانی دیگر : (جنین) مرده پیش از یا هنگام تولد، افگانه، نوزاد مرده، بچه ی سر زا رفته، stillborn زایمان بچه مرده

انگلیسی به فارسی

( stillborn ) زایمان بچه مرده، جنین مرده بدنیا امده


تولد نوزاد، زایمان بچه مرده، جنین مرده بدنیا امده


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a birth in which the child or fetus is born dead.

(2) تعریف: a child or fetus so born.

• birth of a dead fetus; fetus that is born dead
a stillbirth is the birth of a dead baby.

مترادف و متضاد

زایمان بچه مرده (اسم)
stillbirth

جنین مرده بدنیا امده (اسم)
stillbirth

جملات نمونه

1. For women who've had previous miscarriages, abortions or stillbirths, anxiety can be particularly acute.
[ترجمه ترگمان]برای زنانی که سقط جنین، سقط جنین یا زایمان داشته اند، اضطراب می تواند به طور خاص حاد باشد
[ترجمه گوگل]برای زنان که سابقهای سقط جنین، سقط جنین یا تولد نوزادان را داشته اند، اضطراب ممکن است به خصوص حاد باشد

2. Thus, these clever devices are curious stillbirths in our genealogy of automation.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، این دستگاه های هوشمند در شجره نامه ما از خودکارسازی بسیار عجیب هستند
[ترجمه گوگل]بنابراین، این دستگاه های هوشمندانه نوزادان کنجکاو هستند که در نسبیت ما از اتوماسیون ما هستند

3. It causes many complications, including small placenta size, stillbirth and low birthweight.
[ترجمه ترگمان]این بیماری موجب مشکلات زیادی می شود، از جمله یک جفت کوچک، مرده متولد و مرده
[ترجمه گوگل]این باعث عوارض بسیاری می شود، از جمله اندازه جفت کوچک، تولد نوزاد و وزن کم هنگام تولد

4. Danger, suspense, pregnancy, stillbirths, and nuclear dangers combine in this story set in a small rural town.
[ترجمه ترگمان]خطر، تکلیفی، بارداری، زایمان و خطرات هسته ای در این داستان در یک شهر کوچک روستایی با هم ترکیب می شوند
[ترجمه گوگل]در این داستان که در یک شهر کوچک روستایی قرار دارد، خطر، تعلیق، بارداری، تولد نوزاد و خطرات هسته ای ترکیب می شود

5. CONCLUSION: Stillbirth may be a risk marker for premature mortality among parous women.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری: ممکن است stillbirth نشانگر ریسک مرگ و میر زود هنگام در میان زنان parous باشد
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری Stillbirth ممکن است نشانگر خطر مرگ و میر ناشی از زوال عقل باشد

6. Perinatal fatality was 2 07 %, stillbirth 12 %, newborn baby death 2 08 %.
[ترجمه ترگمان]تلفات جانی ۲ ۰۷ %، مرده متولد شدن ۱۲ %، مرگ نوزاد ۲ % و مرگ نوزاد ۲ % بود
[ترجمه گوگل]مرگ و میر در دوران بارداری 07 07٪، نوزادان 12 2٪، مرگ نوزادان 2 08٪ بود

7. The eidence for recommended diagnostic tests for stillbirth are discussed.
[ترجمه ترگمان]The برای تست تشخیصی پیشنهادی برای مرده متولد شدن، مورد بحث و بررسی قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]پیشگویی برای آزمایش های تشخیصی توصیه شده برای تولد نوزادان مورد بحث قرار گرفته است

8. Premature rupture of membranes was associated with intrapartum stillbirth among whites and African Americans, but intrapartum fever was associated with intrapartum stillbirth among African Americans.
[ترجمه ترگمان]مرگ زودرس غشاها با مرده متولد شدن در میان سفیدپوستان و آمریکایی های آفریقایی تبار همراه بود، اما تب intrapartum در بین آمریکایی های آفریقایی تبار مرگ و میر زیادی داشت
[ترجمه گوگل]پارگی زودرس غشا با تولد نوزادان داخل قاعدگی در میان سفیدپوستان و آمریکایی های آفریقایی تبار همراه بود، اما تب فاکتور زودرس همراه با تولد نوزادان داخل قاعدگی در میان آفریقایی آمریکایی ها بود

9. His mother Alice, a professional cook, had a stillbirth at the age of 2 and was told she was unlikely to have a live birth, and it was a surprise when she gave birth at 3
[ترجمه ترگمان]مادرش آلیس، یک آشپز ماهر، در سن ۲ سالگی مرده بدنیا آمد و به او گفته شد که بعید است یک تولد زنده داشته باشد
[ترجمه گوگل]مادر او، آلیس، یک آشپز حرفه ای، در سن 2 سالگی تولد نوزاد داشت و گفته شد که او بعید به نظر می رسد که تولد زنده داشته باشد، و هنگامی که او در 3

10. Knowledge on timing of stillbirth specific risk factors may help clinicians in decreasing antepartum and intrapartum stillbirth risks through monitoring and timely intervention.
[ترجمه ترگمان]آگاهی در مورد زمان بندی متولد شدن مرده متولد شدن، ممکن است به متخصصین بالینی در کاهش خطرات مرده و مرده متولد شده از طریق نظارت و به موقع مداخله کمک کند
[ترجمه گوگل]دانش در مورد زمان بندی عوامل خطر خاصی از مرگ و میر ممکن است به درمان پزشکان در کاهش خطر ابتلا به مرگ و میر زودرس و در طی زایمان از طریق نظارت و مداخله به موقع کمک کند

11. The main causes of stillbirth were malformation, pregnancy complication and umbilical cord events.
[ترجمه ترگمان]عوامل اصلی مرده متولد شدن، ناهنجاری، پیچیدگی دوران بارداری و رویداده ای بندناف بودند
[ترجمه گوگل]علل اصلی تولد نوزاد، ناهنجاری، عوارض حاملگی و ناهنجاری های بند ناف بود

12. The evidence for recommended diagnostic tests for stillbirth are discussed.
[ترجمه ترگمان]شواهد مربوط به تست های تشخیصی پیشنهادی برای مرده متولد شدن، مورد بحث و بررسی قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]شواهدی برای آزمایش های تشخیصی توصیه شده برای تولد نوزاد وجود دارد

13. Neonatal death and stillbirth are the most severe adverse pregnancy outcomes.
[ترجمه ترگمان]مرگ و میر اطفال (نوزادان)جدی ترین پیامد در دوران بارداری است
[ترجمه گوگل]مرگ نوزاد و تولد نوزاد، بیشترین پیامد حاملگی ناخواسته است

14. The supposed mechanism that increases stillbirth and congenital anomaly rate includes insulin resistance and impending or undiagnosed diabetes.
[ترجمه ترگمان]مکانیزم مورد انتظار که مرده بدنیا آمده و میزان ناهنجاری مادرزادی افزایش یابد شامل مقاومت انسولین و دیابت قرار یا تشخیص داده می شود
[ترجمه گوگل]مکانیسم ظاهری که باعث افزایش میزان ناباروری و آنومالی مادرزادی می شود، شامل مقاومت به انسولین و دیابت تشخیص داده می شود

پیشنهاد کاربران

stillbirth ( علوم سلامت )
واژه مصوب: مرده زایی
تعریف: به دنیا آوردن جنین مرده بعد از هفتۀ بیستم حاملگی


کلمات دیگر: