کلمه جو
صفحه اصلی

stickiness


معنی : چسبناک
معانی دیگر : چسبناکی، چسبانی، چسبندگی

انگلیسی به فارسی

چسبناکی، چسبانی


انگلیسی به انگلیسی

• adhesiveness, quality of being sticky

مترادف و متضاد

چسبناک (اسم)
stick, viscose, slab, goo, stickiness

جملات نمونه

1. And I smelled the pungent stickiness of the glue when I pasted the labels on the matchboxes, table, and chairs.
[ترجمه ترگمان]وقتی من برچسب ها را روی میز، میز و صندلی ها چسبانده بودم، بوی زننده the را حس کردم
[ترجمه گوگل]وقتی چسب زده شدم روی جعبه های بازی، میز و صندلی، چسبندگی شدید چسب را احساس کردم

2. To remove stickiness use a damp cloth.
[ترجمه ترگمان]برای برداشتن چسبندگی از یک پارچه مرطوب استفاده کنید
[ترجمه گوگل]برای حذف چسبندگی استفاده از پارچه مرطوب

3. This stickiness owes much to past labour hoarding: job losses did not match output falls during the recession, so many businesses have not needed to add to payrolls in the early stages of recovery.
[ترجمه ترگمان]این چسبندگی زیاد به احتکار کارگر بدهکار است: خسارت های کار با خروجی در زمان رکود مواجه نشده است، بنابراین بسیاری از کسب و کارها نیاز به افزودن به لیست حقوق لیست در مراحل اولیه بهبود ندارند
[ترجمه گوگل]این چسبندگی بسیار زیاد است، به خاطر تلفات شغلی که قبلا با کارگران مواجه شده بود، در طول رکود اقتصادی با افت تولید مواجه نشد، بسیاری از شرکت ها نیازی به اضافه کردن به حقوق و دستمزد در مراحل اولیه بهبودی نداشتند

4. Bromelain is known to prevent excessive stickiness of blood platelets, 27 which is believed to be one of the triggering factors for angina.
[ترجمه ترگمان]Bromelain به جلوگیری از چسبندگی بیش از حد پلاکت خون مشهور است که به گفته می شود یکی از فاکتورهای آغازگر آنژین است
[ترجمه گوگل]بروملین برای جلوگیری از چسبندگی بیش از حد پلاکت خون شناخته شده است، که به نظر می رسد یکی از عوامل تحریک کننده آنژین است

5. Good stickiness, good holding ability 、 good clearance of impurity in depression and no incomplete glue.
[ترجمه ترگمان]چسبندگی خوب، توانایی نگهداری خوب، پاک سازی خوب ناخالصی در افسردگی و بدون چسب ناقص
[ترجمه گوگل]چسبندگی خوب، توانایی نگه داشتن خوب، پاکسازی خوب ناخالص در افسردگی و عدم چسب ناقص

6. Albumin is a stickiness, gelatinous nature of the material, the effectiveness of metal poisoning have detoxification.
[ترجمه ترگمان]Albumin یک چسبناکی است، ماهیت gelatinous مواد، تاثیر مسمومیت فلزی بر سم زدایی است
[ترجمه گوگل]آلبومین چسبیده، ماهیت ژله ای ماده است، اثربخشی مسمومیت فلزات، سم زدایی است

7. There is relatively strong nominal wage stickiness in China's labor market.
[ترجمه ترگمان]There دست مزد اسمی نسبتا قوی در بازار کار چین وجود دارد
[ترجمه گوگل]چانه زنی نسبتا قوی اسمی در بازار کار چین وجود دارد

8. The strong wage stickiness ensures the effect of the monetary policy in the second segment.
[ترجمه ترگمان]چسبندگی شدید دست مزد تاثیر سیاست پولی را در بخش دوم تضمین می کند
[ترجمه گوگل]انعطاف پذیری دستمزد قوی تأثیر سیاست پولی در بخش دوم را تأمین می کند

9. The nominal price stickiness is the micro reasons for the money output effect.
[ترجمه ترگمان]چسبندگی قیمت اسمی، دلایل خرد برای اثر خروجی پول است
[ترجمه گوگل]چگالی اسمی قیمت دلایل میکرو برای اثر خروجی پول است

10. So the nominal price stickiness makes the money supply influence the output in the second link.
[ترجمه ترگمان]بنابراین چسبندگی قیمت اسمی باعث می شود که منبع پول، خروجی را در پیوند دوم تحت تاثیر قرار دهد
[ترجمه گوگل]بنابراین چگالی اسمی قیمت باعث می شود که عرضه پول بر خروجی در لینک دوم تأثیر بگذارد

11. Stickiness, as that of a newly painted surface.
[ترجمه ترگمان]stickiness، به عنوان یک سطح تازه رنگ شده
[ترجمه گوگل]سادگی، همانند یک سطح تازه رنگ شده

12. There is relatively strong nominal price stickiness in China's commodity market.
[ترجمه ترگمان]چسبندگی قیمت اسمی نسبتا قوی در بازار کالاهای چین وجود دارد
[ترجمه گوگل]چگالی اسمی قیمت نسبتا قوی در بازار کالا چین وجود دارد

13. The stickiness tends to disappear on standing.
[ترجمه ترگمان]چسبندگی در حالت ایستاده از بین می رود
[ترجمه گوگل]چسبندگی تمایل دارد در ایستادن ناپدید شود

14. Reduced tackiness and stickiness during and after application.
[ترجمه ترگمان]کاهش tackiness و چسبناکی در طول و پس از درخواست
[ترجمه گوگل]کمبود و چسبندگی در طی و پس از کاربرد کاهش می یابد

15. The strong stickiness ensures the effect of the monetary policy in the second segment.
[ترجمه ترگمان]چسبندگی قوی اثر سیاست پولی را در بخش دوم تضمین می کند
[ترجمه گوگل]انعطاف پذیری قوی تاثیر سیاست پولی در بخش دوم را تضمین می کند

پیشنهاد کاربران

می تواند معنی "جذابیت" هم بدهد

جذابیت

stickiness ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: چسبناکی
تعریف: خاصیت مادۀ غذایی ای که در هنگام جویدن به کام دهان و دندان ها می چسبد


کلمات دیگر: