کلمه جو
صفحه اصلی

cursive


معنی : خط شکسته، روان
معانی دیگر : سرهم، شکسته، (چاپ) حروف شکسته، (خط انگلیسی)، حروف سرهم، وات های شکسته، متنی که با حروف شکسته نوشته شده است، پیوسته

انگلیسی به فارسی

پیوسته، روان، خط شکسته


ناقص، خط شکسته، روان


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: of writing in which individual letters within words are joined, or of print that simulates such writing.

- She wrote the invitations in a beautiful, flowing cursive style.
[ترجمه ترگمان] او دعوت را به سبک شکسته و شکسته نوشته بود
[ترجمه گوگل] او دعوت نامه ها را در شیوه ای زیبا و پرطرفدار نوشت
اسم ( noun )
مشتقات: cursively (adv.)
(1) تعریف: any typeface that resembles cursive writing.
مشابه: script

(2) تعریف: an individual letter or character written in a cursive style.
مشابه: script

• curved, rounded; connected and rounded (of letters and handwriting)

مترادف و متضاد

خط شکسته (اسم)
cursive

روان (صفت)
clear, handy, easy, spirit, current, versatile, fluid, liquid, smooth, glib, fluent, cursive, profluent, voluble

جملات نمونه

1. your cursive handwriting is hard to read, please print!
خط سرهم شما خوانا نیست لطفا با حروف بزرگ بنویسید!

2. printed in cursive
چاپ شده با حروف شکسته

3. Wright's system for cursive script recognition has efficient low-level processing but relies on a dictionary and higher level linguistic processing.
[ترجمه ترگمان]سیستم رایت برای تشخیص خط پیوسته پردازش سطح پایینی دارد اما متکی بر یک فرهنگ لغت و پردازش زبانی سطح بالاتر است
[ترجمه گوگل]سیستم رایت برای به رسمیت شناختن اسکریپت فراخوانی پردازش سطح پایین کارآمد است، اما متکی به یک فرهنگ لغت و پردازش زبان سطح بالا است

4. Elastic curve matching has also been applied to cursive script recognition.
[ترجمه ترگمان]تطبیق منحنی الاستیک نیز به شناسایی خط پیوسته اعمال شده است
[ترجمه گوگل]تطبیق منحنی الاستیک نیز برای به رسمیت شناختن اسکریپت فراخوانی شده است

5. Details of the particular on-line cursive script recogniser and the interface to further levels of processing were given.
[ترجمه ترگمان]جزییات مربوط به خط شکسته خط پیوسته خط و رابط برای سطوح بالاتر پردازش داده شد
[ترجمه گوگل]اطلاعات مربوط به شناسایی اسکریپت خطی خاص و رابط کاربری به سطوح بیشتر پردازش داده شد

6. Likewise, in cursive handwriting it is often difficult to determine where one letter stops and another starts.
[ترجمه ترگمان]به همین ترتیب، در دست خط شکسته، تعیین محل توقف یک حرف و شروع بعدی دشوار است
[ترجمه گوگل]به همین ترتیب، در رونویسی دستخط، اغلب دشوار است که در آن یک حرف متوقف شود و دیگری شروع شود

7. Cursive script is the mode in which a person normally writes text but is more difficult still to recognise automatically.
[ترجمه ترگمان]کدنوشته Cursive حالتی است که در آن یک فرد به طور معمول متن می نویسد اما باز شناخت خود دشوارتر است
[ترجمه گوگل]اسکریپت نویسی حالت است که در آن شخص به طور معمول متن را می نویسد، اما هنوز به رسمیت شناختن آن مشکل تر است

8. Furthermore, with cursive handwriting, words are difficult to segment into the constituent letters.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، با خط شکسته، کلمات برای تقسیم بندی به حروف اصلی مشکل هستند
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، با دست خط زدن، کلمات به سختی به حروف قانونی تقسیم می شوند

9. Handwritten text, either cursive or hand-printed, is much more difficult to recognise than printed text.
[ترجمه ترگمان]متن Handwritten، شکسته یا شکسته - به مراتب دشوارتر از متن چاپی است
[ترجمه گوگل]متن دست نوشته شده، به صورت نوشته یا دست چاپ شده، بسیار دشوارتر از متن چاپ شده است

10. Of all the marks of blue whale cursive, the most colorful was the defecation trail.
[ترجمه ترگمان]از میان همه نشانه های of که در آن دیده می شد، اثری از مدفوع در آن دیده نمی شد
[ترجمه گوگل]از همه علائم ناهنجاری آبی رنگ، رنگارنگ ترین مسیر پیروزی بود

11. Richter: Access to the Archives is exclusive by cursive order by the Holy Father.
[ترجمه ترگمان]مقیاس ریشتر: دسترسی به آرشیوها توسط پدر مقدس منحصر به فرد است
[ترجمه گوگل]ریشتر: دسترسی به آرشیو توسط منحصر به فرد توسط پدر و مادر مقدس منحصر به فرد است

12. Zhang Xu is renowned for his cursive handwriting.
[ترجمه ترگمان]ژانگ Xu معروف به خط شکسته خود است
[ترجمه گوگل]ژانگ خو برای دست خط دستخط خود مشهور است

13. Qianlong's Xingkai hardness and softness, cursive Xiaojiu elegant, pleasant people.
[ترجمه ترگمان]سنگدلی و نرمی و نرمی و cursive و elegant و pleasant بود
[ترجمه گوگل]Xiankai سختی و نرمی Qianlong، Xiaojiu cursive زیبا، مردم دلپذیر است

14. Chinese cursive writing is very difficult to read.
[ترجمه ترگمان]نوشتن خط شکسته چینی بسیار دشوار است
[ترجمه گوگل]نوشتن نامه نویسی چینی برای خواندن بسیار دشوار است

15. The cursive rhythms and hot tonality of hot nudes of the 1920s recall Delacroix, Limited and even conventional in its Mediterranean genre, Smith's best work has great formal authority.
[ترجمه ترگمان]ریتم های شکسته و رنگ های گرم of گرم دهه ۱۹۲۰ باعث به یاد آوردن Delacroix، محدود و حتی مرسوم در سبک مدیترانه ای اش، بهترین اثر اسمیت قدرت رسمی بالایی دارد
[ترجمه گوگل]ریتمهای ریاضی و تطابق گرم در نقدهای داغ دهه 1920 Delacroix، Limited و حتی متعارف در ژانر مدیترانه او را به یاد می آورند، بهترین کار اسمیت، اقتدار رسمی عالی است

your cursive handwriting is hard to read, please print!

خط سرهم شما خوانا نیست، لطفاً با حروف بزرگ بنویسید!


printed in cursive

چاپ شده با حروف شکسته


پیشنهاد کاربران

خط شکسته

روان نویس


کلمات دیگر: