1. I'm so hungry that I can stodge a sheep.
[ترجمه ترگمان]خیلی گشنمه که بتونم یه گوسفند درست کنم
[ترجمه گوگل]من خیلی گرسنه هستم که می توانم یک گوسفند را ببلعد
2. This is the carbohydrate stodge we were warned about in the Kylie article.
[ترجمه ترگمان]این the carbohydrate که در مورد کایلی به ما هشدار داده شد
[ترجمه گوگل]این کوره های کربوهیدرات ما در مورد مقاله کایله هشدار داده شده است
3. You shouldn apos teat too much stodge in your diet .
[ترجمه ترگمان]تو نباید تو رژیم غذایی زیادی شیر بخوری
[ترجمه گوگل]شما نباید در مورد رژیم غذایی خود را بیش از حد بزرگ بشویید
4. You shouldn't eat too much stodge in your diet.
[ترجمه ترگمان]تو رژیم غذایی زیادی نمی خوری
[ترجمه گوگل]شما نباید در رژیم غذایی بیش از حد غذا بخورید
5. But you shouldn t stodge yourself with roast duck and beef stew, John .
[ترجمه ترگمان]اما جان، تو نباید خودت را با گوشت کبابی و تاس کباب درست کنی
[ترجمه گوگل]اما شما نباید خودتان را با اردک کبابی و گوشت گاو نوش جان کنید، جان
6. You shouldn't stodge yourself with roast duck and beef stew, John.
[ترجمه ترگمان]تو نباید خودت رو با گوشت کبابی و تاس کباب درست کنی، جان
[ترجمه گوگل]شما نباید خودتان را با اردک گوشت گاو و گوشت گاو نیش بزنید، جان
7. It is your treat, but you shouldn't stodge yourself with roast duck and beef stew, John.
[ترجمه ترگمان]این کار تو است، اما تو نباید خودت را با اردک کباب و گوشت گاو درست کنی، جان
[ترجمه گوگل]این درمان شماست، اما نباید خودتان را با اردک گوشت چرخ کرده و گوشت گاو نیش زد، جان
8. This huge dish of overpriced stodge should be extinct.
[ترجمه ترگمان]این غذای چینی گرون قیمت باید منقرض بشه
[ترجمه گوگل]این ظرف بزرگ از چاقو بیش از حد باید منقرض شود
9. Because the stodge contains N not only second square super quantity of heat, and the number one killer that also is health.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که stodge شامل N واحد حجم بالای گرما و عدد یک قاتل است که سلامتی نیز دارد
[ترجمه گوگل]از آنجا که جوش شامل N نه تنها دوم مربع فوق العاده مقدار حرارت، و شماره یک قاتل که همچنین سلامت است
10. Come blues, of course, find expression through raw urban rock juices rather than standard muso stodge.
[ترجمه ترگمان]البته افسردگی به جای استاندارد muso stodge، از طریق عصاره سنگ خام شهری بیان می شود
[ترجمه گوگل]بیایید بلوز، البته، از طریق آب سنگ های روغنی خام به جای عدسی های معمولی، پیدا کنید
11. Why should every vital and creative and good person be martyred by the great universal stodge around?
[ترجمه ترگمان]چرا باید همه افراد مهم و خلاق و با حسن نیت در سراسر جهان شهید شوند؟
[ترجمه گوگل]چرا باید هر شخص حیاتی، خلاق و خوبی را با کلاهبرداری عظیم جهانی مقابله کند؟
12. Traditionally right up until the 1970s in fact - bream groundbait consisted of buckets of stodge.
[ترجمه ترگمان]به طور سنتی تا دهه ۱۹۷۰ تا دهه ۱۹۷۰ - groundbait شامل of از stodge بود
[ترجمه گوگل]در واقع به طور سنتی تا سال 1970 در واقع - بوته چمن شامل سطل از چاقو بود
13. She retched and failed, squeezed, tried again, tried desperately to choke out the stodge that blocked her.
[ترجمه ترگمان]او عق زد و شکست خورد و دوباره تلاش کرد، و سعی کرد the را که او را مسدود کرده بود خفه کند
[ترجمه گوگل]او دوباره تلاش کرد و شکست خورد، فشرد و سعی کرد مجددا تلاش کند تا جرقه ای را که او را مسدود کرده بود خفه کند
14. Its advantage depends on need not be on a diet, lotus leaf tea is drinkable after period of time, to alimental the hobby is met abiogenesis change, become do not love to eat a stodge .
[ترجمه ترگمان]مزیت آن بستگی به نیاز به رژیم غذایی، چای برگ نیلوفر آبی بعد از دوره زمانی دارد، برای alimental سرگرمی با تغییر abiogenesis مواجه شده است، و دوست نداشته باشد که یک stodge بخورد
[ترجمه گوگل]مزیت آن بستگی به نیاز به رژیم غذایی ندارد، چای برگ نیلوفر آبی بعد از گذشت زمان، بعد از زایمان، سرگرمی تغییر می کند، تغییر نمی کند، دوست ندارم غذا بخورم