1. Sinclair Lewis was stormy petrel in his life as in his books.
[ترجمه ترگمان]\"سینکلر\" در زندگی خود مانند کتاب های او مرغ طوفان بود
[ترجمه گوگل]سینکلر لوئیس در زندگیاش با طوفانهای طوفانی مانند کتابهایش بود
2. The stormy petrel soars with a scream, a streak of black lightning, as an arrow pierces the clouds, on wing-tip slicing the wave froth.
[ترجمه ترگمان]توفان طوفان در آسمان پرواز می کند، مثل تیری که ابرها را سوراخ می کند، نوک امواج را پاره می کند
[ترجمه گوگل]باتلاقی طوفانی با فریاد می زند، یک رگه از رعد و برق سیاه و سفید، به عنوان یک فلش ابرها را بر روی بال، نوک بال، برش موج موج
3. In the face of the stormy petrel, I am just a groaning seagull, a whimpering loon or a stupid penguin.
[ترجمه ترگمان]در صورت توفان توفانی، من فقط یک مرغ دریایی نالان هستم، یک مرغ دریایی نالان یا یک پنگوئن احمق
[ترجمه گوگل]در مواجهه با طوفان های طوفانی، من فقط یک درایو در حال تغذیه، یک لانه شاداب و یک پنگوئن احمقانه هستم
4. The valiant Stormy Petrel proudly wheels among the lightning, o'er the roaring, raging ocean, and his cry resounds exultant, like a prophecy of triumph – Let it break in all its fury!
[ترجمه ترگمان]طوفانی پر از رعد و برق در میان رعد و برق، در میان رعد و برق، مانند پیشگویی پیروزی، از شادی و شادی، مانند پیشگویی پیروزی در همه خشم، طنین می افکند
[ترجمه گوگل]شورش طوفانی پتلل با افتخار در میان رعد و برق، اقیانوس ریشخند، اقیانوس خشمگین است، و گریه او، مانند یک پیشگویی از پیروزی، تحسین برانگیز است - اجازه دهید آن را در تمام خشم خود شکستن!
5. He's a stormy petrel.
[ترجمه ترگمان] اون طوفان طوفان طوفان - ه
[ترجمه گوگل]او یک پرتقال طوفانی است
6. At last, one of the company's most skillful " trouble - shooters " was sent to interview this stormy petrel.
[ترجمه ترگمان]سرانجام یکی از the \"تیراندازان - تیراندازان\" برای مصاحبه با این مرغ طوفان فرستاده شد
[ترجمه گوگل]در نهایت، یکی از شرکای مشکل ترین اساتید شرکت برای مصاحبه با این خیزران طوفانی فرستاده شد
7. Between the clouds and the sea proudly soars the stormy petrel, as a streak of black lightning.
[ترجمه ترگمان]در میان ابرها و دریا با غرور و غرور در آن توفان طوفان فرو می رود، مثل یک خط صاعقه سیاه
[ترجمه گوگل]بین ابرها و دریا با افتخار می کوبد، طوفان طوفانی، به عنوان یک رگه از رعد و برق سیاه و سفید